• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲ مرداد ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی۲ مرداد ۱۴۰۰
فرزندان فرزندان ما

طالبان در حال پهن کردن بساط خود در افغانستان است . این قوم نیمه وحشی که کاردستی آمریکایی ها به حساب می آیند و سردرآخور دلارهای نفتی عربی و مواد مخدر دارند در پوست شیر رفته و ادای غیرتمندان وطن دوست را در می آورند و برای آمریکایی هایی که آنها را در برابر اشغالگران روسی تجهیز کردند شاخ و شانه می کشند در حالی که با همین آمریکایی ها دور یک میز نشستند و با آنها به توافق رسیدند . آنچه طالبان از اسلام فهمیده اند خانه نشین کردن زنان و بمب گذاری در مدارس دخترانه و مجبور کردن مردان برای ریش گذاشتن و ظاهر سازی و به نمایش گذاشتن پوستی بی مغز از اسلام است . ولی همین موجودات پلید برای تامین پول خرید اسلحه افغانستان را به کانون تولید و توزیع مواد مخدر تبدیل کرده اند و مدعی هستند که می خواهند اسلام را زنده کنند . البته ناگفته نماند که تنها راه معرفی این گروه سلفی و بنیادگرا به افغانستان این است که چند صباحی حکومت کنند تا توخالی بودن طبل پر سر و صدای آنها برای مردمشان مشخص شود . مسلما چند سال دیگر ماهیت اصلی این موجودات بیگانه با تمدن که توسط آمریکایی ها باد شده اند ، بر همگان آشکار می شود . شعار اصلی طالبان احیای سنت پیامبر ، بیگانه ستیزی و استقلال طلبی است در حالی که از ابتدا تا کنون هر کاری کرده اند در جهت خشن جلوه دادن اسلام و تبلیغ سبعیت و درنده خویی و وابسته نگه داشتن افغان ها و چرب کردن سفره بیگانگان بوده است . هدف اصلی آمریکایی ها از روی کار آوردن طالبان جمع کردن بساط مسلمانی و استحاله فرهنگی در این کشور است . زیرا چنین افرادی تا به قدرت نرسند و ویرانگری و بی نظمی به بار نیاورند ماهیتشان پنهان می ماند اما وقتی مست از باده قدرت انسانیت را زیر پا گذاشتند دیگر حرفی برای گفتن نخواهند داشت . روی کار آمدن بنیادگرایان مدعی مسلمانی بخشی از پروسه ی استعمار جدید است تا اسلام واقعی که بر شایسته سالاری و عدالت طلبی استوار است همچنان ناشناخته باقی بماند . این طرح استعماری نزدیک به نیم قرن پیش کلید خورده و تکمیل کننده پازل جنگ های صلیبی است . ماموریتی که برای طالبان تعریف شده متنفر کردن افغانی ها از دین ، فراری دادن نخبگان افغانی به کشورهای توسعه یافته ، به لجن کشیدن اقتصاد نیمه جان افغانستان و گرم کردن بازار اسلحه فروشی و تولید و توزیع مواد مخدر است از این رو زمانی خواهد رسید که افغانی ها برای پناهنده شدن به بیگانگان به تغییر دین روی بیاورند و عطای افغانستان طالبانی را به لقای آن ببخشند . بی شک با تهی شدن انبان مدعیان مسلمانی از معنویت آنچه برای افغانی ها می ماند اقتصادی از هم پاشیده ، ملتی با غرور شکسته و پشیمان از خوشامد گویی به ارتجاع و آمادگی برای تن سپردن به اجرای نقشه بیگانگان است . لذا به نظر می رسد مردم افغانستان تا رسیدن به نقطه ای که به ماهیت پلید این گروه سلفی پی ببرند نیازمند گذشت زمان هستند . تا آن روز افاغنه باید چند سال زورگویی را از سر بگذرانند و به شعارهای صد من یک غاز دل خوش کنند و به امید واهی ایجاد مدینه ی فاضله اسلامی هزینه های مالی و جانی فراوانی بپردازند و با چشم بستن بر عبرت های تاریخی که تجربه کرده اند شاهد اضمحلال بخشی از میراث فرهنگی سرزمینی باشند که خاستگاه انسان های آزاد اندیشی چون حضرت مولانا بوده است . در حال حاضر سرنوشت اغلب مسلمانانی که به استقبال گروه های تندرو رفته اند به دلارهای نفتی و نقشه های استعماری گره خورده و عده ای که نه از اقتصاد چیزی می دانند و نه قادر به درک مناسبات سیاسی در عرف بین المللی هستند جلو افتاده و خود را سخنگوی مردمی عقب نگه داشته شده می دانند . کسانی که از اسلام جز ظاهر سازی ، تحقیر و خانه نشین کردن زنان و سنگسار آنها و شلاق زدن مردان فاقد ریش چیزی نمی دانند . به نظر می رسد غربی ها خصوصا آمریکا راهی مناسب برای مدرنیزه کردن بخش هایی از آسیای مسلمان نشین پیدا کرده اند و قصد دارند با ذبح کردن اسلام توسط گروه های تندرو و بنیادگرای مدعی مسلمانی نظیر داعش و طالبان افکار عمومی کشورهای مورد هجمه قرار گرفته را برای پذیرش الگوهای زندگی غربی آماده کنند . تضعیف دولت مرکزی در سوریه و عراق و افغانستان نمونه های بارزی برای اثبات این مدعاست چرا که مردم این مناطق پس از چند دهه تحمل انواع شداید آماده می شوند تا به تجزیه شدن کشورشان تن دهند . بی شک فرزندان فرزندان ساکنان برخی از سرزمین های اسلامی در کتاب های تاریخی آینده به اسرار افشا شده ی چنین توطئه هایی پی برده و بر ساده لوحی پدران و مادران خود افسوس خواهند خورد .

Comments are closed.