• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۶ مرداد ۱۴۰۰

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۱۶ مرداد ۱۴۰۰
واجب تر از نان شب

در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای رئیسی سخن از تحول خواهی به عنوان رویکردی مردمی در انتخابات به میان آمد . طبیعی است اگر بنا بر تحول خواهی باشد باید شاهد چنین رویکردی در تمامی ابعاد از جمله سیاست خارجی باشیم . سیاست خارجی ایران تاکنون بر خلاف هدف گذاری ها ، ایران را به کتک خور منطقه در نبردهای اقتصادی تبدیل کرده است . روز پنجشنبه یکی از کارشناسان اقتصادی در شبکه ۴ صدا و سیما اظهار داشت که “وضعیت اقتصادی ایران در دوره های ۸ ساله ریاست جمهوری سال به سال بدتر شده است “. در عصر کنونی آنچه به عنوان نماد اقتدار یک ملت قابل نمایش دادن است وضعیت مطلوب شاخص های اقتصادی است . نمودارهایی که دیروز صبح در شبکه خبر صدا و سیما از شاخص هایی اقتصادی به نمایش درآمد بیانگر وضعیت رقت انگیز و تاسف بار ایران از این جهت است . اقتصاد همه چیز یک ملت است و همواره به عنوان پشتوانه و تکیه گاهی قابل اعتنا برای فرهنگ و سیاست و اجتماع مطرح بوده و خواهد بود . لذا در بحث سیاست خارجی تمامی تلاش ها باید معطوف به بهره گیری از ظرفیت های اقتصادی کشور باشد . این که ما بتوانیم نفت خود را به هر کشوری بفروشیم و با هر کشوری فراخور منافعمان داد و ستد داشته باشیم در واقع پرچم استقلال ماست که همواره باید در اهتزاز باشد . کسانی که به دنبال مصادیقی غیرمتعارف برای تبیین استقلال کشور هستند درک صحیحی از نقش اقتصاد در ایجاد امنیت ندارند . این که گفته می شود دشمنان با مانع تراشی ما را در محاصره اقتصادی قرار داده اند ، دستاویزی برای توجیه شرایط موجود نیست چرا که هنر سیاستمداران و مدعیان اداره کشور باید این باشد که حق مردم را در این دنیای پر آشوب بگیرند نه این که مناسبات مالی ما به گونه ای باشد که حتی همسایگانمان نتوانند بدهی خود را به ما بپردازند . وزیر امور خارجه باید از آنچنان اختیارات و توانایی هایی برخوردار باشد که بتواند از حقوق مردم ایران در میادین اقتصادی دفاع کند و تصمیماتی بگیرد که به نفع مردم باشد ! این که بازرگان ایرانی برای انجام مبادلات ارزی مستاصل باشد نشانه ای از هدف گذاری های محقق نشده در عرصه سیاست خارجی است . متاسفانه کسانی که به تعریف امنیت می پردازند متوجه جایگاه ویژه ی اقتصاد در امنیت نیستند . دفاع ما از مظلومین جهان که در پیشانی برنامه های سیاست خارجی است در گرو برخورداری از قدرت بالای اقتصادی است ، همانطور که آمریکا اهداف مزورانه ی خود را با حمایت اقتصادی از دوستان منطقه ای اش دنبال می کند ایران نیز برای این که بتواند حرف خود را در دنیا در دفاع از دوستانش به کرسی بنشاند ؛ پیش از هر چیز نیازمند اقتدار اقتصادی است . چند درصد از کشورهایی که نمایندگان خود را برای شرکت در مراسم تحلف فرستاده بودند با ما رابطه ی اقتصادی مفید دارند ؟ آمریکا و اروپا و حتی روسیه و چین اگر چه ظاهرا از جهاتی هم نظر محسوب نمی شوند اما عملا دست و پای ایران را در عرصه ی اقتصادی بسته اند به طوری که هم کشوری مانند چین که کالاهایش را به صورت قانونی و غیرقانونی به ایران صادر می کند مانع رشد اقتصادی در ایران است و هم آمریکا که تمامی نیروی خود را روی تحریم ایران متمرکز کرده است . چین و آمریکا از این منظر مانند دو لبه ی قیچی عمل می کنند ، یکی در لباس دوست و دیگری در لباس دشمن ! کما این که شرق و غرب دست در دست هم وحشیانه ترین و فرسایشی ترین جنگ را به ایران تحمیل نموده و با فرسایشی کردن جنگ بیشترین خسارت را به کشور ما وارد کردند و دست آخر هم خودشان آن را تمام کردند و سپس بار مالی و دردسرهای ناشی از بحران های منطقه ای متعاقب جنگ در عراق و افغانستان نیز بر سر ایران آوار شد . در جریان منازعات دیپلماتیک و جنگ سفارت خانه ها و آتش زدن آنها نیز جز دستاویزی برای اتهام تراشی دشمنان و گرفتن خسارت های چند برابری و ارائه ی تصویری غیرواقعی از مردم ایران فراهم نشد . از سویی دیگر رژیم کودک کش و اشغالگر اسرائیل علی رغم سرمایه گذاری های مادی و معنوی ایران برای استحکام پایه های مقاومت و آزاد سازی فلسطین ، با بهره گیری از سیاست ایران هراسی اعراب را به سمت خود متمایل ساخت تا کشورهای عربی ثروتمند را در برابر ایران قرار دهد و در ماجرای تحریم های اقتصادی اجازه ندهند مشکلی در بازار نفت ایجاد شود . سود این درگیری منطقه ای هم نصیب چین و روسیه شد که در این آب گل آلود قلاب انداخته بودند . در ایران کمتر کسی پیدا می شود که دل خوشی از آمریکا و اسرائیل داشته باشد اما اغلب مردم معتقدند که ما نباید در میدان اقتصادی قربانی محاسبات غلط سیاسی شویم!. در همین ماجرای تحریم ها اتفاقات زیادی افتاد که رسانه ای نشد یعنی آمار دقیقی از خسارت های مالی وجانی که مردم متحمل شدند در دست نیست . البته که ما باید با آمریکا مبارزه کنیم اما شاید بهتر باشد در راستای ایجاد تحول در سیاست خارجی طوری با آمریکا و اسرائیل مبارزه کنیم که آنها را در عرصه های اقتصادی که مهمترین جبهه ی جنگی است شکست دهیم . آمریکا در چین سفارتخانه دارد ولی سالیانه میلیاردها دلار بابت جنگ اقتصادی که چینی ها به راه انداخته اند متضرر می شود و تمامی وقت ترامپ در چهار سال ریاست جمهوری اش صرف ایجاد موازنه و تراز بازرگانی با چین شد . کسانی که تلاش می کنند با چشم بستن بر روی عقب افتادگی های اقتصادی ناشی از مدیریت غلط کشور ، تحلیلی خوشبینانه از سیاست خارجی ارائه دهند به مفهوم اقتصاد سیاسی پی نبرده اند . این که ما به گونه ای رفتار کنیم که در تنگنای اولویت های استراتژیک تحمیلی گرفتار شویم هنر نیست . بدون تردید ما باید با آمریکا مبارزه کنیم اما چنین مبارزه ای باید حساب و کتاب داشته باشد . این که ما بگوییم آمریکا در حال نابودی است تغییری در شاخص های اقتصادی این کشور که علایم حیاتی آن است ایجاد نمی کند . وقتی ما می گوییم تحریمها کاغذ پاره است این کاغذ پاره ها نباید ۱۰۰ میلیارد دلار از درآمد نفتی ما بکاهد . مردم ما به چه جرمی نباید به دارو و اقلام استراتژیک دسترسی داشته باشند ؟
شکننده ترین ارتباطات بانکی را با دنیا داریم تا جایی که حتی همسایگان ما قادر به پرداخت بدهی شان به ما نیستند ! از این نظر نیازمند تحولی شگرف در حوزه های مالی هستیم و بالاخره تکلیف ما با موضوع پولشویی و fatf هم باید روشن شود ! استخوان لای زخم که نمی شود ! به نظر می رسد اگر قرار است شاهد تحولی فراگیر در عرصه های گوناگون باشیم بهتر است اول از همه به سراغ سیاست خارجی برویم که از نان شب هم واجب تر است

Comments are closed.