• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۱ مرداد ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۳۱ مرداد ۱۴۰۰
ویروسی که از فضا آمد

آمریکا می گوید ویروس کووید ۱۹ از آزمایشگاه چین بیرون آمده و چین می گوید از آزمایشگاه آمریکا اما هیچکدام نمی گویند همراه با مسافرین فضایی به هنگام بازگشت به زمین منتقل شده اند و یا آنکه پرده دری لایه اوزن و گازهای گلخانه ای باعث آسیب پذیری و تغییرات آب و هوایی شده به نحوی که شرایط طبیعی زیست در کره زمین دچار اختلال شده و مردم و سایر جانداران را در معرض خطر و نابودی قرار داده است.
راستی کشورهای صنعتی با زمین چه کردند که این بهشت خدایی به این روز افتاده که جنگل های انبوه و وسیع یکی پس از دیگری طعمه آتش می شوند و محیط زیست، انسان و گیاهان و جانوران را آسیب پذیر کرده اند؟ توفانها و سیل های ویرانگر را چه کسی به یاد دارد؟
قدر زمین و نعمت های آن را ندانستیم و اینک کشورهای آمریکا، روسیه و چین و بعدها ژاپن و شاید هم در آینده ای نه چندان دور ایران هم به دنبال زمینی دیگر در فضا جستجوگر و سرگردان شوند.
در منظومه شمسی که تاکنون سیاره ای با شرایط زمین پیدا نشده و اگر هم در آینده در منظومه های دیگر پیدا شود که بیشتر بتوان در آنجا زندگی کرد چیز تازه ای یافت نشده بلکه به قول حافظ خودمان: «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.»
زمینی که این همه فایده به موجودات زنده رسانده و از آب و آفتاب و باد و باران گرفته تا خاک و آتش و معادن و گل ها و گیاهان و هوای تازه و نسیم روح بخش چه کم دارد که ما از سطح تا اعماق آن را تخریب کرده، هوایش را آلوده و فضایش را مسموم کرده ایم؟
زمینی که حتی بلایای طبیعی اش هم فایده رسانند و به ما می آموزند که چه کنیم تا مصونیت بیشتری پیدا کنیم چه کم دارد که به دنبال سیارات دیگر میلیاردها دلار هزینه می کنیم و برای پیدا کردن سیاره قابل زیست دیگری زمین را فراموش می کنیم؟
این سخنان بدین معنی نیست که از پژوهش های علمی و فضایی دست برداریم و به حال خود برسیم. بلکه برعکس باید از این پژوهش ها و ناکامی ها درس بگیریم و بدانیم وقتی امیدمان از زندگی در ماه و مریخ و زهره و بالاتر از آنها قطع شده و جز با سیارات غیرقابل زیست و بدون آب مواجه نشده ایم حداقل قدر زمین را بدانیم و برای حفظ این نعمت خدادادی همه با هم متحد شویم و قبل از آنکه دیر شده باشد به این فهم برسیم که زمین همان گوهر نایابی است که در ناکجاآبادها به دنبال آن می گردیم و پیدایش نمی کنیم اما روی آن زندگی می کنیم !
و اما بعد؛
بشر امروز و دیروز و پار و پیرار، بسیاری از بیماری های مسری از جمله وبا، طاعون، حصبه، آبله، کزاز، فلج اطفال، سل و نهایتا آنفلوآنزا و مالاریا را پشت سر گذاشته و برای گریز از آنها واکسن و یا دارو کشف و تهیه کرده است.
اما هیچ یک از آنها همانند کووید ۱۹ جهش های دوره ای نداشته اند، از کجا معلوم که این واکسن ها بتوانند پاسخگو و یا مداواکننده جهش های بعدی باشند؟
دلتا در هند فاجعه آفرید، در ایران ما هم اینک در حال فاجعه آفریدن است. چند روز قبل عنوان شد که جهش نوظهوری در فیلیپین کشف شده که از دلتا بدتر است. اینک این سئوال مطرح است که جهش های آتی تا کی ادامه دارند و چه نسل هایی در آینده با این ویروس به گورستان روانه می شوند؟
آیا این بیماری های نوظهور نشانه ای از تغییرات آب و هوایی زمین نیستند؟
آیا سرطان های کشنده به علت تغییرات ژنتیکی دانه های گیاهی و دست بردن در نظم و قوانین طبیعی نیستند؟
آیا تغذیه های ناشی از تهیه مواد دستکاری شده موجب بروز سرطانها نشده اند؟
آیا زندگی آپارتمانی و نشستن در سایه و دور بودن از نور و گرمای خورشید آدمی را آسیب پذیر نمی کند؟
این سئوالات و بسیاری از سئوالات دیگر که در آینده از یکدیگر خواهیم کرد همه بیانگر دور شدن از زندگی طبیعی و سرعت بخشیدن به ماشین و ورود به یک چالش مستمر ناآرامی است که انسانها را از نعمت امنیت و آرامش دور می کند و اثرات مخرب بمب های اتمی و هیدروژنی آشکار می سازد.
خداوند در قرآن فرموده: «هُوَ انشاءکم من الارض و استعمرکم فیها فاستغفرو…» [خداوند زمین را ایجاد کرد برای شما تا آن را آباد کنید پس توبه کنید]
آیا زمان توبه بشر از خرابی ها، جنایت ها، جنگ و ستیزها و برادرکشی ها فرا نرسیده؟
آیا زمان آن نرسیده که برای حفظ نسل های آینده و برای حفظ اصالت و هویت زمین از اسب سرکش جهل و غرور پیاده شویم و از همین ویروسی که فوج فوج ما را می کشد درس بگیریم و به خویشتن خویش بازگردیم؟
اگر قرن ها زمین آنچنان لطیف و روح نواز بود که شاعران جز از گل و می و معشوق و سرو و آب روان نمی سرودند، امروز زمین چنان آلوده است که جز از ارتفاع دود و جیغ بنفش و آبرفت خون نمی سرایند!
به نظر می رسد با این وصف قیامت و پایان زمین نزدیک شده آیا می توانیم زمان آن را به تأخیر اندازیم؟ بازگردیم به راه مقصود
گرگ کی باشد و روباه که بود؟
والسلام

Comments are closed.