سرمقاله محمد عسلی ۲۳ شهریور ۱۴۰۰
رابطه قانونمندی با تمدن
دین، سنت، اجماع، عقل، فرهنگ و تعاملات اجتماعی رابطه ای مستقیم با تمدن دارند. تمدن به یک مفهوم کلی برآمده از هنر قانونمندی است. مجسمه ساز، نقاش، موسیقی دان، هنرپیشه سینما و تئاتر و حتی یک کاسب جزء یا آموزگار و استادی که دانش و تجربه خود را به نوآموزان و دانشجویان منتقل می کند قطعاً از قانونی تبعیت می کنند که با رعایت آن به دانش و تجربه رسیده اند.
اگر در شهری شرایط قانونمندی فراهم نباشد آن شهر تسلیم هرج و مرج و بی نظمی است. مدیری می تواند ادعای تمدن و فرهنگ داشته باشد که تابع قانون باشد و در دستورالعمل ها و انجام وظیفه از قانونمندی تخطی نکند.
شهرداری می تواند مدعی عملکرد به وظیفه باشد که شهر تابعه اش به حسب کمی و کیفی و ظاهر و باطن در احداث بناها، خیابان ها، کوچه ها، پیاده روها، باغ ها و دیگر بناها و نیز رفت و آمد مردم و اتومبیل ها رعایت ضوابط و قانون و آئین نامه ها شده باشد.
وقتی خیابانها خط کشی واضح و آشکار و مستمری نداشته باشد و کناره و وسط خیابان نامشخص باشد وقتی چاله ها، سرعت گیرها، برآمدگی ها در خیابانها بدون علامت باشند رانندگان به خود اجازه می دهند. حقوق دیگران را رعایت نکنند و شهردار را متهم کنند به بی خیالی و سهل انگاری.
وقتی شرکت های گاز، آب، برق و تلفن اجازه داشته باشند از وسط خیابان لوله و کابل عبور دهند و پس از کند و کوب تا مدتها گودی ها را به حال خود رها کنند و پس از آسفالت مجدد سطوح تخریب شده را از سطح خیابان بالا و پائین ترمیم نماینده علاوه بر آنکه به اتومبیل های عبوری خسارت می زنند در زمستانها هم آب در فرورفتگی ها جمع می شود و آه و ناله مردم را بالا می برد و ایجاد نارضایتی می کند یعنی با قانونمندی فاصله داریم و نمی توانیم ادعای مدنیّت داشته باشیم. لذا لازمه قانونمندی ایجاد شرایط و انگیزه ای است که موانع از پیش رو برداشته شود تا عاملان خود مانع نباشند.
شهری که در شهرسازی آن رعایت هم سطحی ارتفاع ساختمانها نشده باشد و بناها با توجه به توانایی و سلایق مالکان ساخته شده باشد، شهری که از بالای سقف و پیشانی مغازه و ادارات آن تابلوهای غیرهمسطح طویل و عریض و کوتاه و بلند به صورت نامطلوبی نصب شده باشند شهری که در پیاده روها و کنار خیابان آن دست فروشی رواج دارد. شهری که در خیابان های آن اتومبیل های فرسوده و کهنه هوا را به سموم آلاینده های فسیلی آلوده می کنند.
شهری که فاصله درخت نشانی در آن رعایت نشده و با کرم خوردگی درختان مبارزه نشده باشد، شهری که در چهارراه های آن خط عابر پیاده واضح نباشد از مردم آن چه توقعی داریم که وسط خیابان راه نروند و رعایت حق تقدم و حقوق شهروندان را بنمایند؟
ما در قرآن می خوانیم که «اشدا، علی الکفار و رحماء بینهم» ای کاش مدیران و نیروهای انتظامی ما به این مهم توجه می کردندکه اشداء علی القانون شکنان را حتی در تخلفات اعمال نمایند.
نظم و قانونمندی دو روی یک سکه اند، ایجاد نظم بعضاً بدون قاطعیت امکانپذیر نیست. جریمه های سنگین عبور از چراغ قرمز برای هیچ راننده ای خوش آمد نیست. حضور جدی نیروهای انتظامی و پلیس در خیابانها و سر چهارراه ها قانون شکنان را مطیع می کند.
مشکل عمده ای که در روابط و تعاملات اجتماعی دیده می شود چانه زنی و توجیه تخلفات است به هر دلیل و متأسفانه این وضعیت عادت شده است.
باید این عادت شکسته شود تا همه چیز و همه کس در جای خود قرار گیرند. در آن زمان است که می توانیم قانونمندی را نهادینه کنیم و در برابر تقاضاهای غیراخلاقی و غیرقانونی بایستیم. توصیه طلبی، رانتخواری، واسطه گری و باجخواهی برای انجام کارهای قانونی و غیرقانونی با فرهنگ، سنت، اخلاق، دین، قانونمندی و نهایتاً تمدن یک ملت رابطه مستقیم یا غیرمستقیم ندارد.
با فرهنگ سازی و آموزش های مستمر می توان قانونمندی را به یک فرهنگ و عادت تبدیل کرد. همه باید به این مهم توجه کنند نه آنکه به قول سنایی: «چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا.»
والسلام
- دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۲۳ شهریور ۱۴۰۰