سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی “۶ مهر ۱۴۰۰”
نه هر خبری ، نه بی خبری
تنش زدایی از خبر دغدغه ای است که هم جامعه شناسان بر آن تاکید دارند و هم سیاسیون هر چند دلایل آنها یکسان نیست . البته اقتصاددان ها بر اساس خبر برنامه ریزی می کنند و دائما در حال مرور اخبار جدید هستند . اگر بگوییم مردم سراسر جهان در عصر ارتباطات درسیلابی که باران خبر به راه می اندازد غوطه می خورند سخنی به گزاف نگفته ایم . عروس و دامادی که دیروز برای خرید طلا به بازار رفته بودند با شنیدن خبر کاهش احتمالی نرخ طلا دچار استرس می شوند چرا که آنها برای خرید طلا وام ۱۸ درصدی گرفته بودند و حالا باید بیش از آنچه که تصورش را می کردند سود بپردازند . کشاورزی که برای کاشت پاییزه بذرخریده با شنیدن خبر کاهش بارندگی در پاییز احساس درماندگی می کند . خبر جهش ویروس کرونا برای کسانی که شغل و زندگی آنها با گردشگری گره خورده مانند پتکی است که بر سر آنها فرود می آید . خبر ریزش بورس ، التهاب در بازار نفت و فولاد ، منع صادرات و واردات خوراک دام و طیور و … مانند کفگیری که در حال به هم زدن آش شله قلمکار باشد به زیر و بالا کردن هوش و حواس مردم مشغول است . وقتی از تاثیر مخرب روانی اخبار واقعی خلاص می شویم به اخباری می رسیم که دیدبانی نشده و هیچکس مسئولیت درستی یا نادرستی آن را بر عهده نمی گیرد . اخباری نظیر این که واکسن زده ها دچار لختگی خون و سکته قلبی می شوند ! فلان غذا سرطان زاست ، به زودی تمامی بانک ها ورشکسته می شوند و اخباری از این دست که اغلب برای جلب مخاطب و با هدف کسب درآمد صورت می گیرد . اخبار دیگری هم به گوش می رسد که با انگیزه ی انتقام جویی از این و آن به فضای مجازی راه پیدا می کند نظیر مرگ فلانی بر اثر کرونا یا ورشکستگی فلان بازیگر و دستگیری و بیماری فلان شخص و … در دست اغلب افراد جامعه تلفنی است که آنها را همراهی می کند و هر لحظه اراده کنند می توانند از رویدادهای تازه با خبر شوند و در عین حال وقتی مردم به هم می رسند باز هم می پرسند چه خبر ! ؟ به نظر می رسد همه تشنه ی خبر هستند اما خبری متفاوت ، خبری که بیانگر تغییرات اساسی و بنیانی در جهان است اما از آن خبر ، خبری نیست ! کسانی که ژرف نگر هستند می دانند که خبرهای خوب کم هستند زیرا خراب کردن از آباد کردن راحت تر است . می توان با حمله ای ناجوانمردانه عده ای را کشت اما حتی یکی از آنها را نمی توان زنده کرد . به آتش کشیدن جنگل در شرایطی که باد می وزد توسط یک نفر کار آسانی است اما خاموش کردن آتشی که در هر لحظه گسترده تر می شود توسط هزاران نفر هم ممکن نیست . گاهی گماردن یک فرد غیر متخصص در یک پست حساس با حکمی عجولانه که ظرف چند دقیقه قرائت می شود زمان زیادی نمی برد اما چند سال بعد برای زدودن آثار مخرب چنین انتصابی باید صدها حکم صادر کرد و هزاران دروغ گفت و میلیاردها تومان پول را به هدر داد ! تمامی این رویدادها نیز در قالب خبر به خورد مردم داده می شود ! در کنار همه ی این مصیبت ها باید مصیبتی دیگر را افزود و آن توجیه اشتباهات صورت گرفته در قالب خبر و مصاحبه توسط کسانی است که قادر به متقاعد کردن افکار عمومی نیستند . همه ی این ها خبراست . خبر مثل آب شور است که هر چه بخوری بیشتر تشنه می شوی . بی خبری هم همیشه خوش خبری نیست چرا که جاماندگان از خبر گاهی زندگی خود را از دست رفته می بینند . یکی از همکارانم هر گاه به مرخصی می رود به هیچ تماسی پاسخ نمی دهد . وقتی دلیلش را از او می پرسم می گوید : تفریح من دوری از خبر و استرس های ناشی از شنیدن آن است .
بعضی ها کلا حالشان خوب نیست. یکی از دوستان تعریف می کرد که با عده ای از بچه های هم مدرسه ای که پس از سالها یکدیگر را دیده بودیم در یکی از بوستان های شهر همایشی برای دیدار تازه کردن گذاشتیم . اما هنوز از مرحله ی سلام و احوالپرسی به مراحل بعد نرفته بودیم که یکی از دوستان خبر داد یک سنگ آسمانی با سرعتی سرسام آور به سوی زمین در حرکت است . ناگهان همه مضطرب شدند و به سراغ تلفن همراه خود رفتند و پس از نیم ساعت جستجو معلوم شد که این سنگ آسمانی اگر روزی روزگاری با همین سرعت و در همین جهت حرکت کند بیست و پنج هزار سال طول می کشد تا خودش را به منظومه شمسی برساند و احتمال برخورد آن با زمین نیز یک در صدهزار است . گاهی می بینیم برخی برای کاستن از آثار مخرب اخبار مایوس کننده سعی می کنند با انتشار اخبار خوشحال کننده که هیچ مبنایی ندارد به ترمیم افکار عمومی جریحه دار شده بپردازند اما نمی دانند که تکذیب چنین اخباری پس از چند روز و چنده ماه آثاری مخرب تر از اخبار منفی بر جای می گذارد . در گذشته شنیدن خبر عروسی دو نفر بسیار خوشحال کننده بود اما این روزها چنین خبرهایی بعضا هراس آور است زیرا پس از شنیدن آن می گوییم خدا کند با این روز و روزگار بی سر و سامان کارشان به طلاق و جدایی نکشد . فلانی کاسبی راه انداخته ، خدا کند با این اوضاع اقتصادی ورشکست نشود . فلانی به بهمانی پول قرض داده ، خدا کند با مردن بدهکار بر اثر کرونا پشیمان نشود و به همین قیاس حتی از خبرهای خوب هم می ترسیم .
این ها نشانه های یک جامعه بیمار است . عقل سلیم می گوید باید جامعه را از وضعیت خبرهراسی بیرون آورد اما چگونگی آن را کسی نمی داند. ظریفی می گفت : در این وضعیت وانفسا باید بگوییم نه هر خبری ، نه بی خبری
- دوشنبه ۵ مهر ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی”۶ مهر ۱۴۰۰