سرمقاله محمد عسلی ۷ مهر ۱۴۰۰
کدام استاندار؟
استان فارس با مساحت ۶۰۸/۱۲۲ کیلومتر مربع یکی از استان های بزرگ کشور است که براساس سرشماری سال ۱۳۹۵ جمعیت استان ۲۷۴/۸۵۱/۴ نفر برآورد شده است. فارس چهارمین استان بزرگ ایران است که بخش عمده آن در مناطق جنوبی قرار دارد و علیرغم سابقه طولانی تمدن بزرگ، شهرستان ها و روستاهای محرومی دارد که کمتر به رفع نیازهای آن توجه شده است.
فارس که چشم و چراغ ادبیات و تمدن کهن کشور به شمار می رود از جاذبه های توریستی بی نظیری برخوردار است که به مثابه مرواریدی در تاریکی بی توجه به اهمیت توریستی آن سالیانی است میراث فرهنگی و هنری آن به بوته فراموشی رفته و درآمد چندی از این همه قابلیت های گردشگری حاصل مردم خوش ذوق این دیار عاید نمی شود.
اختلاف سلیقه مسئولان استان در جذب گردشگر از یک سو و از دیگر سوی خوف از بعضی تبعات ظاهری گردشگران موجب شده کمتر مسئولی جرأت کند برنامه واقع بینانه و مدونی برای جذب و جلب گردشگر خارجی تنظیم و ابلاغ نماید و اگر هم به مناسبت هایی در فصولی چند تعداد کمی گردشگر خارجی به شیراز و مناطق دیدنی فارس راهی می شوند بیشتر جذب آنها جنبه خصوصی دارد و توسط مهمان پذیرهای سنتی و یا دفاتر توریستی انجام می شود. به قول حافظ خودمان، حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد/ علی الخصوص که پیرایه ای بدو بستند… کرونا هم دو سال و اندی است مزید بر علت شده و توریستی در کار نیست.
نتیجه آنکه فارس بیشتر از هر استان مشابه از نعمت توریست خارجی کمتر برخوردار است. صنایع دستی فارس هم سالیانی است جسته و گریخته به محاق رفته و در اکثر نمایشگاه های صنایع دستی، بیشتر صنایع اصفهان در معرض فروش است. حتی در نمایشگاه ها و یا مغازه هایی که در محل حافظیه و سعدیه به طور سنتی برقرار است.
مضافا اینکه بعضا صنایع دستی چینی ها در این نمایشگاه ها جا خوش می کنند. فارس که به لحاظ تنوع آب و هوایی و اختلاف درجه دما یکی از استان های بی رقیب به شمار می رود و در بعضی فصول اختلاف درجه دمای شمال فارس تا جنوب آن به ۴۰ درجه می رسد و به همین دلیل محصولات کشاورزی متنوعی از جمله گردو در شمال و خرما در جنوب آن به دست می آید و بافت جمعیتی عشایرنشین آن از ترک و لر و عرب گرفته تا مردمان مهاجر منطقه جنوب فارس و از جمله شیراز را از گویش های زبانی و نژادی تنوع بسیار بخشیده به نحوی که مرفه ترین آدم ها به فاصله کمی با فقیرترین و محروم ترین آنها همسایه اند.
کشاورزی تک قطبی فارس که بیشتر به کاشت و برداشت گندم معروف است از یک سو و از دیگر سوی خشکسالی های مداوم ۳۰ سال اخیر و تمام شدن منابع آب زیرزمینی چنین گفته اند کارشناسان که این استان عنقریب از کشاورزی هم همانند گذشته چندان سودی نخواهد کرد و می باید از همان زمانی که احساس شد کمبود آب آشامیدنی و کشاورزی روز به روز بیش و بیشتر می شود مسئولان اقداماتی برای حفظ منابع آبی می کردند که متأسفانه نکردند و همه به نوعی خود را درگیر مسائل حاشیه ای نمودند و جز زمان گذاشتن برای بررسی اختلافات این جناح با آن جناح اقدامات اساسی و دورنگری خاصی انجام نشده و اگر سدهایی در استان ساخته شده نیز پیوسته با کم آبی و تبعات دیگری مواجه است که جای بحث فراوان دارد.
دلمشغولی به احداث قبه و بارگاه در اکثر مناطق استان برای امامزاده هائی که بعضا هویت آنها مجهول است نکته قابل توجهی است که متأسفانه متولیان امر به تبعات سوءاستفاده ها از جمله تضعیف باور مردم نسبت به بقاع متبرکه اصیل و حقیقی توجه نداشته اند و به نام دین و مذهب هر کس هر کاری می توانسته کرده و دکان های ناروایی ایجاد شده است حتی یکی از عرفای مشهور دوره حافظ در مرکز شیراز لقب امامزاده گرفته و به امامزاده معروف شده است.
عملکرد جزیره ای مراکز فرهنگی از جمله دانشگاه ها، مدارس علمیه، روزنامه ها و سایر نشریات و متولیان فرهنگی شهر و حتی عملکرد صدا و سیمای استان موجب شده که ارتباط فرهنگی و علمی بین این مجموعه کمتر مشاهده شود و اینجانب در طول ۴۰ سال گذشته کمتر شاهد بوده ام استانداری برود در دانشگاه و یا حوزه های علمیه برای دانشجویان و طلاب از مسائل و معضلات فرهنگی سخن نگوید.
نتیجه آنکه فارس به استانداری فرهنگی و با تدبیر نیاز دارد که همه سو نگر باشد و صرفا وقت خود و همکارانش را در جلسات و دید و بازدیدهای اداری تلف نکند.
در فارسی که جایگاه تمدن و هنر کهن سرزمین ایران است می باید بیش از سایر استانها به امور فرهنگی و هنرمندان و نویسندگان بهاء داده شود تا فکر خلاق و ذوق سرشار آنها چه در امور مطبوعاتی و چه در موارد دیگر رشد کند و امید آنها ناامید نگردد.
چه کنیم که برای دریافت هزینه ناچیز فروش روزنامه و یا آگهی هایی از اداره ای که قوت لایموت روزنامه نگاران به آن وابسته است باید کفشی از آهن داشته باشیم و زور فیل شاید قطره ای از قلمی به روی کاغذ چکی با اکراه روزنه امیدی بگشاید.
راستی تأسف آور است که قلم به دستان را قلم به مزد بخواهیم و در اندیشه رشد و تعالی آنها نباشیم و تصور کنیم همانند مطالبه گران هزینه گچ و آجر و سیمانند که اگر همراه نشوند به سلایق شخصی بی اجر و مزد ما جز آزارشان کاری صورت ندهیم.
با این وصف کدام استاندار یا شهردار تواند جای خالی فرهنگ رسی و فرهنگ رسانی را در این استان پر کند و به این فهم و درک برسد که بدون اعتلای فرهنگ عامه می توان ذوق و شوق و نظم پذیری و امید را در سرزمین پارس نهادینه کرد.
سیاست زدگی، شعارزدگی و قول و وعده های ناشدنی هر چند از سر اخلاص هم باشد دوستی خاله خرسه است که جز ضرر به باور دینی و مذهبی و سنت و فرهنگ حاصلی ندارد.
برای پیشگیری از تمامی جرائم و تخلفات و بگیر و ببندهای پرهزینه فقط یک راه بیشتر وجود ندارد و آن اعتلای فرهنگ و باور عمومی است همان که امروز به مثابه آفتابه لگن صد دست و چلوکباب هیچی دیده می شوند.
اگر فضاهای مجازی لجام گسیخته و افسار بریده شده اند و هویت و اصالت مردم ما را نشانه رفته و تزریق ناامیدی می کنند نشانه ای از بی توجهی مسئولان گذشته و حال ما به تأثیرپذیری و تأثیرگذاری فرهنگی است.
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
با این وصف کدام استاندار خوش ذوق فرهنگی در این وانفسای بی پولی تواند مرهمی بر زخم های ناسور شده هنرمندان، روزنامه نگاران و نویسندگان و کوشندگانی گذارد که انتظارهای طولانی، جسم و روح آنان را نشانه رفته اند؟
والسلام
- سه شنبه ۶ مهر ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۷ مهر ۱۴۰۰