• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ مهر ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۱۲ مهر ۱۴۰۰
اسلام محمدی یا اسلام داعشی

گسترش اسلام در نقاط مختلف جهان تابع شرایطی بود که بر کشورهای غیراسلامی حاکم بود. استبداد دینی، استبداد حاکمیتی، استثمار زنان و بردگان، برده فروشی، اعمال قدرت شمشیر برای مقابله با آزادیخواهان، خرافه پرستی، جاهلیت از نوع بت پرستی آن، فساد و زن بارگی به گونه ای که زنان ابزاری در اختیار مردان بودند و بردگان آلت و وسیله دست آموزی برای بهره کشی.
وقتی پیامبر اسلام همراه با لشکرکشی به نقاطی می رسید، کمتر اتفاق می افتاد که مردم به تبعیت از ایران و شاهان مقابل لشکر اسلام بایستند زیرا چنان خبر رسیده بود که اسلام دین برادری و برابری است و هیچ کس و هیچ چیز برتر از «الله» نیست. خداوندی که زنده و پایدار است که او را خواب سبک و سنگینی نمی گیرد. اوست که قادر متعال است و از قوی و ضعیف و زن و مرد همه باید او را ستایش کنند.
اسلام با پیام صلح، دوستی و بخشش آمد و خیمه زد روی کشورهائی که مردمان آن تحت ستم و ستمگری شاهان بودند.
اسلام با خود مانیفستی داشت که در قالب عقل و شرع می گنجید بر این اساس بود که علمای اسلام اجماع کردند که «کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کلما حکم به الشرع حکم به العقل [هر آنچه عقل حکم کند همان شرع هم حکم می کند و هر آنچه شرع حکم کند، همان هم عقل حکم می کند]
همین برداشت منطقی از دین اسلام کافی بود که مسلمانان مقابل جهل و خرافه و جور بایستند و زیر بار زور و ستمگری شاهان و امیران نروند.
اسلام مسلمانان را دعوت کرد که با هر آنچه در قوت دارند برای حفظ امنیت و مرزهای خود مقابل کفار و منافقین بایستند و اگر با آنان دشمنی نشود از جنگ دست بردارند و به صلح بگرایند.
اسلام محمدی، اسلام بخشش، توبه، تقوی و پرهیزگاری و اسلام عبودیت و تبری جستن از مشرکان و کافران و منافقان است.
اسلام حکم به قصاص داده اما بخشش را و پرداخت دیه را اولی تر از مقابله به مثل دانسته.
اسلام محمدی زنان را از اسارت و دختران را از زنده به گور کردن رهانیده و حقوق آنان را برشمرده اما به تفاوت و نه تبعیض حکم کرده است.
اسلام محمدی خود را وسیله و دست افزار ندانسته که هر حاکم یا امیری برای توجیه هر عمل خوب و بد خود آن را وسیله قهر و یا تأیید خود قرار دهد.
اگر اسلام از انفال، رجم «سنگسار» قصاص و جدال و جهاد سخن رانده برای اجرای هر کدام از آنها محدودیت و راهکارهای عادلانه ای آورده و نهایتا بخشش را و کسب رضایت شخص یا اشخاص ذینفع و متضرر را اولی دانسته است. اسلامی که امروز داعش، طالبان، القاعده، سلفی ها و منحرفین به آن توسل جسته تا با پول و اسلحه جفاکاران و ستمگران عصر جدید، آن را عملی کنند و به نام پیامبر و مسلمانی توجیه نمایند، نه تنها مسلمانی نیست بلکه خالی کردن دل مسلمانان از امید و صلح و دوستی و مهر و محبت است.
دشمنانی چون آمریکا و کشورهای عربی منطقه که با پول و اسلحه تروریست های داعشی و طالبانی را حمایت و پشتیبانی می کنند نه تنها قصدشان رواج دادن و گرم کردن بازار مسلمانی نیست، بلکه برعکس بیزاری از اسلام و منحرف کردن اذهان مردم جهان از ماهیت و هویت اسلام را در پی دارد.
اسلام محمدی آمد تا حق و عدالت و قسط را اجرایی کند. اسلام محمدی آمد تا بر علیه ظلم و کفر و نفاق قد علم کند.
اسلام محمدی آمد تا مستضعفین جهان را از فقر و ناتوانی برهاند نه آنکه شکاف طبقاتی را عمیق تر کند و مستکبرین را بر مستضعفین حاکم نماید.
اسلام محمدی آمد تا در کنار کار و تلاش و مجاهدت در راه خدا عبودیت و بندگی خدا را ترویج دهد نه آنکه در خدمت شاهان و امیران منکر دین خدا و شرابخواره و عیاش باشد.
اگر ملاک اسلام، قرآن، سنت، اجماع و عقل است و باید به این معیارها عمل شود قطعاً نه ظلم و ستمی و نه فاصله طبقاتی و نه شکاف بین دارا و ندار ایجاد می شود و نه کسی می تواند حق دیگری را نادیده بگیرد و به آن تجاوز کند.
متأسفانه اسلام امروز، آن اسلامی نیست که از آن بزرگان و مصلحانی چون امام علی(ع) و سایر ائمه بیرون آمدند و بر علیه کفر و نفاق و جهل و ستمگری قیام کردند و جان خود را بر سر آن اهداف عالیه گذاشتند.
اسلام داعشی، اسلام خشونت، قتل، تجاوز، جهل و خرافه و جنگ و خونریزی است که در آن هدف وسیله را توجیه می کند.
به تعبیر دیگر داعشی ها و هم طالبان و سلفی ها برای رسیدن به اهداف پلید خود از هر وسیله ای استفاده می کنند و برایشان مهم نیست بر اثر انفجاری مهیب مدرسه ای بر سر دانش آموزان بی گناه و مردم عادی خراب شود.
اسلام آمد تا ایجاد امنیت کند. مؤمن کسی است که به امنیت خاطر رسیده باشد. کدام امنیت حاصل عملکرد گروه های سلفی است؟
اگر مفهوم پرچم و عَلَم لا اله الا الله و محمد رسول الله این باشد که هیچ کس حق و جرأت کسب و درخواست حقوق خود نداشته باشد، این پرچم صرفا یک ابزار ترساننده و خفه کننده است.
اسلام محمدی آن بود که وقتی زنی کافر به هر بامداد بر سر پیامبر(ص) خاکروبه و زباله می ریخت و چون چند روزی از آن خبر نشد، پیامبر(ص) به عیادت وی رفتند که نکند بیمار باشد و آن زن با این حسن خلق اسلام آورد.
اسلام محمدی خود معرف خود است و نیاز به حاشیه و پیرایه ندارد.
مسلمان کسی است که آزارش به دیگری نرسد و هر شب که سر بر بستر می گذارد در اندیشه رفع مشکلات و معضلات دیگر مسلمانها باشد.
این همه آزار و اذیت و ناراضی تراشی از هر کس و هر جا به نام اسلام ظلم به اسلام است و نافی ارزش های اسلامی.
تمام ادبیات کهن ما که میراث بزرگ فرهنگی ماست همه از قرآن و عترت و نهایتا از اسلام بهره و وام گرفته اند چه کسی منکر تأثیرات قرآنی بر دیوان مولوی، سعدی، حافظ، سنایی و امثالهم می تواند باشد، از آثار مساجد و بناهای مذهبی و ملی گرفته تا دیگر هنرهای تجسمی همه مرهون هنر اسلامی اند اگر خوب فکر کنیم و به عمق مسائل پی ببریم.
اسلام واقعی را در عمل درک می کنیم و نه در شعار.
والسلام

Comments are closed.