• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۱ آبان ۱۴۰۰

سرمقاله محمد عسلی ۱۱ آبان ۱۴۰۰
اگر دردم یکی بودی چه بودی؟

رشد ۳ برابری جمعیت ظرف ۴۲ سال گذشته، ۸ سال جنگ تحمیلی و خسارت های مالی هزار میلیارد دلاری جدای از هزاران شهید، جانباز و آزاده که در طول سالها دولت هزینه های هنگفتی برای کمک به خانواده شهدا و درمان جانبازان پرداخت کرده است. بالا رفتن نرخ بیکاری به علت تعطیلی کارگاه ها و کارخانجاتی که توسط مدیران فرصت طلب و یا نالایق اداره می شده، تحریم های کمرشکن چهل ساله آمریکا که پول ملی را بی ثبات و بهای ارز خارجی را به شدت افزایش داده، افزایش هزینه های زندگی به علت تحولات در مصرف انرژی و وسائل ارتباطی، دزدی های کلان میلیاردی از خزانه دولت توسط گرگ ها در لباس میش. خروج ارز از کشور توسط مهاجران و سرمایه دارانی که شرایط را برای سرمایه گذاری، مناسب ندیده و یا آنگونه که دوست می دارند نمی توانند همانند غربی ها خلاف سنت های دینی زندگی کنند، هزینه های کلان دولت برای خرید و یا ساخت سلاح های پیشرفته ای که بتواند از تهاجم نظامی خارجی پیشگیری کند و یا به هنگامه جنگ قادر به دفاع باشیم، دو سال و اندی مبارزه پرهزینه با بیماری کرونا که مرگ و میرهای فراوانی را به دنبال داشته و یکی از عوامل مهم بیکاری بوده است. خشکسالی های مداوم سالیان که موجب کم آبی، بی آبی و کاهش محصولات کشاورزی شده، مهاجرت بی رویه روستائیان به شهرها که خود حکایت دنباله داری ظرف ۱۰۰ سال گذشته تا به حال را روایتگر است، گسترش زندانها و محاکم دادگستری به دلائلی چند از جمله سرقت های ناشی از فقر و ناداری، کلاهبرداری، دعواهای ناشی از اختلافات خانوادگی، جرم و جنایت های خشونت بار، تهیه و توزیع و حمل و فروش مواد مخدر و قاچاق کالاها و مواد سوختی، افزایش نرخ طلاق به دلائلی که ذکر آنها در این کوتاه نوشتار نمی گنجد و نهایتا ناامنی روانی ناشی از این همه رویدادهای مأیوس کننده که بیماری های چندی را دامن زده، کافی است تا جامعه ای را از هم بپاشد. دولت را با ورشکستگی اقتصادی روبرو کند، مهاجرت نخبگان را دامن زند و فعالیت های عمرانی را به صفر برساند.
و به قولی:
«حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد
علی الخصوص که پیرایه ای بر او بستند…»
سیل مهاجرت افغانستانی های فراری از جنگ های ۵۰ ساله که براساس آمارهای ارائه شده بیش از ۳ میلیون نفر هم اکنون در ایران پناهنده شده و به دنبال کار و معاش هستند و فقط تهیه نان برای آنان بار سنگینی بر دوش دولت ایران است و بسیار وقایع و اتفاقات خسارت باری که جنگ نرم و سایبری مدام آنها را دامن می زند و مسائل و وقایعی که در همسایگان خارجی ایران روی داده و می دهد به کلاف سردرگمی می ماند که دولت و ملت را و هم همسایگان را به درد چه کنم گرفتار کرده و به قول خانم کلینتون وزیر خارجه اسبق آمریکا خاورمیانه جدید را در جنگ و خونریزی و فقر و نابسامانی قرار داده است. لذا نه فقط همه این معضلات و مشکلات در حال رشد و افزونی می تواند کشور و ملتی را از پای درآورد بلکه یکی از آنها هم کافی است تا دست دولت را بالا ببرد و همه چیز و همه کس را از نظامات و قانون و امنیت دور کند اما ملت شریف و صبور ایران که به معجزه قرن شبیه هستند و با سیلی روی خود را سرخ نگه داشته اند صبورانه منتظر تحولات اقتصادی و رفع نگرانی های ناشی از فقر، بیکاری، گرانی و تورم غیرقابل تحملند.
اینک دولت با ساختار اداری ای مواجه است که نمی تواند صد درصد در سلامت آن اطمینان حاصل کند. باز هم خیانت، باز هم دزدی های کلان، باز هم سوء استفاده های مالی و باز هم فساد.
چه باید کرد جز آنکه برای حفظ هر آنچه مانده و کشوری که خود را مدعی تمدن و فرهنگ چند هزار ساله می داند و انقلابی که تحولات شگرفی ظرف چند دهه گذشته در کشورهای مسلمان را موجب شده و در سیاست جهانی تأثیرگذار بوده است، نخبگان و سیاسیون هوشمند و توانا و دانشمندان و بزرگان در میدان مبارزه بمانند و بعضا جای مدیران نالایق و ناتوان را بگیرند و به جای فرار با سختی ها بسازند و کشور خود را آباد کنند. حتی اگر به نظام جمهوری اسلامی هم چندان رغبت و تمایلی نداشته باشند.
و بر ماست که به جبران این همه خسارت های به وجود آمده در مقابل دشمنان بایستیم و به رونق اقتصادی و اشاعه فرهنگ و تعالی باورهای مسلمانی کمک کنیم و به دنبال مقصر نگردیم که وقت بسیار تنگ است. دولت هم باید با تغییراتی در سیاست خارجی و با دیپلماسی واقع بینانه در رفع چالش های سیاسی و اقتصادی فعلی اقدامی عاجل اعمال نماید قبل از آنکه فشارهای اقتصادی تأثیراتی به جای گذارد که تا سالیان نتوان در رفع آثار مخرب آن اقدامی نمود.
والسلام

Comments are closed.