• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱ آذر ۱۴۰۰

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱ آذر ۱۴۰۰
فاصله دست و زبان

سخنرانی های مناسبتی برخی از مسئولین در ردیف اخباری است که بازخوردهای گوناگون به دنبال دارد. ما در سال تقریبا در هر هفته دو یا سه مناسبت داریم که برخی از این مناسبت ها ملی است ، برخی مذهبی و برخی مناسبت ها نیز جهانی است . همچنین در پیوند با بزرگداشت شخصیت ها ، مرگ هنرمندان و اهل علم و چهره های سیاسی و اجتماعی و مناسبت های جنبی از جمله حوادث غیرمترقبه نیز کسانی می آیند و حرف هایی می زنند و می روند .البته در مواردی اطرافیان مسئولین از آنها می خواهند که جمعیتی را با سخنرانی خود مفتخر کنند و بدین وسیله آنها را در شرایطی ویژه قرار می دهند و با تشویق و صلوات مسئولین را پشت تریبون قرار می دهند . انتظار معقول از مسئولین این است که از اظهار نظر پیرامون موضوعی که بر آن اشراف ندارند خودداری کنند زیرا کلی گویی چیزی به شنونده و مخاطب نمی افزاید . اجباری هم در کار نیست . چه ایرادی دارد وقتی مسئولی در یک مراسم حضور می یابد از فردی مطلع و آگاه دعوت کنند تا سخن بگوید و در ادامه نیز مسئول کشوری ، استانی و محلی اگر از اقدامات مرتبط با موضوع گردهمایی چیزی می داند و اطلاعاتی در اختیار او قرار داده اند ، اظهار نظر کند . البته در برخی از جوامع ، مسئولین ، مشاور فرهنگی و هنری و اقتصادی و اجتماعی و صنعتی دارند . وظیفه ی مشاورین این است که با توجه به برنامه های دید و بازدید و ملاقات ها و سرکشی ها و جلسات یک مسئول برای او مقدماتی را فراهم کنند و اطلاعاتی در اختیار او بگذارند . از آمار و ارقام و مشکلات و انتقادات گرفته تا موفقیت ها و درخواست ها و پیشنهاد ها ، ضمن این که حداقل سرفصل های سخنرانی او را نیز تنظیم می کنند . سخنرانی هایی که معمولا کوتاه و پرمحتواست . از جمله موضوعاتی که در جریان سخنرانی های مناسبتی بدان پرداخته می شود ترسیم دورنمای وضعیت استان و کشور و منطقه و جهان است و اعلام موضع پیرامون شنیده ها در داخل و خارج و همچنین وعده هایی که مثل نقل و نبات بر سر مردم ریخته می شود . از آنجایی که قول و وعده های یک مسئول باید با امکانات و پشتوانه های مالی و تسهیلات قابل دسترسی همخوانی داشته باشد ، کارشناسان مرتبط با مشاورین هر حوزه وظیفه دارند در خصوص سقف مجاز وعده ها تذکر بدهند .
متاسفانه بعضی از مسئولین میانی در جامعه ی ما به دلیل این که به چنین نکات ظریفی توجه نمی کنند ، پس از مدتی وجاهت سخنانشان در معرض انواع سوء ظن ها قرار می گیرد و یا این که مطالبه تراشی می کنند . فرضا عده ای از روستائیان بر سر حجم آب سهمیه بندی شده خود با یکدیگر اختلاف دارند و ناگهان کدخدا برای این که موقتا آنها را آرام کند و اینگونه وانمود شود که چنین گرهی را با سرانگشت تدبیر باز کرده قول احداث یک سد با حجم چند میلیون متر مکعب آب را می دهد . وعده هایی نظیر فرستادن فضانورد به هوا و ساخت صدها میلیون واکسن و صادرات آن در آینده ی نزدیک شباهت زیادی به وعده ی مسکن همگانی و زمین رایگان در سال ۱۳۵۸ دارد که بر زبان آقای خسروشاهی جاری شد و بیش از ۴ دهه از این وعده می گذرد و اتفاقی هم نیفتاده است .
هر وعده ای باید علمی ، عملی و عقلی بوده و با امکانات و بودجه و تکنولوژی در دسترس ، همخوانی داشته باشد . ظریفی می گفت : برخی مسئولین اگر از ابتدای انقلاب به جای حرف زدن و وعده دادن عمل می کردند الان طلبکار مردم هم بودند اما چون حرف ها و وعده ها نسبت به عملکردها چربش بیشتری داشته بدهکار به حساب می آیند .
اگر مسئولی اهل مطالعه نباشد و در عین حال بخواهد به مناسبت هفته کتاب سخنرانی کند یا باید مطلبی برایش بنویسند تا از روی آن بخواند و یا این که با کلی گویی سر و ته قضیه را به هم بیاورد . البته باید قول بدهد که چند باردر حضور نویسنده مطلب از روی متن نوشته شده بخواند تا خدایی ناکرده در حین سخنرانی مرتکب خطایی فاحش نشود .
نقل می کنند که در زمان شاه یکی از مسئولین محلی برای ابراز ارادت به ساحت شاهنشاه ، به جای این که بگوید قلب من مملو از عشق اعلیحضرت است می گوید قلب من ممه لو از عشق اعلی حضرت است و اغلب حضار را به خنده وامیدارد و رسوایی به بار می آید .
حضرت علی (ع) می فرماید : سخن تا زمانی که بر زبان جاری نشده در بند صاحب سخن است اما همین که بر زبان جاری شد ، گوینده را به بند می کشد . وعده ممکن است در کوتاه مدت آرامش بخش و انتظار آفرین باشد اما در دراز مدت وعده دهنده را به فردی بدهکار و بی دین تبدیل می کند زیرا در آموزه های دینی وفای به عهد شرط ایمان است . لا دین لمن لا عهد له
یک وقت یک سخنران به مجلس ختم و یادبودی دعوت می شود که اغلب شرکت کنندگان در آن صرفا برای ادای دین به شخص مرحوم یا مرحومه و به احترام زنده ها و دید و بازدید به مجلس آمده اند و زمان موقت حضورشان هم ایجاب نمی کند که شنونده خوبی برای واعظ دعوت شده باشند. اغلب وعاظ هم با اطلاع از چنین وضعیتی بخشی از وقت سخنرانی را به مقدمه ای عربی که اغلب سردرنمی آورند اختصاص می دهند و هر جا که دچار لکنت شدند و کم آوردند یا حافظه یاری نکرد ، صلوات می طلبند و به تعریف و تمجید مرحوم یا مرحومه می پردازند و در انتها نیز از حضار در مجلس که از اقصی نقاط آمده اند تشکر می کنند و همه چیز به خیر و خوشی می گذرد و خانواده مصاب هم از این که توانسته اند مجلسی شلوغ و آبرومند را سامان دهند در پوست خود نمی گنجند .
بدیهی است که دنباله روی از چنین شیوه ای برای سخنرانی در مجامع علمی و محافل فرهنگی و جلسات و نشست های سیاسی مناسب نیست و مشکل آفرین است ، زیرا همه مخاطبان برای شنیدن و تجزیه و تحلیل آمده اند و خبر چنین جلساتی در رسانه ها و در فضای مجازی بازتاب پیدا می کند .
متاسفانه اغلب سخنرانی ها لبریز است از جملات کلیشه ای وام گرفته شده از سخنوران معروف نظیر دکتر شریعتی و مرتضی مطهری ودیگران که در حال و مقامی متفاوت به اقتضای شرایط مطالبی را مطرح کرده اند و ربطی هم به برخی از نشست ها ندارد و چه بسا در جریان چنین سخنرانی هایی بحث مالکیت معنوی هم نادیده گرفته شود زیرا این که ما در مقام استدلال و مقدمه چینی از کسی وام بگیریم و نهایتا به نتایجی برسیم که هیچ سنخیتی با دیدگاه او ندارد ، رفتاری اخلاقی و پسندیده نیست . بگذریم . علی (ع) می فرماید : تکلموا ، تعرفو فان المرء مخبوء تحت لسانه – سخن بگویید تا شناخته شوید زیرا انسان در زیر زبانش پنهان است . امروزه با توجه به بی تفاوتی ایجاد شده در مردم نسبت به حرف ها و وعده ها باید گفت هر مسئولی را باید با عملش شناخت زیرا اگر چه بین دست و زبان فاصله زیادی نیست اما فاصله بین سخن و عمل برای یک مسئول متعهد به همان اندازه هم نباید باشد .

Comments are closed.