• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۳ آذر ۱۴۰۰

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۳ آذر ۱۴۰۰
تورم مطالبات

بزرگترین معظلی که دولت سیزدهم با آن مواجه است ، تورم مطالبات است . دمل چرکین خشکسالی و بحران آب سر باز کرده ، عوارض کاهش نرخ جمعیت شروع به خودنمایی نموده ، مشکل مسکن بیش از هر زمان دیگری به عنوان مانع شکل گیری خانواده مطرح است و از همه مهمتر این که رفت و آمد دولت ها با کارایی قابل تامل موجب گردیده که مردم به جای امید بستن به تغییر مسئولین ، امیدوار به تغییرات ساختاری باشند که همین امر تمامی قوا و دست اندرکاران اداره کشور را درگیر پاسخگویی به مطالبات می کند . وقتی حتی ایثارگران هم برای مطالبه حقوق خود به خیابان می آیند از فراگیری دامنه مطالبات و همچنین تاثیر تورم بر کاهش قدرت خرید اقشار حقوق بگیر حکایت دارد . به گوش رسیدن اخبار زنجیره ای پیرامون اختلاس ها و حیف و میل بیت المال ظرف سالهای گذشته خصوصا چند سال اخیر، اعتماد عمومی را به محاق برده و آستانه تحمل مردم را پایین آورده است ؛ لذا به کارگیری شیوه های مرسوم و گفتاری برای انتظار آفرینی در مردم با هدف ایجاد امید به بهبود وضعیت ، راه به جایی نمی برد چرا که بسیاری از صاحبان تریبون هم ناگزیر به خیل منتقدین از وضعیت موجود پیوسته اند و حفظ وجاهت اجتماعی خود را در گرو همراهی با افکار عمومی می دانند . کوچ جمعیتی قابل توجه از تحصیلکرده و نخبگان ظرف سال های اخیر برای خانواده هایشان بار عاطفی داشته و از همه مهمتر این که ساز و کار تعاملات کلامی با توجه به فرصت ایجاد شده توسط فضای مجازی ، قابل مقایسه با گذشته نیست . تنها راه عبور از این تنگنای تاریخی تزریق ارز خارجی به بدنه اقتصاد است که با مذاکرات وین گره خورده و بدون تردید آنچه می تواند تا حدودی به ایجاد موازنه بیانجامد و برای دولت در راستای ترمیم ساختار بودجه و پر کردن سوراخ سنبه ها کارساز باشد ، خروجی مذاکرات وین در شرایطی است که ایران بتواند با جامعه ی جهانی به توافقی عقلانی و در عین حال همسو با منافع ملی دست پیدا کند .
در چنین شرایطی اتخاذ هر گونه تصمیمی نیازمند اقناع سازی است . شاید بتوان گفت که ما در حال حاضر شرایطی مشابه ماه های پایان جنگ هشت ساله را تجربه می کنیم با این تفاوت که جنگ اقتصادی و رسانه ای جای رودررویی نظامی را گرفته است . پر واضح است که در این شرایط کسانی باید با گرو گذاشتن آبروی خود به سمت تعدیل و ترمیم سیاست خارجی و خصوصا منطقه ای حرکت کنند و منتظر ایجاد فرصت های جدید پس از سرپا شدن اقتصاد در حال احتضار باشند .
اقتدار نظامی اگر چه می تواند ایران را در برابر هجمه های احتمالی برای کوتاه مدت مصونیت ببخشد اما رافع مشکلات اقتصادی نیست اگر چنین بود کره شمالی با شرایطی طاقت فرسا روبرو نبود . ضمن این که کره شمالی با مشکل تعدد قومیت ها و مذاهب و همسایگان طماع و بحران فرهنگی ناشی از بی برنامه گی و منابع عظیم نفت و گاز وسوسه کننده روبرو نیست .
به نظر میرسد جناح های سیاسی اگر چه به زعم خودشان زخم برخی کارشکنی ها را در جریان مذاکرات پیشین بر بدن دارند اما به خاطر منافع ملی هم که شده باید مشوق دولت سیزدهم برای بیرون آمدن از اتاق مذاکرات با خروجی مثبت باشند .
ناگفته پیداست که در داخل کشور هم عده ای حساب شده نقش پلیس خوب و پلیس بد را بازی می کنند که می تواند به عنوان اهرمی در مذاکرات به کار گرفته شود اما باید دید ۱+۵ در صورت امتناع ایران از پذیرش شرایطی که در مذاکرات مطرح می شود چه نقشه ای دارند . این که من می گویم ۱+۵ زیرا ۱+۴ با آمریکا هماهنگی معنا داری دارد ، حتی اسرائیل و برخی کشورهای عربی نیز روند مذاکرات را رصد می کنند و آماده پرداخت هزینه و دادن امتیاز در صورت منزوی شدن کامل ایران هستند . بدون تردید حتی چین و روسیه نیز تنها به دنبال منافع ملی خود هستند که با این فرض احتمال تنها گذاشتن ایران در چنین میدانی بعید نیست و اگر اهل همراهی هم باشند یا به دنبال امتیاز هستند ویا این که می خواهند برگ برنده ای در دست داشته باشند.فراموش نکنیم که تمامی همسایگان ایران از تحریم ها خصوصا تحریم های نفتی سود می برند . در این شرایط همراهی قوای سه گانه برای خروج کشور از بحران کفایت نمی کند ، بلکه تمامی جناح ها باید دولت را به سمت توافقی رهایی بخش سوق دهند . پس از برداشته شدن تحریم ها با توجه به امتیازاتی که ایران به دست می آورد و امتیازاتی که واگذار می کند برای مردم روشن می شود که کدام جناح رویکرد واقع بینانه تری داشته است .تاریخ فراموش نخواهد کرد که قرداحی وزیر اطلاع رسانی لبنان که دیروز در عین مظلومیت و حق گویی استعفا داد گفت : لبنان از من مهمتر است .
مردم هزینه های زیادی پرداخته اند که برخی از این هزینه ها با دستاوردهایی همراه بوده ؛ اما در مواردی نیز ریاضت کشیده اند بی آن که بهره ای برده باشند . آنچه در این میان بیشترین آسیب را متحمل شده ، احساس هم سرنوشتی است . این که مردم تصور کنند عده ای با استفاده از موقعیت و منصب و جایگاهی که به حق یا ناحق به دست آورده اند می خورند و می برند ، بسیار خطرناک است و تنها راه التیام بخشی به زخم های وارد شده بر پیکر افکار عمومی ، بازگشت به شرایطی است که دولت را موفق به پاسخگویی می کند. سیاست خارجی ما ممکن است آرمانی باشد اما واقع بینانه نیست . سیاست خارجی کشورهای توسعه یافته به اقتصادشان متکی است چه در جنگ و چه در صلح . نادیده انگاشتن چنین نکته ای منجر به انحراف از معیارهای نهادینه شده در مناسبات بین المللی می شود . مذاکرات وین پیش از آن که به نتیجه ای منجر شود ، نباید موجب نقار و شکاف در داخل گردد چرا که روی سقف امتیازاتی که رد و بدل می شود تاثیر منفی خواهد گذاشت . اجازه بدهید دولت جدید با ۱+۵ کنار بیاید . شاید در سایه ی چنین توافقی امتیازاتی بدهیم که بخشی از هزینه ها را به هدر می دهد اما باید بدانیم که این ظرفیت اقتصادی ماست که تعیین کننده ی درجه چانه زنی در عرصه جهانی است نه چیزهای دیگر . قابل انکار نیست که بهره گیری از داشته ها و حراست از دستاوردهایمان نیز منوط به بهبود شرایط اقتصادی است . در هر عرصه ای چه مذاکره و چه برنامه ریزی و تنظیم مناسبات بین المللی اقتصاد حرف اول را می زند .

Comments are closed.