• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۹ آذر ۱۴۰۰

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۹ آذر ۱۴۰۰
هوشیار باشیم

شرایط عمومی کشور خصوصا در بحث اقتصادی به گونه ای است که تلاش برای مقصر یابی در مورد سوء مدیریت ها جز این که بخشی از وقت کارگزاران را بگیرد ، حاصلی نخواهد داشت و تاثیری هم بر ترمیم افکار عمومی جریحه دار شده ندارد . چرا که رفت و آمد مسئولین در دایره ای بسته صورت گرفته و چهره های مسئول ظرف چند دهه ی گذشته عمدتا به دو جناح تعلق داشته و چانه زنی ها بر سر قبول مسئولیت نیز در چارچوب رقابت های حزبی با تعریف استانداردی که از حزب وجود دارد را هم شاهد نبوده ایم . به هر حال هر دولتی اقتصاد و اجتماع و فرهنگ را با شاخص ها و شرایطی تحویل گرفته که حتما برای اصلاح و بهبود آن با برنامه وارد کارزار انتخاباتی شده است . این که به قول رئیس کنونی مجلس اقتصاد به گل نشسته یا به قول رئیس قوه قضائیه انباشت پرونده ها در محاکم قضایی ایجاد تحول را زمانبر می کند و این که دولت معتقد است که خزانه خالی است و در عین حال شاهد تراکم مطالبات از سوی نیروهای شاغل و بازنشسته هستیم و …. در واقع چیزی را عوض نمی کند . هم اکنون اجماع سران سه قوه و سایر مولفه های موثر در اداره کشور بر سر این که رفع تحریم ها می تواند چاره ی کار باشد ، اتفاق خوبی است چرا که تا پیش از این از سرزنش کسانی که بودجه را با مذاکرات گره می زدند ، سخن می رفت . این که مردم و کارشناسان مستقل از سوء مدیریت ها سخن بگویند و از واگذاری امور به افراد غیر متخصص انتقاد کنند خیلی فرق می کند تا این که نیروهای فعال در دایره قدرت یکدیگر را به سوء مدیریت متهم نمایند این حق مردم است که منتقد باشند اما وقتی جناح ها یکدیگر را به باد انتقاد می گیرند یعنی این که با کنار رفتن یک جناح و بر سر کار آمدن جناح مخالف وضعیت کشور از اساس درست می شود که تجارب چند ساله گویای آن است که تا وضعیت آشفته اقتصاد درست نشود اتفاقی نخواهد افتاد. با پذیرش این واقعیت دو گزینه بیشتر باقی نمی ماند یکی این که همسویی قوا را یک فرصت برای پیشبرد امور تلقی کنیم و منتظر نتایج آن باشیم و دیگر این که اگر از این مسیر هم به جایی نرسیدیم به سراغ بر طرف کردن مشکلات ساختاری و قانونی برویم . مسئله ای که در این میان فشار زیادی بر حاکمیت وارد می کند پایین آمدن آستانه تحمل مردم به دلیل نا ترازی خرج و دخلشان است . تراز کردن خرج و دخل مردم هم صرفا با افزایش حقوق متناسب با تورم امکان پذیر نیست چرا که مهم ترین مشکل ، منبع تامین پولی است که قرار است بدون ایجاد تورم مضاعف به حقوق ها افزوده گردد . اگر قرار باشد دولت بدهکار بانک مرکزی نشود و به صندوق های بازنشستگی هم فشاری وارد نکند و شاهد افزایش قبوض آب و برق و گاز و بنزین و عوارض هم نباشیم تنها یک راه باقی می ماند و آن ترمیم مناسبات جهانی خصوصا با همسایگان و تزریق دلار به بدنه ی اقتصاد با به نتیجه رسانیدن مذاکرات است که صد البته با اما و اگرهای زیادی مواجه است .
دولت سیزدهم از یک سو خود را موظف نموده که سالیانه حداقل یک میلیون خانه بسازد و به خانواده های فاقد مسکن تحویل دهد و از سویی دیگر نیازمند اصلاح قوانین مالیاتی است . دولت آرزو دارد که بتواند زیر پای سرمایه گذاران خارجی فرش قرمز پهن کند ولی جذب سرمایه خارجی نیازمند بستر آفرینی است زیرا هیچ کشوری بدون دریافت تضمین ریسک سرمایه گذاری در کشوری که ثبات پولی ندارد و با چالش های منطقه ای و جهانی روبرو است ، پا به چنین عرصه ای نمی گذارد . در عصر ارتباطات ، برقراری رابطه تجاری سودآور با کشورهای همسایه و جهان مستلزم پذیرش استانداردهای بانکی و رعایت قوانین مبادله کالاست . ما زمانی که نفت خود را در شرایط عادی و از کانال های متعارف می فروشیم ، سود بیشتری می بریم زیرا پول حاصل از فروش نفت ضمن این که ذخایر ارزی ما را افزایش می دهد ، نقش پشتیبانی مطمئن برای واردات انواع کالاهای مورد نیاز ما را ایفا می کند . وارد کردن کالاهای مورد نیاز کشور از طریق دور زدن تحریم ها برای دولتی که با قاچاق کالا مبارزه می کند قابل توجیه نیست و تجربه هم نشان داده است که عده ای در این میان از رهگذر تداوم تحریم ها به دنبال سود و سودای خود هستند . مشکل اساسی ایران برای مقابله با تحریم ها این است که همسایگان ما از ایجاد محدودیت برای اقتصاد ایران سود می برند . چین و روسیه به عنوان دوکشور قدرتمند که ظاهرا بهترین مناسبات سیاسی را با ایران دارند ، در سایه تحریم ها هم نفت مورد نیاز خود را ارزان می خرند و هم نفت خود را گران می فروشند ضمن این که ما با اغلب همسایگان خود بر سر موضوعات گوناگون مناقشه داریم . کشورهای حاشیه خلیج فارس ترانزیت هوایی و فرصت گردشگری و فرصت ایجاد مناطق آزاد را از ما گرفته اند و هم اکنون نیز به دنبال تبدیل شدن به قطب پزشکی خاورمیانه با جذب پزشکان و پرستارانی هستند که با دولت بر سر حقوق و شرایط کاری خود چانه زنی می کنند . کشورهای قرار گرفته در آسیای میانه و آذربایجان و ترکیه به دنبال گرفتن امتیاز خطوط انتقال انرژی و کالا و همچنین تغییر مسیر جاده ابریشم هستند . ترکیه ظرف چند دهه ی اخیر چندین بار مشکلات اقتصادی خود را با استفاده از شرایط ایران و ایجاد زمینه برای سرمایه گذاری ایرانیان و هم انتقال مسافران ایرانی به اروپا و آمریکا و برگزاری کنسرت و پذیرش گردشکر و … حل کرده است . عراق نه تنها خسارتی بابت جنگ به ما نپرداخت بلکه با استخراج نفت از منابع مشترک راه خود را می رود ، همان کاری که قطر با منابع مشترک گازی کرد . امارات و قطر با برگزاری نمایشگاه های هنری و تاسیس ورزشگاه های مدرن فرصت های زیادی را از ایران گرفتند و ما که عمدتا با دغدغه های فرهنگی خود را از امتیازات مربوط به حوزه گردشگری محروم کردیم اکنون از لحاظ فرهنگی هم در جایگاهی که برای همسایگانمان حسادت برانگیز باشد قرار نداریم و گاهی نیز خلأهای ناشی از کمبود نیروی مورد نیاز برای ایجاد جذابیت های توریستی کشورهای همسایه را پر می کنیم !
انتظار از یک کشور اسلامی این است که مردم پس از چهار دهه به گونه ای بالیده و رشد معنوی پیدا کرده باشند که برای حراست از اموال خود ناگزیر به ایجاد حصارهای چند لایه ی فلزی و نصب دوربین و استخدام نگهبان برای احساس آرامش در محل زندگی خود نباشند . اعتقاد به معاد مسئله ای نیست که تنها در شب اول قبر پاسخگوی آن باشیم . اعتقاد به معاد به عنوان یک نیروی بازدارنده درونی می تواند سالانه موجب صرفه جویی میلیاردها دلار باشد .شاخص های فرهنگ ناب اسلامی را باید در مناسبات اجتماعی و اقتصادی و آمارهای واقعی جستجو کرد نه صرفا در ظاهر سازی ها . اگر روزی مردم در سایه حاکمیت ارزش های دینی به درجه ای از رشد معنوی برسند که در صورت ارتکاب گناه خواستار مجازات خود باشند و شاهد قاچاق و مالیات گریزی و سرکشی مدنی نباشیم و فاصله طبقاتی مشمئزکننده ای نداشته باشیم آن گاه می توانیم بگوییم که در کشوری اسلامی زندگی می کنیم . عموم مردم با ذهنیتی که از حکومت عدل علی (ع) داشتند انقلاب کردند ، لذا نباید ناامید شوند . از این منظر شاید لازم باشد ما ناگزیر به تعریف پروسه ای دراز مدت برای دسترسی به استقلال که از استقلال اقتصادی آغاز می شود باشیم زیرا ادعای برخورداری از استقلال سیاسی و فرهنگی بدون استقلال اقتصادی مانند جنگیدن با دست های خالی است . کشورهایی که هم اکنون ما را در تنگنا قرارداده اند ، به اقتصادی قوی متکی هستند . لذا ما باید به تعریفی جامع و مانع از استقلال برسیم و بیشتر با رفتارمان مردم را به نیکی دعوت کنیم زیرا به اندازه ی کافی از زبان برای دعوت مردم به درستکاری بهره گرفته ایم و به جایی هم نرسیده ایم . از آنچه گذشته و تجارب تلخ و شیرینی که اندوخته ایم باید نردبانی برای رشد بسازیم نه چماقی برای بر سر یکدیگر کوبیدن ! میخ هایی که تخته پاره ها را به هم متصل می کند و از آن نردبان می سازد تسلیم در برابر واقعیت ها و پذیرش تک تک خطاهاست .هوشیار باشیم .

Comments are closed.