سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۲ آذر ۱۴۰۰
گوی و میدان
این که افکار عمومی در داخل کشور دیگر مانند گذشته واکنش معناداری نسبت به فعالیت های حزبی از خود نشان نمی دهند و رقابت های جناحی عمدتا در دایره ای بسته دنبال می شود بیانگر این واقعیت است که مردم احساس می کنند جابجایی شخصیت های شناخته شده حزبی با ضریب خطای نزدیک به هم علی رغم شعارهای متفاوت نمی تواند تکمیل کننده ی پازل مردم سالاری باشد ، کما این که چنین موضوعی در جریان رقابت های انتخاباتی ۱۴۰۰نیز مطرح شد که جناح ها دیگر کارکرد گذشته خود را ندارند و مشارکت مردم در هر سقفی که باشد با نگاهی فراجناحی دنبال می شود . البته تاریخ کارحزبی پس از مشروطیت تاکنون نیز گویای چنین واقعیتی است چرا که قدرت های در سایه به تدریج با نفوذ در بدنه احزاب ، مردم سالاری را با چالش های زیادی مواجه کرده اند . قدرت های در سایه از رسوب های بر جای مانده از نقش شخصیت ها و طبقات ذی نفوذ در لایه های اجتماعی هستند تا جایی که افرادی بدون این که تکنوکرات ، اقتصاددان ، سیاستمدار، دانشگاهی یا برآمده از سازو کار همه پرسی و انتخابات باشند به راحتی می توانند موازنه ها را به نفع برخی جریان ها تغییر دهند .نقشی که یقه سفیدها به خوبی از ایفای آن برآمدند (ادامه…)
- یکشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۰
- سرمقاله
