سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۸ دی ۱۴۰۰
آب در هاون نکوبید !
بیش از ۴ دهه از وقوع انقلاب می گذرد اما هنوز برخی از طیف های اجتماعی بر سر موضوعاتی که با مسایل دیگری گره خورده بدون اشاره به دلایل فرهنگی و اجتماعی آن همچنان بر سر نحوه پوشش زنان و چگونگی حضور آنها در عرصه های گوناگون مشغول چانه زنی هستند . در جامعه ی ما حتی پیش از انقلاب نیز بین نگاه قانونی و شرعی و عرفی در این خصوص زاویه هایی وجود داشته با این تفاوت که بعد از انقلاب در بازه ی زمانی محدودی تحت تاثیر جو غالب ، شاهد چربش نگاه شرعی به مسایل مرتبط با زنان بوده ایم . از حجاب و ورزش گرفته تا تحصیل و کار و سن ازدواج و حقوق مدنی و دیه و مسایلی از این قبیل . ظرف این مدت در میان چهره های مذهبی و علما افرادی به دنبال روزآمد کردن چنین نگاهی با توجه به ملاحظات مرتبط با سبک زندگی بوده اند و دولت ها نیز با ظرافتی که منجر به ایجاد حساسیت نشود در راستای نزدیک شدن به خط تعادل و زمینه سازی برای حضور زنان در مجامع علمی و میادین ورزشی و فعالیت های اجتماعی تمهیداتی اندیشیده اند و به نتایج مثبت آن نیز افتخار کرده اند . در عین حال چانه زنی ها کماکان ادامه دارد . اگر کتاب تاریخ تحولات اجتماعی را ورق بزنیم و به گذشته های دور برگردیم متوجه می شویم که پوشش زنان در گذشته بسته به این که شهرنشین یا روستا نشین بوده اند تفاوت داشته و پرده نشینی و تفکیک بیرونی و اندرونی خانه ها بیشتر برای شهرنشینان و زمینداران روستا نشین و خانواده روحانیون و نجبا و اشراف مطرح بوده و اغلب زنان روستایی که بیش از ۷۰ درصد جمعیت زنان کشور را تشکیل می دادند ، به دلیل این که ناگزیر باید دوشادوش مردان فعالیت می کردند پوششی متناسب با شرایط جغرافیایی و قومی داشته اند و این گونه نبوده که همه از الگوی خاصی پیروی کنند . در آیین یهود سخت گیرانه ترین قوانین برای زنان وضع گردیده و حتی استفاده از برقع و روبند نیز درردیف توصیه های برخی پیامبران بنی اسرائیل بوده است و پس از آن نیز چون مسیحیان به شریعت موسی پای بند بوده اند ، روحانیون مسیحی کماکان بر ضرورت رعایت حجاب تاکید داشته اند اما با توجه به درهم آمیزی جوامع باورمند به مذاهب و ادیان گوناگون در سرزمین هایی که مسیحیت گسترش پیدا کرد و همچنین رسوبات برجای مانده از فرهنگ هلنی و اسکندرانی بر بخش هایی از اروپا ، پوشش های متنوع الزاما با پوشش های توصیه شده توسط کلیسا یکسان نبوده است . با آمدن اسلام حجابی که در آیین یهود و مسیحیت توصیه شده با آسان گیری تعدیل گردیده و برقع و روبند از آن حذف شده است ولی گسترش اسلام به سمت شرق موجب می شود که زنان به موازات رعایت حدود شرعی کماکان به لباس های سنتی و بومی خود فراخور وضعیت جغرافیایی پای بند باشند که البته چون زنان از لباس های گشاد استفاده می کردند حساسیتی به دنبال نداشته است . پس از انقلاب صنعتی و استفاده از زنان به عنوان کارگربا مزد اندک و همچنین اشتغال زنان در جریان جنگ اول و دوم جهانی الگوهای متفاوتی برای پوشش متناسب با محیط کار فراگیر می شود. ظرف یک صد سال اخیر و به دنبال جنبش های فکری و اجتماعی در اروپا و اعطای حق رای به زنان و بهبود جایگاه آنها در عرصه های علمی و فرهنگی و حضور زنان در عرصه سینما به تدریج شاهد تغییرات تدریجی پوشش زنان خصوصا در غرب بوده ایم که با فرهنگ مصرف گرایی و وتنوع طلبی هم بی ارتباط نبوده است. تبدیل روسری به کلاه در بیمارستان ها و تبدیل دامن و لباس های گشاد و دست و پا گیر به شلوار و لباس فرم و استفاده از کفش های سبک و راحت برای زنان در کارخانجات در واقع دستاورد انقلاب صنعتی است و از آنجایی که این تغییرات تدریجی بوده و با توسل به ملاحظات گوناگون توجیه می شده با مقاومت چندانی در دنیای مسیحیت روبرو نمی شود اما وقتی تمامی تغییرات ایجاد شده ظزف ۲۰۰ سال در غرب به صورت یکجا و ناگهانی می خواهد وارد ایران شود مسلما با مقاومت مواجه می شود .شاید کسی باور نکند ولی تغییرات ایجاد شده همسو با فرهنگ غربی پس از انقلاب در بحث حجاب و موسیقی و حتی رقص بسیار پررنگ تر از تغییرات ایجاد شده در پیش از انقلاب است . پیش از انقلاب برخی از دختران از خانه تا مدرسه از چادر استفاده می کردند و تنها در زمان ورود به مدرسه چادر خود را برمی داشتند اما هم اینک برای نمونه برخی از دانشجویان دانشگاه آزاد تنها هنگام ورود به دانشگاه از چادر استفاده می کنند . پیش از انقلاب سرجمع آموزشگاه های موسیقی در سراسر کشور به عدد ۱۰۰ نمی رسید ولی هم اکنون بیش از هزار آموزشگاه موسیقی در سراسر کشور فعالیت می کند . آمار دختران المپیکی پیش از انقلاب در حوزه ورزش قابل مقایسه با پس از انقلاب نیست و مسئولین به این عملکرد خود افتخار می کنند . پیش از انقلاب برای گرم کردن عروسی ها معمولا از رقاصه های زن که شغل آنها شادی آفرینی بود استفاده می کردند اما هم اینک با شروع موسیقی صدها زن و مرد و پسر و دختر از خانواده های عروس و داماد انواع رقص ها را به نمایش می گذارند و در فضای مجازی هم بازتاب می دهند ! باید اذعان داشت که برخی تغییرات بیش از آن که سر در آبشخور تشویق و بخشنامه یا جریمه و بازدارندگی داشته باشد به استحاله فرهنگی ، رعایت برخی ملاحظات و تغییر سبک زندگی بازمی گردد .
اصولا پیوند زدن پوشش های رایج شده پس از انقلاب صنعتی در غرب به رواج فحشاء گونه ای آدرس غلط دادن است زیرا اولا بدحجابی مترادف با فحشاء نیست و ثانیا ریشه فحشاء را بیشتر باید در فقرمادی و فقر فرهنگی جستجو کرد زیرا اگر بنا باشد بد حجابی را معادل با فحشاء بگیریم عملکرد خودمان را ظرف ۴۰ سال گذشته زیر سئوال برده ایم . برخی از افراد ناشی که سعی می کنند تغییر پوشش زنان در کشورهای توسعه یافته را لاابالیگری و لاقیدی و بی حیایی توصیف کنند از گفته های خود نتیجه ی معکوس خواهند گرفت زیرا ممکن است جوانان ایرانی تصور کنند که برای رسیدن به توسعه باید بی حیایی کرد . هرگز چنین نیست . در همین کشورهای غربی حتی اگر کسی در خیابان به زنی متلک بگوید و به زور بخواهد با او گفت و گویی اغوا کننده داشته باشد و دست بدهد ، از او شکایت می شود و جرایم سنگینی دارد ؛ همچنان که چند زن از ترامپ به اتهام آزار جنسی شکایت کردند و مدعی بودند که هنگام دست دادن کمی بیش از حد معمول دست آنها را نگه داشته و اندکی هم فشار داده است !! چرا ما اصرار داریم غربی ها را به نداشتن غیرت جنسی متهم کنیم و آدرس غلط به جوانانمان بدهیم تا آنها هم تصور کنند برای رسیدن به پیشرفت باید نسبت به غیرت دینی که شالوده فرهنگ ماست بی اعتنا باشند ؟ بدترین نوع حمله به یک چیز ، بد دفاع کردن از آن است . فکر می کنید ازدواج سفید و طلاق های هیجانی و طلاق عاطفی و پارتی های آنچنانی و افتخار کردن به مصرف دورریزهای فرهنگی غرب سر در چه آبشخوری داشته باشد ، جز همین آدرس های غلط و تبلیغات ناشیانه و اتهام های واهی؟!
و اما حرف آخر … کسانی که به دنبال ارائه ی الگو و کشانیدن جوانان به دنبال خود هستند قبل از هر چیز باید قلب آنها را تسخیر کنند تا نتیجه بگیرند . با زور و بخشنامه و نسبت های ناروا و انگ زنی و جریمه و بازداشت و صرف هزینه های بیهوده و توزیع پوششی خاص نمی توان رفتاری که باید خودجوش باشد را نهادینه کرد . جوانان اگر کسی را دوست داشته باشند ، زور هم که بگوید به جان و دل می پذیرند . محبت ، ستون تبلیغ دین است .حکایت می کنند که مجنون وقتی شنید لیلی شیرفروشی راه انداخته کاسه ای برداشت و در صف ایستاد تا به بهانه خریدن شیر ، لیلی را ببیند . وقتی نوبت به مجنون رسید ، لیلی ظرف سفالی او را پرتاب کرد و شکست . کسانی که در صف ایستاده بودند مجنون را سرزنش کردند و گفتند تو عاشق کسی شده ای که کاسه ات را می شکند ! دست از عشق لیلی بردار ! مجنون گفت : شما به من حسادت می کنید چون لیلی فقط ظرف مرا شکست !! این معجزه محبت است که شکنجه را به نوازش تبدیل می کند .
اگر با دیگرانش بود میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
با طرح این حکایت خواستم بگویم نفوذ در دلها که بهترین راه تبلیغ دین است آداب و اصولی دارد و کار هر کسی نیست . بروید زندگی امام موسی صدر و علت محبوبیتش در لبنان را بررسی کنید .ما وقتی می خواهیم شرایط را مطابق سلیقه ی خود با تعیین تکلیف تغییر دهیم باید جایگزین و مشوق مناسبی پیشنهاد کنیم یا نفوذ معنوی بالایی داشته باشیم ، آن هم با زبان خوش . به یک نفر گفتند ای فلان فلان شده بیا این یک ریال را بگیر و این صد من بار را تا بالای باباکوهی ببر . او هم در جواب گفت : آخر دلم به چه چیزی خوش باشد ؟ زبان نرمتان ، سبکی بارتان ، کوتاهی راهتان یا مزد زیادتان . نهادینه کردن رفتارهایی که نیازمند خودجوشی است راه و روشی دیگر دارد . تغییر باید از جای دیگری آغاز شود.مشت بر سندان نزنید و آب در هاون نکوبید !
- دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۸ دی ۱۴۰۰