سرمقاله “محمد عسلی” ۷ دی ۱۴۰۰
برای یگانه قهرمان ملی
از سربازی تا سرداری گذر از راههای سخت و دشواری است که جز از جان گذشتن و به جانان اندیشیدن راهی نیست.
وقتی از هیچ چیزی نترسی خاتم سلیمانی می شوی، نگینی درخشان در حلقه های انگشتری هزاران بل میلیون ها دوستداری که افتخار سرداری تو را برای میهن اسلامی با عشق و شور پذیرفته اند.
تو آن بودی که در راه عشق جان باختی و با بلا ساختی و در آخر خود را از خودی خود بپرداختی. زیرا عشق نه سرسری است که از سر به در شود و مهری که در دل تو افتاد برای مردم مظلوم، عارضی نبود که جای دگر شود.
در وجود تو عشقی بود که به گفته حافظ با شیر همزمان و جان به در شود. (ادامه…)
- دوشنبه ۶ دی ۱۴۰۰
- سرمقاله
