سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۶ دی ۱۴۰۰
کوچه هفت پیچ

از دید مردم عادی ، دولت به قوه مجریه که رئیس جمهور در راس آن قرار دارد اطلاق می شود . بر این مبنا رئیس جمهور با هماهنگی مجلس وزرای خود را انتخاب می کند و وزارتخانه ها نیز با هماهنگی شخصیت های محلی و نمایندگان حوزه های انتخابیه در هر استان استانداران و مدیران کل را منصوب می کنند و به همین ترتیب شاهد انتصاب های پلکانی برای اداره ی شهرستان ها ، شهرها و روستاها هستیم و نهایتا عملکردها و نتایج تمامی عزل و نصب ها به دولت نسبت داده می شود اما آنچه موجب می شود بر سر تعریف دولت در محافل سیاسی اتفاق نظر وجود نداشته باشد ، وجود مکانیزمی فرادولتی برای رسیدن به تصمیمات مهم تحت تاثیر دخالت مستقیم و غیرمستقیم کانون های متعدد قدرت است . علت چنین تداخلی به توزیع عرفی و سنتی قدرت بین نهادها و شخصیت ها از یک سو و عاریه ای بودن تعریف دولت به عنوان مفهومی وارداتی برمی گردد . قابل انکار نیست که بر اساس تعریف استانداردی که از دولت وجود دارد ، دیگر جایی برای دخالت شخصت های با نفوذ وابسته به برخی طبقات اجتماعی که بر اساس جایگاه اجتماعی خود سابقه اعمال سلیقه داشته اند ، وجود ندارد . اما در عمل این گونه نیست کما این که آنچه موجب شد انقلاب مشروطیت در ایران به اهداف خود نرسد ، حذف شخصیت های تاثیرگذار در تصمیم گیری ها با تعریف نوینی بود که انقلابیون از دولت داشتند . هرچند ترتیبی اتخاذ شده بود که اصناف گوناگون در مجلس شورای ملی نماینده داشته باشند اما باز هم کسانی بودند که محدود شدن دخالت خود در روند امور را برنمی تافتنند و قادر به تحمل نظر اکثریت در مصوبات مجلس نبودند به همین دلیل با سرهم بندی بهانه هایی عامه پسند کاری کردند که نهایتا شخصی مانند پهلوی اول از دل انقلاب مشروطیت بیرون بیاید که حد و اندازه ای برای اختیارات خود قائل نبود . بعضی از تحلیلگران تاریخی ظهور ناپلئون از دل انقلاب کبیر فرانسه را نیز نتیجه ی فشار سهم خواهان باز مانده از عصر فئودالیسم می دانند . (ادامه…)