• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۴ دی ۱۴۰۰

سرمقاله “محمد عسلی” ۴ دی ۱۴۰۰
از اقتصاد کوپنی تا یارانه ای

هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده بود که بانک مرکزی اعلام کرد میلیون ها دلار ارز توسط طایفه هزارفامیل و سران نظامی و سرمایه گذاران و ثروتمندان از کشور خارج شده و خزانه در حال خالی شدن است. بانک مرکزی لیست بالا بلندی با ذکر اسامی افراد و میزان ارزی که خارج کرده اند را منتشر کرد.
در آن آشفته بازاری که ارکان سلطنت متزلزل شده بود و انقلاب مردم، طایفه هزار فامیل را فراری می داد مردم و سران انقلابی احزاب و گروه ها فقط به پیروزی می اندیشیدند. در آستانه پیروزی انقلاب و ورود امام خمینی به ایران هر گروه و دسته و جمعیتی فرصت یافته بود تا دیدگاه خود را طی اعلامیه ها و سخنرانی حزبی و شرکت در اعتراضات خیابانی به اطلاع مردم انقلابی برساند. به گونه ای که در جلو کتابفروشی های مقابل دانشگاه تهران شبانه کتاب هایی با کامیون پیاده می شد و به صورت رایگان بین دانشجویان و عابرین توزیع می گردید. این کتاب ها که بیشتر توسط گروه های چپ کمونیستی مانند حزب توده، حزب رنجبران و طرفداران رژیم کمونیستی خریداری شده بود از یک انقلاب کارگری دم می زدند که اقتصاد را زیربنا و دین و مذهب و فرهنگ را روبنا می دانستند و توده مردم که با رهبری مذهبی بپا خاسته بودند از مطالب آنها سردر نمی آوردند درست به خاطر دارم که وقتی قرار شد امام خمینی با هواپیما از فرانسه به ایران وارد شوند چریک های فدایی خلق که هنوز به اقلیت و اکثریت تقسیم نشده بودند به طول دیوار دانشگاه تهران پارچه نوشته ای آویزان کردند با این مضمون که: «برای دیدار با ضد امپریالیسم ترین مرد جهان به فرودگاه می رویم…» لذا از همان سال های پیروزی انقلاب ندای ضد سرمایه داری و مقابله با کاپیتالیسم ندای اکثریت انقلابیون حتی عموم مردم انقلابی بود زیرا آمریکا، شاه و طرفداران کلیدی سلطنت، اقتصاد ایران را به اقتصاد کاپیتالیستی و اقتصاد غرب پیوند زده بودند به گونه ای که اگر فروش نفت دچار نوسان می شد و یا خریدارانی توسط کنسرسیوم نمی داشت اقتصاد ایران دچار فروپاشی می شد که نمونه آن را در زمان دولت مرحوم دکتر مصدق شاهد بودیم و نخست وزیر مجبور شد اوراق قرضه بفروشد.
وقتی انقلاب پیروز شد و دولت موقت تشکیل گردید اعتصاب کنندگان شرکت نفت با رایزنی مرحوم مهندس بازرگان به محل کار بازگشتند و فروش نفت از سر گرفته شد اما خسارت هایی که به ساختار بانک ها وارد شده بود از یک طرف و از طرفی فرار سرمایه داران و سرمایه گذاران طیف-های مختلف وابسته به اقتصاد کاپیتالیستی نوعی بلاتکلیفی را دامن زدند به نحوی که با آغاز نخست وزیری دولت آقای موسوی برای مبارزه با گرانی اجناس ضروری مورد نیاز مردم اقتصاد کوپنی جای خود را به اقتصاد باز و آزاد داد که همزمان شده بود با جنگ تحمیلی که صدام با چراغ سبز آمریکا و برای پیشگیری از انقلاب اسلامی در عراق راه انداخت و بیشترین ضربه را به اقتصاد ایران و هم عراق زد تا آنجا که بعد از قبول قطعنامه ایران خسارت ناشی از جنگ تحمیلی ۸ ساله را هزار میلیارد دلار عنوان نمود.
و به مرور زمزمه اقتصاد اسلامی شنیده شد و بانک ها موظف شدند با دریافت کنندگان وام قرارداد عقود اسلامی ببندند و چون این عقود بیشتر صوری و شکلی بود و روش های کاپیتالیستی در آن اعمال شد اقتصاد ایران حالت شتر گاو پلنگ گرفت نه اسلامی شد و نه کاپیتالیستی و نه سوسیالیستی.
یک بررسی آماری نشان می دهد که کاهش ارزش پول ملی و شناور شدن ریال در بازار جهانی از زمان خالی شدن ذخائر ارزی توسط فراریان شروع شد و عواملی مانند سهم خواهی گروهک ها، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، جنگ تحمیلی، تحریم های پی در پی به بهانه های مختلف از جمله اعلام اینکه ایران قصد ساخت بمب اتم دارد اقتصاد ایران ضعیف و ضعیف تر شد تا به امروز که ۴۳ سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد تصمیمات غیرکارشناسانه و محفلی و اعمال سلیقه های شخصی از طرف افراد بانفوذ و تصمیمات مقطعی به بهانه آوردن پول نفت به سفره مردم در زمان دولت آقای احمدی نژاد کمر اقتصاد ایران را شکست و تزریق نقدینگی برای نجات اقتصاد هم بیشتر تورم زا شد تا ما وضعیت اقتصاد بیمار کنونی را شاهد باشیم.
امروز هم زمزمه سهم بندی بنزین برای آحاد مردم شنیده می شود که آسیب آن بیشتر از قبل به نظر می رسد و معلوم نیست سهم بنزین هم به صورت نقدی پرداخت می شود یا آنان که اتومبیل ندارند جلو پمپ های بنزین با ظرف های آنچنانی چگونه بنزین دریافت می کنند و در کدام محل ایمن ذخیره خواهند کرد و یا در خانه، محل زندگی خود را ناامن می کنند.
افزایش حقوق ها اعم از حقوق کارگران و کارمندان هم که همه ساله کج دار و مریز بوده جز تورم حاصلی نداشته و گرانی های به بار آمده همه حاصل تصمیمات محفلی غیرکارشناسانه است.
به تجربه ثابت شده پیوند زدن درآمدهای اقتصادی به فروش نفت و اقتصاد کوپنی و پرداخت یارانه هیچ کدام درد اقتصاد بیمار ما را رفع نکرده بلکه آن را تشدید هم کرده است به نحوی که عمده اعتراضات مردمی بر علیه تورم و گرانی است که سال به سال بلکه ماه به ماه جهشی صعودی داشته است.
نتیجه بحث آنکه تا ارزش پول ملی به ثبات نرسد این وضعیت ادامه دارد و فرصت طلبان از خدا بی خبر جیب خود را پر پول تر می کنند و مردم بیچاره روز به روز فقیرتر می شوند. بدیهی است تلاش در جهت رفع یا خنثی سازی تحریم ها، راهگشای فعالیت های اقتصادی سالم خواهد بود اما مهمتر از آن مدیریت اقتصاد کشور است برای تنظیم عالمانه عرضه و تقاضا و برنامه ریزی برای ایجاد اشتغال سالم و پاسخگویی به نیازهای مردم که دولت جدید قول آن را به مردم داده است. حال چه اتفاقاتی خواهد افتاد بستگی دارد به تغییر شرایطی که بخشی از آن داخلی است و بخشی دیگر خارجی تا چه پیش آید.
والسلام

Comments are closed.