سرمقاله “محمد عسلی” ۳۰ بهمن ۱۴۰۰
و برق اسلحه خورشید را خجل کرده است!
تمامی شرایط جمع است تا آتش زیر خاکستر در کشورهای خاورمیانه عربی با تندباد حوادثی ناگوار شعله ور گردد و لهیب این آتش انبارهای باروت را منفجر کند. یکی از مأموریت های دولتمردان اسرائیل که قدم شوم خود را به خاک امارات و بحرین و عربستان گذاشته اند آماده سازی ذهن اعراب برای جنگی ناخواسته است، جنگی که بتواند اقتصاد ورشکسته آمریکا، انگلیس، فرانسه و اسرائیل را از بحران اقتصادی نجات دهد. زیرا به اندازه کافی اسلحه های کشتار جمعی در انبارهای امارات، بحرین و عربستان ذخیره شده و بیش از ظرفیت سلاح ها در انتظار چکاندن ماشه هایند…
زمانی که آمریکا هنوز درگیر جنگ ویتنام بود فریدون مشیری شاعر معروف کشورمان شعر کوچ را سرود و در آن به توصیفات جنگی پرداخت که ویتنام و عدن در آن جنگ گرفتار بودند.
از آن سال تا به اینک ۵۴ سال می گذرد در طول این مدت ایران و عراق ۸ سال در جنگی ناخواسته و تحمیلی بسیار سرمایه های انسانی و مادی و مالی افزون بر توان خود را از دست دادند و هنوز آثار مخرب آن جنگ در زندگی مردم ما و عراق آشکارا قابل مشاهده و درک است علاوه بر خیل شهداء، جانبازان، اسراء و مردمی که آثار روانی آن جنگ سالیانی است بر زندگی اشان سایه افکنده، فقر، فساد، آوارگی، اعتیاد و طلاق را نیز تحمل می کنیم…
زنده یاد فریدون مشیری در شعر کوچ به خوبی تصویرگر وقایع بد فرجام جنگ است.
«… خیال نیست عزیزم
صدای تیر بلند است و ناله ها پیگیر
و برق اسلحه خورشید را خجل کرده است
چگونه این همه بیداد را نمی بینی؟
چگونه این همه فریاد را نمی شنوی؟
صدای ضجه خونین کودکی عدنی است
و بانک مرتعش مادر ویتنامی
که در عزای عزیزان خویش می گریند
و چند روز دگر نیز نوبت من و توست
که یا به کشتن فرزند خلق برخیزیم
و یا به ماتم فرزند خویش بنشینم.
و یا به کوه به جنگل به غار بگریزیم…
این شعر طولانی است که ذکر تمامی آن در حوصله این نوشتار نیست. چند قطعه ای از آن را برای نمونه آوردم.»
این پیش گویی فریدون مشیری تحقق پیدا کرد بعد از جنگ ویتنام و جنگ داخلی یمن و جنگ دو کره و ژاپن نوبت ما شد که جیب سردمداران فروش اسلحه را پر کنیم و نیروهای مخلص و باورمند ما در مقابل گلوله های توپ و تانک سینه سپر کنند و بعد از ایران، لیبی و افغانستان و دوباره عراق به گونه ای مورد تهاجم کشورهای عضو ناتو قرار بگیرند که از هستی و دارایی ساقط گردند. هرچند ما توانستیم با تجربه ۸ سال جنگ قد راست کنیم و به لحاظ نظامی مقتدر ترین کشور خاورمیانه باشیم.
خوی امپریالیسم مستکبر و خودخواه که چون قدرت نظامی و اقتصادی دارد همانند چنگیز و هلاکو و آتیلا و هیتلر و امثالهم برای حفظ قدرت راهی جز جنگ نمی داند تا کشوری پیدا نشود که صاحب قدرتی شود و بتواند مقابل آن بایستد.
اگر ایران کنونی نیز در موقعیت و وضعیت سال های ۵۹ و ۶۰ می بود و توان مقابله با آنها را نداشت، آمریکا و کشورهای غربی بدون شک هیچ مذاکره ای را برای رفع تحریم های ظالمانه برنمی تابیدند.
اما فراموش نکنیم که همیشه سایه جنگ بالای سر ما هست. فقط سربازان و سلاح های پیشرفته و برد بلند موشک های نقطه زن نیستند که امنیت ما را تأمین می کنند. بلکه در مرحله نخست حفظ اتحاد و باورمندی به انقلاب اسلامی و مدیران و کارگزاران است که یک ضرورت اساسی است. دوم تدبیر و تعقل در به کارگیری دیپلمات های هوشمند و پرهیز از چالش های سیاسی و نهایتاً اعتلای فرهنگ عمومی و اطلاع رسانی شفاف به منظور پیشگیری از تأثیرگذاری جنگ رسانه ای دشمنان است تا به قول خودشان نتوانند ما را از درون شکست دهند هرچند کشور ما اتاق شیشه ای نیست. اما هر جنگ دیگری اعم از جنگ نظامی و جنگ رسانه ای که به ما تحمیل کنند حتی اگر برنده جنگ هم باشیم خسارت های تهاجم دشمنان تا سالیان درازی قابل جبران نیست. ما می باید در موضع دفاعی از چنان امنیتی برخوردار باشیم که دشمنان حتی تصور تهاجم به کشور ما را به دل خود راه ندهند. هرچند در صورت ضرورت نباید قدرت تهاجمی خود را نادیده بگیریم تا کشور حقیری چون اسرائیل وابسته به آمریکا برایمان خط و نشان بکشد.
خوشبختانه علیرغم مشکلات اقتصادی که فریاد مردم ما را درآورده مشکلی برای دفاع در برابر جنگ نظامی نداریم اما در جنگ رسانه ای سرمایه گذاری چندی نکرده ایم و دشمنان توانسته اند بعضی خاکریزهای فرهنگی را تصرف کنند و دامنه نفوذ بدآموزی های خود را گسترش دهند. به هوش باشیم از شفاف سازی وقایع و رویدادهای سیاسی و اقتصادی خوب یا بد نهراسیم. میدان جنگ رسانه ای را برای دشمنان آماده نکنیم. و با طرح موضوعات مطرح در فضاهای مجازی و مکتوب پاسخگوی مردم باشیم با پاسخگویی به شبهات به هر کس اجازه ندهیم غیرکارشناسانه و آگاهانه مصاحبه کند و حرفی بزند که مورد طنز و دستاویز دشمن برای بی سواد جلوه دادن بعضی مسئولان ما باشد.
چه ضرورتی دارد هر روحانی و مسئولی در هر جایگاه ورود به مسائلی کند که در تخصص وی نیست. بهتر است مروجان دین و اخلاق بیشتر به مسائل اخلاقی و هدایت خلق بپردازند کاری که در طول مدت ۴۳ سال گذشته به هر دلیلی کمتر به آن پرداخته شده و بیشتر به مسائل سیاسی روی آورده اند این سخن به معنای جدایی دین از سیاست نیست بلکه برعکس اگر سیاست ما عین دیانت ماست به سیره و روش پیامبر(ص) و ائمه توجه کنیم که اگر در هدایت خلق غفلت می کردند و یا اشتباهی در کارشان می بود امروز بعد از ۱۴۰۰ اندی سال الگو و اسوه حسنه برای مسلمانان به ویژه شیعیان نبودند.
آن نشود که بخواهیم راه رفتن کبک یاد بگیریم راه رفتن خودمان هم فراموش کنیم. امروز بیش از هر زمان دیگری به پاکسازی اداری و سازماندهی مدبرانه و حفظ منافع ملی نیازمندیم تا بتوانیم اعتمادساز باشیم و امیدآفرین چرا که به قول زنده یاد مشیری:
«… خیال نیست عزیزم
صدای تیر بلند است و ناله ها پیگیر
و برق اسلحه خورشید را خجل کرده است
چگونه این همه بیداد را نمی بینی
چگونه این همه فریاد را نمی شنوی …«
والسلام
- جمعه ۲۹ بهمن ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “محمد عسلی” ۳۰ بهمن ۱۴۰۰