سرمقاله” اسماعیل عسلی” ۳ اسفند ۱۴۰۰
درونی شدن معیارها
فرهنگ مقوله ای گسترده است که باورها ، آداب و سنت ها ، هنر ، عادات اجتماعی ، تکیه کلام ها و دانش و رویکردهای فکری را در بر می گیرد . هر گونه دگرگونی در حوزه فرهنگ در بستر زمان صورت می گیرد ضمن این که تغییر در هر یک از مولفه های تشکیل دهنده فرهنگ روی سایر مولفه ها تاثیر گذار است. به همین دلیل فرهنگ جوامع آن هم در عصر ارتباطات دائما در حال نشو و نما و ریزش و رویش است . از این رو نمی توان انتظار داشت شاخص هایی که در ادوار گذشته معیار ارزیابی رفتار و تعاملات اجتماعی بوده ، هم اکنون نیز از اعتبار گذشته خود برخوردار باشد . گاهی تغییر در میزان سواد و دانش مردم رفتار آنها را دگرگون می کند و گاهی تنگناهای معیشتی و اقتصادی روی شتاب توسعه ی فرهنگی تاثیرگذار است . درهم تنیدگی مولفه های تاثیرگذار بر فرهنگ به پیچیدگی درک ریزش ها و رویش های فرهنگی دامن می زند به همین دلیل ما نمی توانیم مدافع سکون فرهنگی و ثابت بودن معیارها باشیم .
فرهنگ این ویژگی را دارد که به صورت روزآمد ایجاد ظرفیت کند . ظرفیت به جامعه برای رد یا پذیرش هر گونه تغییری قابلیت می بخشد . در گذشته های نه چندان دور به دلیل ارتباطات محدود این امکان وجود داشت که لهجه رایج در یک روستا تا مدت ها دست نخورده باقی بماند . باورها و تکیه کلام ها نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند . عصر کنونی عصر تلاقی و رودررویی فرهنگ هاست ، لذا ماندگاری هر باور و رفتار و ذهنیتی در گرو قدرت متقاعد کنندگی آن است . در عصر ارتباطات دقیقا مثل این که ما در کنار ساحلی ایستاده باشیم و شاهد درآمیختگی امواج باشیم ، می توانیم ببینیم که هر موجی حاصل درآمیختگی چندین موج است و نهایتا موجی که به ساحل می رسد برآیند زورآزمایی موج قوی تر است . اینجا دیگر بحث خوشایندی یا نگرانی به حاشیه می رود زیرا آنچه باید بشود می شود !
فرهنگ ها صرف نظر از اشتراکاتی که دارند هر کدام سمت و سویی را دنبال می کنند ، هر رفتاری با منطقی پشتیبانی می شود . گاه یک دلیل علمی پشت سر یک رفتار قرار دارد و گاهی نیز می بینیم که یک باور ماوراء طبیعی توجیه کننده رفتاری است که نقش هویت بخشی به یک جمع را ایفا می کند .
تاریخ تحولات اجتماعی روایتگر رفتارها و باورهایی است که بعضا منسوخ شده یا کمرنگ شده اند ؛ از برده داری گرفته تا زن سالاری یا مردسالاری ، قبیله محوری یا نژادپرستی ، جادوباوری و رواج خرافات و ….از آنجایی که شغل ها و دغدغه ها نیز به موازات دگرگونی های فرهنگی تغییر می کنند ، به همین دلیل بسیار طبیعی است که برخی افراد نگران تحولات فرهنگی باشند زیرا شغل و پیشه ی خود را در معرض خطر می بینند . هیچ تغییری نیست که با مقاومت عده ای روبرو نشود . گاهی اثبات بی تاثیری یک دارو بر درمان بیماران منجر به بیکاری برخی از پزشکان و داروسازان می شود . زمانی مردم برای جلوگیری از زلزله و بلایای طبیعی و فرونشاندن خشم خدایان فرزندانشان را در پای معابد قربانی می کردند ولی بعدها با پی بردن به علت رویدادها به تدریج این عادت شوم و جاهلانه را کنار گذاشتند . ریزش ها و رویش های فرهنگی در طول تاریخ به اندازه ای پرشمار است که سخن را به درازا می کشاند .
این که برخی ارزش ها در طول تاریخ همواره برای تمامی جوامع محترم بوده اند به دلیل برخورداری آنها از پشتوانه فطری و منطقی قوی بوده است . مانند دانش اندوزی ، راستگویی ، دفاع از جان و مال و امثال ذالک ولی در نقطه ی مقابل انسان ها در سایه ی تجربه روی بسیاری از ممنوعیت ها خط بطلان کشیده اند . زیرا این ممنوعیت ها صرفا منافع عده ای را تامین می کرده و هیچ دلیل منطقی نداشته است .
زمانی بود که اداره کننده گان کشورها کوچکترین توجهی به توجیه اقتصادی تصمیماتشان نداشتند و خود را ملزم به پاسخگویی به مردم نمی دانستند یا این که برای آنها مهم نبود اکثریت مردم پیرامون رفتار آنها چه نظری دارند ، ولی به دنبال به رسمیت شناخته شدن نظام های مردم سالار، هر گونه دهن کجی به نظر اکثریت در جریان انتخابات واقعی با واکنش جدی مواجه می شود . در حال حاضر اقناع سازی برای همراه کردن مردم با دولت ها به یک وظیفه تبدیل شده و دیگر خبری از پیروی بی چون و چرا و تابو سازی نیست . در عصر ارتباطات ، ملت ها توانایی زیادی برای مقایسه روش ها و داوری پیرامون عملکرد گردانندگان جوامع گوناگون دارند و زیر سئوال رفتن رفتارهای موهوم و بی تاثیر و فاقد وجاهت منطقی و مغایر با آموزه های اصیل دینی به رفتاری پربسامد در عصر ارتباطات تبدیل گردیده و کار سخنوران و نظریه پردازان را برای متقاعد کردن مردم در سراسر جهان دشوار ساخته است . هم اکنون برای بیماران امکان مراجعه به چند پزشک و مقایسه تشخیص ها و درمان ها ، فراهم گردیده در حالی که زمانی یک طبیب بدون مسئولیت پذیری به دلیل برخورداری از مصونیت شغلی ممکن بود صد ها نفر را به کشتن بدهد تا به اشتباه خود پی ببرد !
از آنچه گفته شد می توان دریافت که هیچ کس قادر به ایستادگی در برابر زایش های و ریزش های فرهنگی نیست و مردم جهان فراخور دانش و رشد فکری خود ، روز به روز در حال جایگزینی رفتارهای منطقی و دارای بازخورد مثبت با رفتارهایی هستند که سالها مانند زنجیری آنها را از حرکت و شتاب گرفتن و تعاملات انسانی به دلیل ممنوعیت های انحصار طلبانه بازمی داشت . وقتی مردم به سمت دانایی گام برمی دارند ، معیارها درونی می شوند و مردم به جای این که بگویند چون شخص معروفی این حرف را زده باید پذیرفت ، خواهند گفت: چون فلانی به این دلیل و آن دلیل درست می گوید باید پذیرفت .این که علی (ع) می فرماید : افراد را با حق بشناسید نه حق را با افراد یعنی نگاه نکنید ببینید “که” می گوید بلکه توجه کنید “چه” می گوید . وقتی از نگاه خداوند هر کس باید پاسخگوی اعمال خود باشد ، حتما این حق برای او به رسمیت شناخته می شود که خودش تصمیم بگیرد و برای تصمیم گیری درست به دانش خود بیفزاید اگرچه درونی شدن معیارها به سادگی امکان پذیر نیست اما اگر انسان ها به دنبال دست یابی به بهشت در همین دنیا هستند باید به این سمت گام بردارند .
- دوشنبه ۲ اسفند ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله” اسماعیل عسلی” ۳ اسفند ۱۴۰۰