• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۵ اسفند ۱۴۰۰

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۵ اسفند ۱۴۰۰
صیانت را درونی کنید !

اصولا هر دستگاه یا سازواره ای که با هدف انجام کاری یا ارائه خدماتی ابداع و راه اندازی می شود باید بتواند به خود و کسانی که از آن بهره برداری می کنند ، مصونیتی حداقل نسبی ببخشد. فضاهای مجازی در عصر ارتباطات نیز از این قاعده مستثنی نیستند اما باید دید مصونیت بخشی با چه هدفی دنبال می شود ؟
اخیرا عده ای در مجلس شورای اسلامی با تصویب کلیات طرح صیانت از فضای مجازی به دنبال ایجاد شبکه ملی با هدف کاهش چالش های اجتماعی و سیاسی ناشی از داد و ستد محتواهای ارسالی و دریافتی هستند . البته کشورهایی نظیر انگلیس ، آلمان ، استرالیا و اتحادیه اروپا نیز با توجه به حساسیت هایی که نسبت به گسترش خشونت ، تروریسم و تهدید و اغفال کودکان در فضای مجازی داشته اند با اتخاذ تدابیری در این مسیر گام برداشته اند ولی اقدامات صورت گرفته در راستای اعمال محدودیت هایی که خنثی کننده ی قابلیت های مثبت فضای مجازی باشد ، نبوده و از این بابت نه تنها نگرانی هایی را به دنبال نداشته بلکه با هدف جلوگیری از سوء استفاده های مالی و اخلاقی و دفاع از حریم خصوصی دنبال شده است !
این که حتی خبر تصویب کلیات چنین طرحی در مجلس شورای اسلامی با واکنشی گسترده از سوی مردم و برخی از نمایندگان و صاحبنظران علوم اجتماعی و صنوف گوناگون مواجه گردیده ، ریشه در کارکرد فضای مجازی با توجه به نقشی که در بازتاب دادن مطالبات مردمی و تسهیل امور ایفا می کند ، دارد . جریحه دار شدن افکار عمومی به دنبال سیلی خوردن مامور قانون در ملا عام ، برکنار شدن فرماندار یک شهر پس از تهدید وهن آمیز یک خبرنگار و رویدادهایی از این دست که به وسیله فضای مجازی صورت گرفته درواقع به دولت و دستگاه قضایی برای برخورد قانونی با افراد خلافکار یاری رسانده است ! استفاده از فضای مجازی برای انتشار اطلاعیه های مرتبط با همگرایی های صنفی ، راه افتادن گعده های مجازی پیرامون مسائل نظری و رویدادهای تاریخی و هنری و معضلات اجتماعی، کسب و کارهای مجازی ، جستجو در اینترنت برای آگاه شدن از آخرین دیدگاه های علمی پیرامون موضوعات گوناگون ، ارتباط آنلاین ، تعلیم دانش آموزان در شرایط کرونایی و مسایلی از این قبیل همه در واقع دستاورد امکاناتی است که فضای مجازی در اختیار عموم مردم گذاشته است . هر چند کمتر کسی پیدا می شود که با کلاهبرداری ها ، قمار ، ورود به حریم خصوصی افراد ، ترویج خشونت و شایعه سازی و ارسال اخبار ناقص و گزینش شده در فضای مجازی موافق باشد  ولی مدیریت فضای مجازی در داخل کشورمشروط به همکاری فنی مراکزی است که وب گاه های پرمخاطب را در انحصار خود دارند و از این رهگذر درآمد کسب می کنند و تابع قوانین ویژه خود هستند و لازم است که برای یاری رساندن به کنترل قانونی فضای مجازی در ایران نمایندگی داشته باشند و تاکنون چنین امری محقق نگردیده لذا در چنین شرایطی نمی توان با پاک کردن صورت مسئله چنین فرصتی را از مردم گرفت و در برابر تکنولوژی صف آرایی کرد. کشورهایی که تاکنون در بحث صیانت از فضای مجازی تا حدودی موفق عمل کرده و در مواردی حتی جرایم سنگینی برای وب گاه هایی نظیر گوگل تعیین کرده اند به قوانین حاکم بر سازو کار چنین وب گاه هایی استناد نموده اند ، هر چند تعهدی که وب گاه ها به کاربران دارند مانع از برخی دسترسی ها می شود . از این مقوله که بگذریم ، برخی بر این باورند که چون فضای مجازی نقش سوپاپ را ایفا می کند ، وجود آن درشرایطی که تنگنانهای معیشتی مردم را تحت فشار قرار داده از جهاتی ضروری است .فضای مجازی در مواردی به کمک دستگاه های نظارتی می آید و ترس از دیده شدن نیز موجب گردیده که حتی سارقان خیابانی نتوانند به راحتی مبادرت به دزدی کنند !
زمانی بود که شخصیت های مذهبی آرزو داشتند امکاناتی نظیر رادیو و تلوزیون در اختیار آنها باشد تا بتوانند با روشنگری مصلحت مردم را به آنان گوشزد کنند .در حال حاضر معلوم نیست چه بر سر جامعه ی ما آمده که برخی از شخصیت هایی که نفوذ فراوانی داشته اند ، با بحران مخاطب روبرو گردیده و در بحث استفاده از فضای مجازی برای اقناع سازی و تبیین رویدادها و خنثی سازی القائات مخرب دچار مشکل شده اند؟!
نیاز به توضیح نیست که رسالت دین مصونیت بخشی از درون است زیرا روحانیون قبل از هر چیز باید با روح مردم سر و کار داشته باشند تا جایی که افراد بدون وجود ناظر و نگهبان بیرونی رفتاری هنجارمند از خود بروز دهند . مصونیت بخشی از درون در فرهنگ دینی نیازمند نفوذ معنوی است و نفوذ معنوی در گرو اعتماد سازی است و اعتماد سازی نیز وابستگی زیادی به اثر بخشی رفتار و گفتار متولیان دینی دارد . ظرف چند دهه پس از انقلاب این امکان وجود داشت که با اعتماد سازی چندین نسل را به گونه ای تربیت کنیم که دسترسی آنها به فضای مجازی برای خودشان و برای کشور و نظام فرصت باشد ، نه تهدید! اگر چنین اتفاقی افتاده بود ما هم اکنون خوشحال بودیم که جوانانمان به نمایندگی از نسل های پیشین مروج اخلاق و همزیستی مبتنی بر ارزش های معنوی در تعامل با جهانیان هستند .ما این فرصت را داشتیم که با برنامه ریزی و رفتاری اثربخش ، الگویی از یک جامعه ی دینی توسعه یافته به منطقه و جهان ارائه دهیم و کشور را به آنچنان رشدی برسانیم که کشورهای همسایه ، آرزوی شرایط ما را داشته باشند . اما به هر دلیلی این امر در سطح مطلوبی محقق نگردیده است. از این رو شاید بهتر باشد قبل از هر گونه اقدامی پیرامون محدود سازی فضای مجازی که منکر برخی از آسیب هایش هم نیستیم به این پرسش پاسخ بدهیم که چرا فضای مجازی باید در جامعه ای فرصت تلقی شود و در جامعه ای دیگر تهدید ؟! اینجاست که به نظر می رسد اگر قبل از مصونیت بخشی به فضای مجازی به سراغ مصونیت بخشی به مردمی رفته بودیم که اکنون کاربر فضای مجازی هستند ، زودتر به نتیجه می رسیدیم .اساسا در یک جامعه دینی ، صیانت ترجیحا باید درونی باشد زیرا رسالت دین دگرگون کردن دلهاست ! همان گونه که یک سرباز آموزش دیده را می توان با اطمینان به میدانی فرستاد که از زمین و هوا گلوله می بارد ، یک انسان تربیت شده نیز که قلب او را با رفتار و گفتار منطقی تسخیر کرده ایم ، می توانیم در فضای مجازی رها کنیم ، مانند واکسن زده ای که همنشینی با ناقلان ویروس به او آسیبی وارد نمی کند . در آموزه های دینی ، اصل بر روشنگری است .خداوند به پیامبر می فرماید وقتی مرزهای “رشد” و “غی” را مشخص کردی از آن پس ارزش گذاری رفتارها را به من بسپار و نگران نباش و غصه نخور و خود را مسئول سود و زیان آنچه رخ می دهد مدان ! . کسی که وظیفه ی اصلی اش مرزبندی ارزش هاست نباید خود را درگیر مسئولیت هایی کند که هر گونه لغزش در آن موجب سلب اعتماد از او می شود ؛ هرکسی باید متناسب با فلسفه وجودی اش ایفای نقش کند! وظیفه ی شما نگاه آرمانی و نشست و برخاست با قلب ها و همنشینی با مردم و پرورش روح آنهاست ، نگاه از بالا به مردمی که قد کشیده اند جایگاهی بالاتر را طلب می کند . اگر دیگران اشتباه کنند و شما در موضع تذکر باشید بدون آن که شائبه ی منفعت و ضرر شما به ذهن کسی خطور کند ، می توانید تپش قلب ها و سمت و سوی نگاه ها را تنظیم کنید و برای درونی کردن صیانت مشکلی نداشته باشید ! صیانت را درونی کنید.

Comments are closed.