سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۹ اسفند ۱۴۰۰
هرکه نقش خویش بیند در خبر
اخباری که در جریان هجوم روسیه به اوکراین رسانه ای شد و روی سایت خبرگزاری های خارجی و بعضا داخلی قرار گرفت آن روی سکه اهمیت دیدبانی خبر را در پیوند با اولویت منافع ملی کشورهای درگیر به نمایش گذاشت . در واقع جنگ اوکراین میدانی گسترده برای گونه ای رویارویی رسانه ای ایجاد کرد تا افکارعمومی بتوانند در جریان مقایسه سمت و سوی اخبار با واقعیت های عینی ، شاهد ماراتنی نه چندان پایاپای در این جنگ رسانه ای باشند . سپری شدن نزدیک به دو هفته از این رویارویی و محقق نشدن آنچه طرفین در اخبار و تحلیل ها به دنبال القای آن بودند نشان داد که در عصر ارتباطات استخراج اخبار درست از میان هزاران خبری که به صورت لحظه ای با اهدافی خاص مخابره می شود کار چندان ساده ای نیست . مشابه همین القائات را در منازعات خاورمیانه ای هم شاهد بوده ایم . در واقع هزینه ای که صرف تاسیس یک رادیو و یا شبکه تلوزیونی دولتی و یا امپراتوری های رسانه ای می شود باید تامین کننده ی منافع و اهدافی باشد که یک دولت و یا جریان بین المللی به دنبال آن است . هر چه تشخیص درجه واقع نمایی اخباری که از یک بنگاه خبری منتشر می شود بیشتر باشد نشان دهنده ی حرفه ای بودن کسانی است که تدوین و مستند سازی خبرها را مدیریت می کنند . تمامی این اقدامات در راستای مهندسی افکار عمومی و بهره برداری از آن برای رسیدن به اهداف نشانه گذاری شده صورت می گیرد .در همین رابطه ، گاهی این پرسش پیش می آید که اگرخبر یک کالای فرهنگی است که قاعدتا باید در خدمت آموزش و تنویر افکار عمومی باشد چرا برخی بنگاه های خبری از آن بعنوان ابزاری در جهت توجیه آنچه به دنبال نهادینه سازی آن در اذهان هستند بهره می گیرند ؟
اگر بپذیریم که هر کشوری قاعدتا باید به دنبال تامین منافع مردم خود در تمامی اقدامات ، موضع گیری ها و برنامه ریزی ها باشد و به موازات آن بپذیریم که منازعات فرهنگی و سیاسی و اقتصادی بدون پیوست خبری و رسانه ای در عصر ارتباطات ابتر هستند ناگزیر به این نتیجه می رسیم که کار و فعالیت در حوزه ی خبر و جلب مخاطب و اعتماد آفرینی برای بنگاه های خبری پیچیدگی های خاص خود را دارد.
وقتی قرار است خبر روی امنیت روانی ، ارزش پول ملی ، قدرت خرید ، باورمندی ، تهییج افکار عمومی ، فرهنگ سازی ، دفاع غیر عامل ، مهیا سازی اذهان ، شائبه زدایی و بسیج عزم و اراده ملی برای مشارکت در امور، تاثیرگذار باشد باید به اندازه ای قاعده مند ، عاری از تناقض و برخوردار از قدرت متقاعد کنندگی و دارای شاخصه های اعتماد آفرین باشد که در مواجهه با اخباری که از منابع غیرخودی منتشر می شود مبتلا به حاشیه نشینی و کم نگری نشود و راستی آزمایی اخبار که توسط مردم صورت می گیرد با سرعت بیشتری به نتیجه گیری مد نظر منبعی که خبر را منتشر می کند ، منجر شود . اخباری که پیرامون یک منطقه ی بحران زده جنگی از سوی کشورهای ذینفع رسانه ای می شوند معمولا اهداف کوتاه مدت را دنبال می کنند ولی با فرسایشی شدن جنگ کفه گزارش ها و تحلیل ها و مصاحبه های تبیینی به تدریج چربش قابل ملاحظه ای پیدا می کند .
مخاطبانی که کمترین پیشینه ی ذهنی از آنچه ظرف صد سال گذشته در اوکراین رخ داده نداشتند به سرعت مرعوب اخبار اولیه که ضرب آهنگ تندی داشت شدند به همین دلیل نتوانستند درک واقع بینانه ای از رفتار مردم اوکراین داشته باشند ، لذا در رویکردی همذات پندارانه تحت تاثیر اخبار گیج کننده دچار لغزش گردیده و به قیاس های اغوا کننده روی آوردند در صورتی که جنگ اوکراین نتیجه ی خارش زخم ناسور شده ای است که تاریخ و جغرافیا و سیاست و اقتصاد و فرهنگ دست به دست هم داده اند تا چنین زخمی در این زمان سرباز کند .
برخی بحران های منطقه ای ریشه در تاریخ و جغرافیا دارند نظیر مسئله ی فلسطین که رد آن را حتی می توان در کتاب عهد عتیق هم دنبال کرد . منطقه ای ژئوپولیتیک که قرن هاست موضوع منازعه بین ساکنان این کهن سرزمین و پیروان ادیان ابراهیمی است که هر کدام سهمی برای خود قائل هستند و دعوا هم صرفا بر سر بناهای مقدس نیست . قرار گرفتن این منطقه بین سه قاره و موقعیت خوب آب و هوای مدیترانه ای و زمین های کشاورزی مناسب و آب فراوان و دسترسی به دریا نیز مطرح است . ضمن این که تعمدی هم وجود دارد که این منطقه همچنان بحرانی باقی بماند زیرا بحران فلسطین در خدمت اقتصاد جنگ است و اکثر کشورهایی که خود را درگیر موضوع فلسطین کرده اند در مواضع خود صادق نیستند و نان فجایعی را می خورند که دراین منطقه رخ می دهد و در واقع فلسطین وجه المصالحه عرض اندام بازیگران جهانی و منطقه ای است. به همین دلیل شگفت انگیز نیست که اخبار رسانه های گوناگون پیرامون فلسطین و اسرائیل ، آغشته به اغراض اقتصادی و سیاسی باشد . نسخه هایی هم که تاکنون از سوی طرفهای درگیر و سایر دغدغه مندان برای بهبود وضعیت مردم این منطقه پیچیده شده ترسیم کننده ی دور نمایی امیدوارکننده نیست زیرا تعداد طرف های ذینفع در این ماجرا مانع از همگرایی جهانی لازم برای برقراری صلح است .
در عصر ارتباطات ، زنگ منازعات خبری معمولا پیش از زنگ درگیری های نظامی به صدا درمی آید و از آنجایی که اغلب مردم دنیا با پیش زمینه های اختلافات منطقه ای آشنایی ندارند ، جنگ روانی و رسانه ای کارکرد بالایی پیدا می کند. به هر حال جنگ و خدعه همزاد یکدیگرند . از این رو مخاطبان امپراتوری های رسانه ای باید برای تعیین عیار هر خبری از هر منبعی ، محکی قابل اعتماد که سواد رسانه ای نامیده می شود در اختیار داشته باشند تا به ابزار موج سواری کسانی که با خبرسازی به دنبال مدیریت افکار عمومی هستند تبدیل نشوند .اغلب مردم نگاهی انسانی به جنگ دارند ولی سیاستمداران بیشتر وقت خود را به مطالعه روی آثار اقتصادی جنگ و تغییر معادلات سیاسی پس از آن صرف می کنند ؛ کسانی که دغدغه ی محیط زیست دارند به گونه ای دیگر به جنگ می نگرند و به همین ترتیب کار به جایی می کشد که قربانیان جنگ از دایره دغدغه ی شطرنج بازانی که دائم در حال جابجایی مهره های خود هستند بیرون انداخته می شوند و بدین سان هرکسی نقش خود را در خبر می بیند.
- چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۰
- سرمقاله

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۹ اسفند ۱۴۰۰