• print
یادداشت طنزواره “اسماعیل عسلی” ۳۰ فروردین ۹۵

یادداشت طنزواره
اسماعیل عسلی
انواع رانت
از زمانی که کلمه ی رانت بر سر زبان ها افتاد‏‏، بسیاری از مردم می گفتند رانت دیگر چه صیغه ای است‏؟ ولی برخی از ما بهتران که سری در کتاب و دستی از دور و نزدیک بر آتش اقتصاد و پایی در محافل سیاسی داشتند از این جور اصطلاحات زیاد استفاده می کردند که هم حرفی زده باشند و هم کسی متوجه نشود که چه می گویند و از شما چه پنهان بعضی ها خودشان هم معنی حرف خودشان را نمی فهمیدند‏! از شما چه پنهان در این خطه برخی عادت کرده اند که تا هزینه و خسارت حرف نامربوطی که زده اند را نپردازند معنی آن را درک نکنند… خلاصه گذشت و گذشت و گذشت تا این که بوی تعفن رانت از تمامی مزبله ها بلند شد و دهلیز شامه ها را درنوردید و کاشف به عمل آمد که بعله رانت همچی شوخی بازی هم نیست‏! یعنی اینطوری نیست که ‏مثلاً هرکسی دلش خواست بتواند رانت بازی کند‏‏. رانت برای خودش قاعده و قانون دارد‏‏. توضیحاً این که ما با انواع رانت سرو کار داریم‏‏. ‏مثلاً رانت حزبی به این معنا که اگر از یک حزب کسی به قدرت رسید و دستش به جایی بند شد هوای هم حزبی ها و دوستان و رأی جمع کنندگان و مسئولین ستادها را داشته باشد و به آنها پست و مقام بدهد و از امتیاز شرکت گرفته تا باز کردن مسیر برای جولان دادن طرفداران در میدان مزایده ها و مناقصه ها دریغ ننماید‏. برای رسیدن به کنه این مطلب کافی است رد برخی از کسانی که رفت و آمدی به دایره مسئولیت ها داشته اند را بزنید و اوضاع پیشین و پسین آنها را با هم مقایسه کنید‏‏. پس از کمی تحقیق و تفحص از مجاری غیر رسمی در می یابید که چه اتفاقاتی افتاده! ‏مثلاً شخصی ضمن این که چندین مسئولیت داشته‏‏، چندین شرکت را نیز به ثبت رسانیده و به چندین کشور خارجی هم مسافرت نموده و در این میان چندین بار هم استخوان سبک کرده و اگر تعجب نکنید چندین مدرک تحصیلی هم برای خود دست و پا کرده بطوری که پس از استخلاص از مناصب متعدد، چندین عنوان پرطمطراق را هم یدک می کشد و احتمالاً حضورش در چندین نوع اتاق فکر هم مسجل گردیده و از او به عنوان کارشناس در زمینه های گوناگون استفاده می شود و در برخی از رشته های بلاصاحب هم به او لقب مفتکی پیشکسوت عطا فرموده اند که صد البته اگر همه ی این عناوین را به هم بچسبانید از دل آن یک معتمد محلی درست و حسابی بیرون می آید. تکلیف برخی از عناوین گم و گور شده اش هم در صورت الصاق اعلامیه درگذشتش به در و دیوار روشن می شود که البته در این مورد بازماندگان هیچگونه محدودیتی برای چربانیدن عنوان های کس نشنیده قائل نیستند‏! پس از مدتی که مراسم چهلمش برگزار شد اگر بستگان نسبی و سببی درجه یک آن مرحوم و احتمالاً مرحومه مقیم انگلیس و آمریکا (لعنت الله علیهم) نشده باشند‏‏، مراسم سر سالش را هم برگزار می کنند و آنچنان پرونده ای برایش درست می کنند که بازماندگان بتوانند تا سال ها از آن همه وجاهت و اعتبار برای ترقی پلکانی بستگان درجه ۲ و ۳ و ۴ نیز بهره گیرند‏‏.
رانت خبری را نیز نباید دست کم گرفت‏‏. ‏مثلاً شخصی به مجمع یا شورایی که در آنجا تصمیمات مهم اتخاذ می گردد راه پیدا کرده و اطلاعاتش در باره قوانین مصوب و تبصره ها و نر و ماده ها خیلی زیاد است به طوری که اگر این خبرهای بدان و مگو را به دوستان و نزدیکان منتقل کند روی معاملات و سرمایه گذاری های آنها تأثیر تعیین کننده ای خواهد گذاشت که صد البته حق خودش هم در این میان محفوظ است‏‏. ‏مثلاً اگر قرار است در فلان مکان کارخانه ای بسازند حتماً روی قیمت زمین های اطراف آن تأثیر خواهد گذاشت و همیشه کسانی برای این جور خبرها گوش تیز کرده اند تا برای خرید و فروش هجوم بیاورند و چه پول هایی که جابجا نمی شود!
رانت فامیلی را باید رانت اتوماتیک نامگذاری کرد چرا که در هر شرایطی کارکرد دارد‏‏. ‏مثلاً شما پسر شخصی هستید که حرفش خریدار دارد یا در موقعیتی است که امضایش و توصیه اش نان آجر شده ی خیلی ها را به پیتزا تبدیل می کند‏‏. حالا این شخص چه خودش بخواهد و راضی باشد و چه نخواهد و راضی نباشد شما می توانید از رانت فرزند چنین شخصی بودن استفاده کرده هر غلطی دلتان خواست بکنید‏‏. حال اگر ابوی گرامی خداترس نباشد به یک رها کن‏‏، حیا کن اکتفا می کند و از خوف این که همگان بدانند چنین فرزند دم بریده ای تربیت کرده دم فرو می بندد و افسارت را به دست خودت می دهد و اگر احتمالاً خداترس باشد یا تو را سر جای خودت می نشاند و به همگان هم اعلام می کند که مراقب اعمال و رفتارت باشند و یا استعفا می دهد که مجبور نباشد آخرت خودش را به دنیای فرزندش بفروشد‏‏. البته با توجه به شمار محدود استعفاهایی از این دست نمی توان در خصوص اتوماتیک بودن چنین رانتی تردیدی به خود راه داد‏!
رانت پولکی در جامعه ی افسار گسیخته ی ما برنده ترین رانت به شمار می آید‏‏. برای مثال شما نه پدر و قوم و خویشی دارید که کاره ای باشد نه اهل حزب و این جور قرتی بازی ها هستید و نه خودتان کاره ای هستید که تیغتان ببرد‏‏. در این جور موارد باید پول خرج کنید و قلاب بیاندازید که بدون معطلی رانت بازها دیر یا زود قلاب را نوک می زنند و به سراغتان می آیند و از درد و مشکلتان می پرسند و شما با سربلندی از خواسته های خودتان می گویید و ضمناً به میزان ریالی هم که چاشنی کرده اید اشاره خواهید کرد‏‏. در این صورت همه کارها به خوبی و خوشی و با سرعت انجام می شود و شما به مقصد می رسید‏‏. عوام الناس به این گونه رانت پارتی بازی می گویند‏‏. چون بلانسبت شما درگذشته این گونه بده بستان ها در پارتی ها و مهمانی ها صورت می گرفت و ‏مثلاً شخصی در حالی که درآغوش شخصی دیگر مشغول رقص بود سفارش برادر و خواهر و احتمال فرزندش را به همرقص خود می کرد و متناسب با حالی که بین طرفین رد و بدل می شد تقاضا مقبول واقع گردیده و به سرانجام می رسید اما الان دیگر از آن خبرها نیست و کافی است پول را درآغوش طرف بیاندازید که با آن هر کاری دلش می خواهد بکند آن هم بدون بگیر و ببند و دور شو و کور شو‏!! حالا اینجا نشد آنتالیا‏‏، دوبی‏‏، سنگاپور‏، تایلند و کیست که نداند که همه ی این کشورها در این شرایط وانفسا به چه نان و نواهایی که نرسیده اند‏‏.
نوع دیگری هم از رانت وجود دارد که به آن رانت سگی می گویند‏‏. ‏مثلاً افراد بی حیایی هستند که پاچه ی همه را می گیرند و گوششان هم تیز است و روی قلم و زبان و زور بازوی آنها هم می توان حساب باز کرد و همه آنها را می شناسند و تنها راه ساکت کردنشان هم این است که به لقمه ای دهانشان را بدوزید‏‏. البته تعدادشان خیلی زیاد نیست ولی رویشان بسیار زیاد است‏‏.
اما این که رانت از کجا آغاز شده و اولین توصیه نامه را چه کسی قلمی کرده و این اصطلاح از کدام دیار به این خطه رسیده داستان غم انگیزی دارد که در یک یادداشت کوتاه روزنامه ای نمی گنجد‏‏. فقط این را بگویم که نگاه قبیله ای به قدرت در گسترش آن بی تأثیر نبوده و اگر قرار باشد روزی روزگاری رانت در این سرزمین ریشه کن شود نان خیلی ها آجر خواهد شد‏‏، بسیاری از مدارک تحصیلی و سایرمدرک ها و مناصب و… کان لم یکن اعلام خواهد شد و آب از رخ خیلی ها به پایین سرازیر می شود و کار به جایی می رسد که همه از ریشه کن کردن رانت پشیمان شوند‏‏. به قول سعدی: “سرو سامان به از این بی سرو سامانی نیست‏!”
لذا تمام امید ما به روزی است که رازها بر ملا خواهد شد و پرده ها کنار خواهد رفت‏‏. هول نکنید و ترس به خود راه ندهید‏‏. منظور ما خدایی ناکرده هتک حیثیت از هیچ کسی نیست و دنبال تشویش اذهان عمومی هم نیستیم‏‏. آن روز‏، روز قیامت است که نمی توان آن را تکذیب کرد و راه اندازی آن را به هیچ حزب غیرقانونی نسبت داد و برای آن دسته و موسته درست کرد‏‏. قیامت که بیاید قیامتی می شود که بیا و ببین در آن روز خیلی ها شاخ در می آورند البته از تعجب‏! زیرا چیزهایی می بینند و می شنوند که ابداً و اصلاً انتظار آن را ندارند‏‏. اصلاً چه ضرورتی دارد که من هر چه در باره قیامت می دانم به شما بگویم‏‏، خودش می آید و شما هم می بینید!

Comments are closed.