یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
سونامی فیشهای حقوق
مدیریت افکار عمومی برخلاف تصور برخی سادهاندیشان، کار سهل و پیش پا افتادهای نیست. رسانهها خصوصاً خبرگزاریها که در پیشانی عرصهی اطلاعرسانی قرار دارند به این اصل بدیهی وقوف دارند که بزرگترین سرمایه برای حفظ مخاطب جلب اعتماد آنهاست. مطبوعات نیز شرایط مشابهای دارند. تریبونها و شخصیتها نیز از آنجایی که گاه به عنوان منبع خبر عمل میکنند، حکم یک رسانه را دارند و نیازمند چنین اعتمادی از سوی مخاطبان خود هستند.
نباید از نظر دور داشت که اعتماد عمومی به دنبال رفتارهای کلیشهای، بر زبان آوردن سخنان مهندسی شده و هماهنگ که مختص برخی از تریبونهای عمومی و شخصیتهای وابسته به جریانهای سیاسی است، کاهش پیدا میکند و اعتنای مخاطبان عمدتاً معطوف به شخصیتها و تریبونهایی است که از انعطافی مبتنی بر واقعبینی برخوردار باشند لذا سخنوران و سخنگویانی که بتوانند استقلال شخصیتی و آزادگی خود را حفظ کنند و حق را بگویند اگر چه به زیان خودشان باشد اعتمادساز هستند.
آمار و ارقام مربوط به تیراژ نشریات و مخاطبان انواع رسانهها از این واقعیت تلخ حکایت دارد که اعتماد عمومی نسبت به اخبار، تحلیلها، سخنرانیها و پیامهای نهفته در رویدادهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رو به کاهش است و هرگاه جامعه در چنین شرایطی قرار میگیرد آمادگی بیشتری برای پذیرش شایعات و قرار گرفتن در تیررس عملیات روانی دارد، عملیاتی که در گرماگرم آن ترور شخصیت، انتشار آمار غیرواقعی و تحریک کننده، القائات مبتنی بر پذیرش فروپاشی معیارها، ایجاد چشمداشتهای غیرمتعارف از سوی مردم و انفعال مسئولین در قبال التهابات روانی امری قابل پیشبینی است.
مدیریت افکار عمومی همواره در صدر برنامههای سیاسیون، احزاب و حکومتها قرار دارد. این کار به منزله حرکت بر لبهی تیز یک شمشیر است و با کمترین لغزش نه تنها سود پیشبینی شده در این سودا را به آتش میکشد بلکه سرمایه را نیز از دست میدهد و بسیار خسارتبار است.
داستان حقوقهای نجومی که ابتدا با انگیزه مدیریت افکار عمومی مطرح و دنبال شد افشاگریهای متقابلی را به دنبال داشت که تأثیر آن بر افکار عمومی چندین برابر انتشار خبر اختلاسهای میلیاردی بود. در داستان حقوقهای نجومی ابتدا افرادی که مطمح نظر موجآفرینان بودند در تیررس افشاگریها قرار گرفتند اما از آنجایی که این افراد در مقام دفاع تلاش کردند اطلاعات خود پیرامون شرایط مشابه دیگران را نیز بروز دهند، کار پیچیدگی زیادی پیدا کرد و بازتاب غیرمترقبهای داشت به طوری که منجر به صدور دستورات کلی و تصویب قوانین عام برای ابلاغ به تمامی قوا و نهادها شد و هر که هر چه میدانست بر زبان آورد و اکنون مردم ماندهاند با پرسشهای متعددی که برای آنها پیش آمده و هر کسی می خواهد بداند که فلان مسئول یا مدیر یا نماینده مجلس یا وزیر و حتی رئیس جمهور و فراتر از آن رؤسای جمهور سایر کشورها از لحاظ فیش حقوقی در چه موقعیّتی هستند! سمت و سوی حرکت سونامی فیشهای حقوقی در حال حاضر تنها قوه مجریه نیست بلکه تمامی قوا و نهادها زیر سؤال هستند. طبیعی است که وقتی تنی چند از مدیران عامل بانکها در فهرست دریافت حقوقهای نجومی باشند با توجه به اشراف بانکها بر دریافتی مسئولین و مدیران در تمامی قوا و نهادها، ساکت نخواهند نشست و هر که هر چه میداند خواهد گفت. حالا خر بیار و باقالی بار کن. جالب اینجاست که ابتدا دریافتکنندگان حقوقهای چند صد میلیونی مورد اعتراض بودند اما اکنون بناست حقوق تمامی کارکنان دولت زیر ۱۰ میلیون تومان تنظیم شود ضربالمثل معروفی است که میگوید الهی شرّی به پا شود که خیر ما در آن باشد!
در حال حاضر غلط یا درست چنین باوری در افکار عمومی به وجود آمده که با حل شدن موضوع حقوقهای نجومی آن قدر پول به بیتالمال بازمیگردد که میتوان با آن چندین میلیون جوان پشت صف ازدواج مانده را به خانهی بخت فرستاد و مسکن آنها را نیز تأمین کرد. زیرا ظاهراً قرار نیست به اصلاح فیشهای حقوقی اکتفا شود بلکه بناست حقوقهای به ناحق پرداخت شده نیز به خزانه بازگردد.
این خبر بسیار مسرتبخش است که با اجرای آن برجام شماره ۲ نیز کلید خواهد خورد زیرا پس از آن مصالحهی جهانی با مصالحهی ملی روبرو خواهیم شد و به چالشهای روانی ایجاد شده پایان خواهد داد.
طرح حقوقهای نجومی نشان داد که تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها. سالها بود که برخی از مطلعین از حقوقهای بیحساب و کتاب، پستهای چندگانه برای افراد خاص، مدارک تحصیلی ساختگی، عدم شایستهسالاری، یکهتازی هزار فامیل و قوم و خویش بازی در دایره قدرت، رانت و تقسیم ثروت ملّی بین اعضای باندها و جناحهای سیاسی تحت پوشش خصوصیسازی و… سخن میگفتند که با افشاگریهای صورت گرفته ظرف چهار و پنج سال اخیر آشکار گردید که بیراه هم نمیگفتهاند.
میگویند ملانصرالدین برای پراکنده کردن بچههایی که دور و برش را گرفته و شلوغبازی راه انداخته بودند به آنها گفت بچهها محلّهی بالاتر حلوا میدهند، همه بچهها و به دنبال آنها همهی مردم هجوم بردند به محلهای که ملا نشانیاش را داده بود. خلاصه این که کار هجوم همهجانبه به جایی کشید که ملا خودش هم باور کرد که حلوا میدهند و برای این که از قافله عقب نماند به سمت آن محله شروع به دویدن کرد.
در جریان فیشهای حقوقی، کسانی که میخواستند افکار عمومی را به سمت و سوی خاصی هدایت کنند و از آن نتیجهی مورد نظر خود را بگیرند نتوانستند در برابر سونامی غیرقابل مهار افکار عمومی مقاومت کنند و اکنون زمین و زمان دست به دست هم دادهاند تا تمامی فیشهای حقوقی البته تنها در بخشهای دولتی را ساماندهی کنند که اگر این امر محقق شود مسأله کسر بودجه هم تا حدودی برطرف خواهد شد. هر چند در این میان کسانی هم پیدا شدهاند که با ارائه فیشهای حقوقی خیلی پایین درصدد جبران مافات هستند و یا اینکه میخواهند از مردم دلبری کنند.
- یکشنبه ۳ مرداد ۱۳۹۵
- سرمقاله

یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳ مرداد ۹۵