یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
پاسخی از جنس فرهنگ
تا آنجا که به یاد دارم برای چندمین بار است که پیرامون فداکاری معلمان اخباری در رسانه ها بازتاب می یابد از آن معلمی که سوخت تا دانش آموزانش نجات یابند، معلمی که برای همدلی با شاگرد سرطانی اش موهایش را از ته تراشید و اینک معلمی که در زیر آوار ماند تا شاهد قربانی شدن شاگردانش در زیر آوار نباشد. تکرار این ماجراها که به جغرافیای خاصی در کشور محدود نمی شود حامل پیامی ویژه است و آن این که هنوز هم در این خطه کسانی هستند که شغلشان را با عشقشان یکی می دانند و لذت های زندگی را در ستردن غبار اندوه و کدورت از چهره دیگران جستجو می کنند. پیشه ی معلمی اقتضائات خاص خودش را دارد، راستش را بخواهید برای یک معلم بسیار دشوار است که شاگردانش را به چشم یک مشتری نگاه کند و مناسباتی با دانش آموزان و اولیاء در پیش گیرد که رنگ و بوی سوداگری داشته باشد. جنس کار معلمی اینگونه است که معلم در هر کجا باشد احساس می کند در تیررس نگاه دانش آموزانی قرار دارد که با احساس شاگردی به تمامی اعمال و حرکاتش می نگرند و از این که در هر کار و برنامه ای از او پیروی کنند خود را مغبون و اغوا شده به حساب نمی آورند. (ادامه…)
- پنج شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵
- سرمقاله
