یادداشت
محمد عسلی
زور بهار چربیده
شیراز را هوایی است بهاری با عطر بهار نارنج و نارنجستان¬هایی که در چهارفصل سبزند حتی اگر زیر برف و سرمای زمستان کمر خم کرده باشند و سروها نیز آزادی خود را به رخ می-کشند وقتی شاخه¬های به هم پیچیده¬شان قامت راست را زیر وزش بادهای زمستانی حفظ کرده¬اند و چرخش تنشان به هر نسیم آهنگ امید سر می¬دهد و بنفشه¬ها در تلألؤ خورشید رنگ به رنگ می¬شوند در باغچه¬هایی که زیر هرم دود داغ اتومبیل¬های در توقف، مجال دم و بازدم نمی¬یابند.
هنوز آسمان آبی است و بوی باران از بام¬های کاهگلی بافت قدیم به مشام می¬رسد؛ هنوز شقایق¬های وحشی از زیر ناودان مسجد وکیل قرمزی گلهایشان را به رخ عابران می¬کشند و گلبرگ¬های پراکنده در بادهای گاه و بیگاه به سر و صورت می¬نشینند و شهر در تنفسی از پس زمستانی نه چندان سرد گرمای تابستان را یادآور می¬شود؛ آری زور بهار چربیده و سیل ترافیک در هم اتومبیل¬ها نتوانسته¬اند بوی بهار را بدزدند.
اما پرندگان دیری است کوچ کرده¬اند و آوازی از هزاری به گوش نمی¬رسد مگر در گوشه و کنار شهر و باغ¬هایی که از پس کشتار درختان به اندک مانده¬اند و چنارانی که در انتظار قمری-های مهاجر خمیازه می¬کشند.
و اما بعد. (ادامه…)
- چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۵
- سرمقاله
