یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
این قصه سر دراز دارد
در عرف سیاسی ترور نشان دهنده ی عدم موازنه ی قدرت است‏. از گذشته های دور کسانی که توانایی مقابله ی رو در رو را نداشتند به کشتن در خفا و قتل غیرمنتظره روی می آوردند‏. در افسانه های ایرانی کشتن رستم به دست نابرادری اش شغاد گونه ای قتل برنامه ریزی شده است که با همدستی بهمن پسر اسفندیار صورت می گیرد‏. کشته شدن ژولیوس سزار نیز تعبیری جز ترور ندارد‏. شاخص ترین ترورها در ایران قدیم توسط هواداران حسن صباح صورت می گرفته که نمونه ی بارز آن قتل خواجه نظام الملک است‏. ترور ولیعهد اتریش به روشن شدن آتش جنگ جهانی اول انجامید‏. در آن سوی آب ها نیز آبراهام لینکلن و جان اف کندی قربانی رویه ی سیاسی خود شدند‏. در تاریخ اسلام نیز با رواج خلیفه کشی التهابی به امت اسلامی تزریق شد که از آن پس چرخش آسیاب قدرت با خون مسلمانان را موجب گردید و خشونت را در آن نهادینه کرد و بهانه ای به قدرتمندان داد که خود را پشت زره نقیبان و پرده داران و محافظان و کاخ های تو در تو پنهان سازند و دستاویزی برای تجمل و اشرافیگری داشته باشند و مانعی برای ارتباط تنگاتنگ آنها با مردم در میان باشد‏.
و اما حکایت تروریسم در خاور میانه سر در آبشخوری کاملاً متفاوت دارد که نتیجه ی درهم تنیده شدن عوامل گوناگون است لذا عبور از چالشی که مسلمانان هم اکنون با آن دست به گریبان هستند با فرمولی واحد و منحصر به فرد ممکن نیست و کسانی که مدعی حل این بحران با توسل به شیوه ی خاص خودشان هستند‏، درهم تنیده گی سرچشمه های آن را درک نکرده اند‏. به همین دلیل هر چه بیشتر دست و پا می زنند بیشتر فرو می روند.
نباید فراموش کرد که غرب دیگر نمی تواند مناسبات سیاسی و اقتصادی خود را با کشورهایی که مزه ی ثبات چند دهه ای را در قلب خاورمیانه چشیده اند و ذخایر پولی آنها در بانک های کشورهای پیشرفته سر به آسمان می زند تنظیم نماید‏. ضمن این که انبار اسلحه های خریداری شده و دپو شده در کشورهایی نظیر عربستان‏، لیبی‏، مصر‏، سوریه و عراق باید تخلیه شود و سلاح های جدیدی جای آنها را بگیرد‏. از سویی دیگر خاورمیانه ی جدید از منظر غربی ها جغرافیای متفاوتی خواهد داشت‏. فرضاً با تقسیم عراق به سه بخش شیعه نشین‏، کردنشین و سنی نشین سه کشور ایجاد می شود که روی صف بندی های منطقه ای تأثیرگذار خواهد بود و ناامن شدن عربستان سعودی نیز بازار باج خواهی غرب را گرم تر خواهد کرد‏.
به موازات این جریان ها جوانان مسلمانی که در سراسر اروپا و آمریکا از یک سو و کشورهای مسلمان از سوی دیگر در توهم بازگشت به گذشته و احیای امپراتوری اسلامی به سر می برند و عده ای بنیاد گرای سلفی عنان افکار آنها را در اختیار گرفته اند با توجه به انرژی درونی بالا و همچنین حمایت مالی و لجستیکی و نظامی زیرپوستی غرب آماده هستند تا با عضویت در گروه های سلفی متکی به ترور و حرکات انتحاری این پازل را تکمیل کنند‏. در این ماجرا غرب با یک تیر دو نشان می زند اول این که با پیوستن جوانان مسلمان به گروه داعش از شر تندروی های آنها در غرب خلاص می شود و دوم به کمک آنها کشورهای اسلامی هدف را ناامن کرده و به خود مشغول می سازد که بر اساس ضرب المثل مرگ خر، عروسی سگ است‏، اسرائیلی ها را هم خشنود می سازد‏. (ادامه…)