تقدیم به مادران شهدای جاوید الاثر
به جای یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی

نهان می کنی چشم بارانی ات را
گره می زنی چین پیشانی ات را
به آهی که آیینه را هدیه دادی
ندیدی دگر رود توفانی ات را
فرو ریختی گر چه در کنج خلوت
نگهبان شدی گنج پنهانی ات را
دل و اشک و آه و غم و بی قراری
طواف و صفا، سعی و قربانی ات را
چرا سر به چاهی، مگر دل به راهی
کجا دیده ای ماه کنعانی ات را؟
در این قحط سال دل و عشق و ایمان
به ما وام دادی مسلمانی ات را
من از هفت خوان نگاهت گذشتم
زیارت نکردم پشیمانی ات را
شکوه شکیبایی ات را بنازم
که پرچم شدی فخر ایرانی ات را
به توفان تاریخ بسپار و بگذر
اگر جمع کردی پریشانی ات را