یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
و خیلی حرف های دیگر….
به یاد دوران دفاع
دیدبانی و گشتی شناسایی با هدف ارزیابی موقعیت دشمن و تعداد نفرات و ادوات جنگی و تعیین و نشانه گذاری گذرگاه های امن با توجه به اهداف تعیین شده در عملیات پیش رو،‏ شاه بیت غزل پیشروی رزمندگان و فتح نقاط کلیدی و قطع محورهای دسترسی دشمن به محدوده ی تعیین شده برای عملیات بود.‏ انتخاب چابک ترین،‏ باهوش ترین،‏ شجاع ترین و فداکارترین نیروهای جنگنده برای عملیات دیدبانی و گشتی شناسایی از میان نیروهای داوطلب توسط فرمانده هانی که با رزمندگان مانوس بودند و با تاکتیک ها و تکنیک های نظامی آشنایی داشتند،‏ صورت می گرفت.‏ واگذاری برخی مسئولیت های نه چندان حائز اهمیت به برخی از نیروهای مخلص و با صفا گام اولی بود که برای آزمودن آنها در دستور کار قرار داشت و توفیق رزمندگان در انجام موفقیت آمیز هر ماموریتی در پرونده آنها ثبت می شد.‏ پرونده ای متکی به حافظه فرماندهان که درجه ی خلوص و ایثارگری آنها را با هیچ مقیاسی نمی شد اندازه گرفت،‏ زیرا رسیدن به مرتبه ی فرماندهی یگان های عملیاتی مستلزم عبور آنها از هفت خوان اخلاص و فداکاری بود.‏ فرماندهی در خطوط مقدم جبهه هیچ شباهتی به فرماندهی در پادگان های آموزشی نداشت،‏ درخط مقدم جبهه فاصله ای قابل تخمین بین زندگی و شهادت به چشم نمی آمد،‏ چرا که باورمندان به ایستادگی در برابر دشمن تفاوتی بین زندگی و شهادت قائل نبودند و در واقع شهادت را ادامه ی زندگی می دانستند.‏ شناسنامه ی هر رزمنده ای در وصیت نامه اش خلاصه می شد که سبک و سیاق مشخصی داشت.‏ گاهی باسوادها در نوشتن وصیت نامه به بیسوادها کمک می کردند.‏ (ادامه…)