یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
کلاف سر در گم
اگر مروری گذرا بر سخنرانی ها در محافل گوناگون داشته باشیم با کمی دقت درمی یابیم که اغلب سخنرانان با آمار و ارقام و مستندگویی بیگانه اند و انتظار دارند همین که حرفی را بر زبان راندند به اعتبار این که چنین سخنی از دهان آنها خارج شده مورد پذیرش مردم قرار گیرد. اما با افزایش نسبی تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی شاهد ارتقای کیفی سطح مطالبات مخاطبان هستیم و همین امر ضرورت ایراد سخنان مستدل بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. یکی از محاسن و امتیازات بیان مستدل در جریان سخنرانی ها، الزام سخنوران به نگاه تخصصی است به این معنا که هر کسی باید به موضوعاتی بپردازد که در آن تخصص دارد. برخی افراد معلوم الحال که نسبت به حریم تخصصی خود خیلی غیرت به خرج می دهند و بر این باور هستند که دیگران حق ندارند وارد حیطه ی تخصصی آنها شوند وگرنه دنیا کن فیکون می شود، با اعتماد به نفس شگفت انگیزی که سر در آبشخور احساس حق به جانب بودن دارد و معضلی است که گریبان خودشان را هم گرفته به موضوعات گوناگون ورود پیدا می کنند و از آن شگفت انگیزتر این که سر سوزنی هم تردید ندارند که سخنگوی همه ی مردم هستند. بی گمان اگر احزاب و تشکل های گوناگون در کشور سر و سامانی داشتند و برنامه ی عضو گیری احزاب و مشارکت آنها در تصمیم گیری ها تابع عرف پذیرفته شده در نظام های مردم سالار بود هرگز این اتفاق نمی افتاد که فردی با موافقان و هواداران اندک به نمایندگی از میلیون ها نفر موضع گیری کند.
ناگفته پیداست که تشکل های سیاسی در ایران نقاط کور زیادی دارند. به طوری که شما اگر از لیدر یک حزب بخواهید آماری تقریبی از هواداران خود ارائه دهد دچار لکنت زبان می شود هر چند ممکن است خودش به صورت فله ای کم و بیش اطلاع داشته باشد اما هرگز به زبان نمی آورد همانگونه که کمتر نشریه ای در ایران حاضر است از تیراژ واقعی خود سخن بگوید! علت استنکاف آنها از اشاره به آمار واقعی طرفدارانشان این است که ترجیح می دهند به نمایندگی از همه ی مردم ایران سخن بگویند. فراکسیون های مجلس هم به همین بیماری مزمن مبتلا هستند و شاید هم فرصت پیدا نمی کنند که با بهره گیری از ساز و کارهای متداول در دنیای ارتباطات جایگاه خود در افکار عمومی را محک بزنند. بگذریم از این که برخی اساساً با بهره گیری از شیوه های علمی برای ارزیابی عملکرد نهادها و احزاب و افراد مخالفند چرا که اینجور آدم ها خود را تکلیف مدار می دانند و به نتیجه ی رفتار و موضع گیری کسی که به تکلیف عمل کرده کاری ندارند! در واقع چنین کسانی خود را مسئول انجام تکلیف می دانند نه نتیجه ی آن! (ادامه…)
- شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵
- سرمقاله
