سرمقاله
اسماعیل عسلی
قطره یا دریا
آنچه به مردم انگیزه می دهد تا شرکت در انتخابات را در اولویت دغدغه های ملی خود قرار دهند باورمندی نسبت به قدرت اراده ی جمعی است که همگان انتظار دارند پس از برگزاری هر انتخاباتی به منصه ی ظهور برسد. از این رو شرط پرشور بودن انتخابات باورمندی همگانی نسبت به اثربخشی آن است. این که بازیگران عرصه ی قدرت گاه ناگزیر می شوند ذهن مردم را متوجه مخاطرات ناشی از عدم مشارکت گسترده در انتخابات کنند به این مهم بازمی گردد که هنوز باورمندی نسبت به قدرت جمعی به صورت تدریجی در افکار عمومی نهادینه نشده یا آفاتی وجود دارد که اجازه نمی دهد چنین باوری در اذهان ریشه بدواند. بالاخره ما روزی باید به این پرسش پاسخ دهیم که چرا در جامعه ی ما نقش فرد بیشتر از نقش جمع به چشم می آید یا باور می شود؟! برای نمونه هنوز هم بسیاری از افراد در زمان رودررویی با یک مانع قانونی در اداره یا سازمان و وزارت خانه ای انتظار دارند که رئیس اداره و فرد بالادست با گوشه چشمی قانون را دور بزند و کار آنها را رواج دهد. کدام قانون؟ همان قانونی که مجلس تصویب کرده، کدام مجلس؟ همان مجلسی که برآمده از آرای عمومی است. طبیعی است که وقتی یک فرد، هر که باشد، بتواند در برابر اراده و تصمیم جمعی بایستد در واقع مردم سالاری را زیر سؤال برده و به چالش کشیده است!
یکی دیگر از نشانه هایی که به شائبه ی رواج غلبه ی اراده ی فردی بر اراده ی جمعی دامن می زند، طرح برخی شعارهای عجیب و غریب انتخاباتی است. برای مثال فردی بدون توجه به ظرفیت های اقتصادی کشور و نقش سایر قوا در موازنه ی قدرت می گوید که مثلاً پرداخت یارانه ها را چند برابر می کنم. این سخن بدان معناست که من به عنوان رئیس جمهور بدون توجه به مناسبات و تعاملاتی که باید با سایر مؤلفه های مؤثر در اداره کشور داشته باشم مبادرت به چنین کاری خواهم کرد! البته از آنجایی که در برخی ادوار شاهد تحقق نمونه های عجیب و غریبی از خودمحوری و بی توجهی به قانون بوده ایم، پذیرش و عامه پسندی چنین ادعایی دور از انتظار نیست! (ادامه…)
- شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۶
- سرمقاله
