سرمقاله
اسماعیل عسلی
بیانیه ای که شلیک شد
واکنش ایران به حملات تروریستی داعش در چارچوب دکترین دفاعی کشور نشان دهنده ی آستانه ی تحمل ایران و نقطه عطفی برای ترسیم خطوط قرمزی بود که مسئولین و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران عبور از آن را برای متجاسرین به امنیت کشور برنمی تابند. هر چند در حد گمانه زنی دشمنان خارجی، چنین پاسخی می توانست به دستگیری های پراکنده گروه های تروریستی و افزودن لایه ای به لایه های دفاعی در مرزها محدود گردد اما انتخاب موشک های میان برد، هدف گیری در خارج از مرزهای ایران، نقطه زنی مبتنی بر اطلاعات دقیق از تجمع نیروهای داعشی و استقرار امکانات لجستیکی آنها، حامل پیام هایی بود که برای کشورهایی نظیر عربستان، امارات متحده ی عربی و حتی اعضای اتئلاف ضد یمن و فراتر از آن برخی کشورهای غربی می توانست معنادار باشد.
اگرچه ترور فی نفسه ریشه در ضعف و عدم برخورداری طرف مقابل از توان رودررویی گسترده دارد، اما تجربه ثابت کرده است که چشم پوشی از حرکات ایذایی هر چند کم اهمیت به تجرّی بیش از پیش دشمن می انجامد و موجی که یک پاسخ کوبنده آن هم در فاصله ی زمانی اندک ایجاد می کند تأثیری دو سویه در داخل و خارج از کشور دارد. تأثیر داخلی آن به افزایش اعتماد ملی و آرامش روانی مردم می انجامد و تأثیر خارجی آن به اندازه ای است که مفاد آن را تنها در یک بیانیه می توان گنجانید.
مخاطب موشک های ششگانه تنها گروه در حال موت داعش نبوده و نیستند بلکه کسانی که از این گروه حمایت مالی، لجستیکی و فکری می کنند و در هدف گذاری ها به یاری آنها می شتابند و اطلاعات کلی و جزیی حوزه ی تعیین شده برای عملیات را در اختیار آنها قرار می دهند نیز در ردیف کسانی هستند که این پیام ها را دریافت می کنند. (ادامه…)
- سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله
