جایزه بزرگ
روز دوشنبه چند دقیقه مانده به افطار صداهای تکراری آشنایی که بیشتر به عربده ی مستانه شباهت داشت برصدای بوق ماشین ها غلبه کرد و حدود ۱۰ دقیقه توجه رهگذاران و کسبه و ساکنان محل را به خود معطوف داشت که اگر به دوربین های کاشته شده در سر چهارراه مراجعه شود هویت رانندگانی که با ناسزاهای چهارپارداری رکیک ترین چیزها را به بستگان سببی و نسبی یکدیگر حواله می دادند، مشخص خواهد شد. این داستان تکراری مانند یک نمایش مهیج روزی چند بار در سر چهارراه ملاصدرا به روی صحنه می رود و کسی هم به کسی نیست. ظرف این ۱۰ دقیقه یک نفر پیدا نشد که به این رانندگان تذکر قانونی بدهد که شما اول به چه حقی در اینجا مسافر سوار می کنید و دوم چرا می خواهید در عرض خیابان ۴ متری که برای عبور اتوبوس و تاکسی های در حال حرکت تعریف شده دور بزنید. دعوای اغلب رانندگان که به صورت غیر قانونی دقیقاً سر چهارراه ملاصدرا
توقف می کنند و همین جا نیز با فریاد رهگذران را به سوار شدن ترغیب می نمایند، سبقت گرفتن از یکدیگر برای سوار کردن مسافر است. ضمن این که اغلب بر سر این که کدام راننده باید وارد کوچه بن بست ۳۳ شود و دور بزند نیز اختلاف نظر که چه عرض کنم بلکه گاه زد و خورد پیش می آید. داستان وارد شدن به کوچه ۳۳ هم این است که وقتی صف تاکسی ها برای ایستادن طولانی می شود برخی از راننده ها ترجیح می دهند تا زمانی که نوبت مسافر سوار کردنشان برسد در کوچه ۳۳ توقف کنند! از همه ی این ها مضحک تر و تأسف بارتر این که وقتی معرکه بالا می گیرد چند راننده دیگر نیز از خودرو پیاده شده و وارد پروسه ی جانبداری و پا در میانی می شوند و معلوم نیست این وسط زنان و مردانی که اتوبوس واحد را برای جابجایی در شهر انتخاب کرده اند چه تقصیری دارند که باید شاهد این نمایش مسخره باشند که در واقع نمایش بی قانونی است. (ادامه…)
- پنج شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۶
- سرمقاله

