سرمقاله
محمد عسلی
فارس و استانداران بی ثبات
روایتگران و تاریخ¬نویسان فارس را اقلیمی بزرگ نامیده¬اند که خود ایرانی است با ویژگی¬های خاص. مردمانی سلحشور دارد که از نیاکان خود هنر، شعر، عرفان، فلسفه، ادبیات و نهایتاً عشق به زندگی را به میراث دارند و به نسبت تغیرات آب و هوایی و مرزهای عقیدتی به تفاوت اما با آزادی و اختیار در کنار هم زندگی می¬کنند و به یکدیگر مهر می¬ورزند. نجابت و رفتار ادیبانه این مردم چنان است که کمتر تأثیر می¬پذیرند و بیشر تأثیر می¬گذارند تا بدانجا که کشورگشایان پرادعا را در خود مستحیل کرده¬اند و از قلدری و زورگویی انداخته¬اند. شاید بی¬دلیل نبود که کریم¬خان خود را وکیل¬الرعایا خواند و با مردم این سرزمین به مهربانی رفتار کرد. از این رو است که فارس هر والی و حاکمی را پذیرا نیست و هر رفتاری را برنمی¬تابد.
و اما بعد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی استانداران زیادی به فارس اعزام شدند که عمر چندان زیادی در سمت استانداری نداشتند و می¬توان میانگین حضورشان را تقریباً ۳ سال محاسبه نمود علت این عدم ثبات مدیریتی را در موارد زیر خلاصه می¬کنم.
□ ناتوانی والیان اعزامی در تشخیص شرایط سیاسی و اجتماعی فارس
□ اختلاف دو جناح روحانیت در نحوه اداره استان و ارائه خط مشی¬های متفاوت که نهایتاً منجر به سردرگمی و بعضاً عدم بهره¬وری صحیح از منابع استان گردید.
□ تغییرات و تحولات سیاسی در جناح اصلاح¬طلب و اصولگرا با سلایق مختلف که منجر به اعزام استانداران غیربومی گردید و نارضایتی¬ها را دامن زد تا بدانجا که حتی مدیران ارشد موفق هم مورد بی¬مهری قرار گرفتند.
□ اختلاف سلیقه نمایندگان فارس و یک¬سونگری آنها در توافق جمعی که معمولاً به اجماع نمی¬رسند.
□ مشکلات و معضلات کنونی فارس که میزان مطالبات مردمی را بالا برده و برای رفع آنها نیاز به اختصاص بودجه¬های چند برابری فعلی است که موارد زیر را به عنوان نمونه می¬توان نام برد. (ادامه…)