سرمقاله
اسماعیل عسلی
از حاشیه به متن
حاشیه نشینی اگر چه معضلی نیست که منحصر به جامعه ی ایرانی باشد اما باید اذعان داشت که در همه جا نمودهای یکسانی ندارد و در هر جامعه ای فراخور پراکندگی خرده فرهنگ ها، ویژگی های قومی و همچنین آسیب پذیری های رایج در هر منطقه می توان با صحنه های متفاوتی مواجه شد.
حاشیه نشینی خصوصاً در کلانشهرها می تواند ناشی از اجبار و فقر و ناداری باشد، اما همیشه این گونه نیست بلکه گاه در حاشیه ی شهرها با خانواده هایی مواجه می شویم که بر اساس میزان درآمد زیر خط فقری به حساب نمی آیند و اتفاقاً درآمد بالایی هم دارند اما چون درآمد آنها به زندگی در حاشیه ی شهر پیوند خورده ترجیح می دهند که عطای سکونت در مناطق برخوردارنشین شهر را به لقایش ببخشند. قاچاقچی ها، سازمان دهندگان کارهای خلاف، توزیع کنندگان مواد مخدر، اشخاص آلوده به عادات غیرمتعارف و… از جمله کسانی هستند که زندگی در حاشیه شهر را ترجیح می دهند.
گاه می بینیم که کوچ یکپارچه اهالی یک روستا موجب گردهمایی آنها در حاشیه شهر می شود با این هدف که در بحث تعاملات اجتماعی و همچنین احساس راحتی در حفظ آداب و سنن با مشکلی مواجه نشوند و از همپوشانی لازم در هر زمینه ای برخوردار باشند. چنین رویکردی می تواند ریشه در تعصبات قبیله ای داشته باشد. (ادامه…)
- پنج شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۶
- سرمقاله
