سرمقاله
اسماعیل عسلی
آب در خوابگاه مورچگان
تنهاخوری از جمله رفتارهای مذموم و نکوهیده ای است که آخر و عاقبت خوبی هم ندارد‏.‏ حتی گرگ ها و کفتارها هم تنهاخوری نمی کنند‏.‏ باید به طریقی جلوی این شکم صاحب مرده را گرفت که مثل قبر قارون انتها ندارد‏.‏ همگان با چشم باباقوری زده ی خود مشاهده کردند که حضرت آقای ترامپ چگونه به خاطر همین تنهاخوری بر سر اظهار لطف به اسرائیلی ها توسط اتحادیه اروپا و سایر کشورهای قدرتمندی که معمولاً باید برای آنها سهمی در چنین معامله هایی در نظر گرفت دور زده شد‏.‏ هم سفره ای هایی که عمو سام را تنها گذاشتند و تنها چند کشور حقوق بگیر و تحت پوشش حمایت های مالی آمریکا یا رأی مخالف دادند و یا به صلاح خود دیدند که حضور نداشته باشند و یا این که آرائشان ممتنع باشد‏.‏ اینها همه سر در آبشخور تنهاخوری دارد‏.‏ وگرنه انگلیس حرام لقمه ای که خودش این بساط را درست کرده و داستان از نیل تا فرات را سرهم بندی نموده و سال ها در پای این خوان گسترده از انواع اغذیه ها و اشربه ها تناول کرده چرا باید با انتقال پایتخت اسرائیل به قدس مخالفت کند‏.‏ مسأله این است که ترامپ بازار سیاست را با بازار بورس نیویورک اشتباه گرفته و تصور کرده که می تواند همه را دور بزند‏.‏ غافل از این که در دنیای سیاست تنهاخوری آخر و عاقبت ندارد‏.‏ اصلاً خیلی از دعواها بر سر تنهاخوری است وگرنه اگر دزدها با هم کنار بیایند تا خود قیام قیامت هم می توان مردم را غارت کرد! در حالی که صغیر و کبیر می دانند کشف آمریکا و رشد و شکوفایی آن حاصل خوی استعماری اروپائیان است مصلحت نبود که ترامپ روی دست آنها بلند شود‏.‏ همین پوتین عزیز دل خودمان اگر نبیره ی راسپوتین مرحوم هم نباشد بالاخره در حدی که از ترامپ رودست نخورد با آن نابغه ی دوران رومانوف ها خویشاوندی پیدا می کند و ترزا می اگر خون چرچیل در رگهایش جریان نداشته باشد حداقل از مارگارت تاچر ذکاوتی به ارث برده که بداند گاو خاورمیانه را تا پنجاه سال دیگر هم می توان دوشید‏.‏ مردم دنیا اغلب چینی ها و ژاپنی ها را در حال تعظیم کردن دیده اند و آن روی سکه که دنیا را در برابر خود به تعظیم واداشته اند ندیده اند‏.‏ همین آلمانی ها که برای مهاجران آسیای غربی و شمال آفریقا آغوش گشوده اند زمانی تمام اروپا را درو کردند و هنوز هم خواب هیتلر را می بینند‏.‏ اروپایی ها مثل ما نیستند که در کمال صداقت برای تأمین بودجه سالیانه ی خود به سراغ افزایش عوارض خروج از کشور بروند‏.‏ بلکه آنها روی اوضاع نابسامان کشورهای عقب افتاده و منازعات قومی و مذهبی و اختلافات مرزی حساب باز می کنند‏.‏ گاهی قیمت نفت را انگلک می دهند و گاهی با فشارهای حقوق بشری از دیکتاتورهای نفت فروش باج می گیرند‏.‏ کشوری را تحریم می کنند و بعد عامل خودشان را به عنوان شخص زرنگی که می تواند تحریم ها را دور بزند و قطعنامه ها را به کاغذ پاره تبدیل نماید وارد معرکه می کنند و پول هایی به جیب می زنند که مغبون شدگان حتی جرأت شکایت کردن هم ندارند چرا که در این صورت جریمه دور زدن تحریم را هم باید بپردازند‏.‏ حالا ممکن است آدم کنجکاوی پیدا شود و بخواهد بداند که پس این بازی که اینها راه انداختند چه بود؟! جانم برایتان بگوید این داستان سر در آبشخور گروه داعش دارد که به زعم غربی ها مبارزه ی با آنها قرار بود ۲۰ سال طول بکشد‏.‏ اما مردم عراق و سوریه به تریج قبایشان برخورد و غیرتی شدند و حساب داعش را رسیدند و این اعتماد به نفس ملی کم کم داشت تبدیل به اعتماد به نفس عربی و منطقه ای می شد که آقای ترامپ با طرح موضوع انتقال پایتخت به قدس حواس همه را پرت کرد‏.‏ ضمن این که ایشان چه در عنفوان جوانی و چه در عهد پیری سر و گوشی جنبنده داشته و هیچ جنبنده ای را در اطراف و اکناف خود بی نصیب نگذاشته و به گونه ای نواخته است و چون پولدار هم بوده مشکلی پیش نمی آمده به قول معروف “پول بند تنبان ابریشمی را هم باز می کند” اما حالا که رئیس جمهور شده و نیازمند وجاهت و آبروست‏،‏ خوشکل خانم های ناقلایی که زمانی در حالت بازیگوشی صابون ترامپ به تنشان خورده و البته پیش از دوران ریاست جمهوری ترامپ هم می توانستند ادعای حیثیت کنند به توصیه ی برخی از سران امپراتوری های رسانه ای حالا که تنور سینه ی ترامپ گرم سخنرانی در محافل بین المللی و مشغول دم زدن از حقوق بشر است فرصت را غنیمت شمرده و نان خود را چسبانده اند‏.‏ از طرفی با توجه به نفوذ صهیونیست ها در کنگره و سنا و رسانه ها‏،‏ ترامپ با طرح انتقال پایتخت اسرائیل به قدس برای صهیونیست ها خوش رقصی کرد تا اگر در آینده ای نه چندان دور خصوصاً در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری کم و کسری داشت به داد او برسند‏. ‏
برخی گمانه زنی ها حکایت از این دارد که شاید ترامپ بر مبنای ارزیابی هایی که از دولت های عربی داشته به چنین ریسکی دست زده است اما واکنش ملت های مسلمان به گونه ای بود که دولت ها را ناگزیر به موضع گیری کرد و اروپایی ها با مشاهده چنین واکنش هایی فاصله خود را از آمریکا تنظیم کردند. در حال حاضر اگر آمریکا واقعاً قصد جابجایی سفارت خود را داشته باشد باید آماده مقابله با واکنش های فلسطینی ها در قدس اشغالی و حتی برخی کشورهای عربی باشد و سفارتخانه خود را بین دو پایگاه نظامی تأسیس کند.
موضع گیری ترامپ در باره قدس بزرگترین ضربه را به کمپ دیوید وارد کرد و آشکار ساخت که جایزه صلح نوبلی که سران شرکت کننده در معاهده کمپ دیوید دریافت کرده بودند سر در آبشخور یک گاوبندی مافیایی داشته است و حق با کسانی بود که یاسر عرفات را بازنده بزرگ این مذاکرات می دانستند.
در شرایط کنونی انگلیس و فرانسه به دلیل موضع گیری هوشیارانه ای که داشته اند می توانند جایگزین مناسبی برای آمریکایی ها در بحث پیگیری راه حل دو کشوری داشته باشند. هر چند اقدام اخیر ترامپ خون تازه ای در رگ فلسطینی ها دوانیده و تشکیلات خودگردان را در سایه ی حماس قرار داده اما چون انگلیسی ها با قاعده بازی دادن اعراب آشنا هستند بعید است امتیاز زیادی به فلسطینی ها بدهند مگر این که عدو سبب خیر شود و ترامپ همچنان به حرکات جنون آمیز خود ادامه دهد و آبی به خوابگاه مورچگان بریزد!