سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا کی ؟!
با اجرایی شدن طرح عدم بکارگیری بازنشستگان ظرف دو ماه آینده شاهد منها شدن چندین هزار بازنشسته که بعضاً مدعی، سهمخواه، صاحب نفوذ، تازه به دوران رسیده و رانتباز هستند خواهیم بود. هر چند نمیتوان منکر وجود بازنشستگانی شد که بهرهگیری از تجارب، دانش و دنیا دیدهگی آنها عامل اصلی تداوم حضورشان در مناصب اداری بوده است. به هر تقدیر افزوده شدن مجموعهای به خیل بازنشستگان که برخی از آنها اهل لابیگری و ارتباط با افراد فعال در دایرهی قدرت هستند میتواند تأثیرات زیادی بر کیفیت کانونهای بازنشستگی از یک سو و ترکیب تشکلهای مردمنهاد از سوی دیگر داشته باشد. اگر چه برخی از این بازنشستگان ممکن است با توجه به پشتگرمی اداری و ذخایر و اندوختههای مادی که دارند به تأسیس شرکت و بانک، راهاندازی گروههای فعال اجتماعی، انتشار روزنامه و مجله و همچنین تجارت خارجی، خاطرهنویسی و سیر و سیاحت روی بیاورند.
خیلی کم اتفاق میافتد که رؤسای وزارتخانهها و ادارات و سازمانها از نیروهای با تجربهی بازنشسته برای تشکیل اتاق فکر و تقویت بدنهی کارشناسی حوزهی کاری خود استفاده کنند چرا که اولاً اغلب رؤسا تداوم شیوههای نهادینه شده را به دلایل قابل قبول و بعضاً غیرمنطقی برنمیتابند و ثانیاً بهرهگیری از چنین پتانسیلی در گرو برنامهریزی دقیق و حساب شده و تعهد به حرفشنوی از اتاقهای فکر است که در فرهنگ اداری و سازمانی ما جایگاه درخور اعتنایی ندارد و بیشتر به یک شعار شباهت دارد تا این که بخواهد در عمل محقق شود. (ادامه…)
- شنبه ۷ مهر ۱۳۹۷
- سرمقاله
