یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
مأموریت ویژه
دو پدیده‌ی مجهول‌الهویه، نه از اصحاب جریده و نه وابسته به احزاب عدیده بلکه پرت از مرحله، مثل حرمله گریبان یکدیگر را در مشت می‌فشردند و فرمان یکدیگر را می‌بردند و نبش کوچه‌ای بن‌بست، از باده‌ی توهم دانایی سرمست، مثل کسی که دستش به دمب خری رسیده و کارش به جاهای باریک کشیده، حسابی به یکدیگر گیر داده و کار مجادله و محاکای آنها به زوایای تاریک کشیده بود و دست‌بردار هم نبودند. علی‌الظاهر یکی به طرفداری از ترامپ و دیگری بر علیه او داد سخن می‌داد و از ماجرای ربایش کشتی ایرانی توسط انگلیس در تنگه‌ی جبل‌الطارق به عنوان حرکتی پارادوکسیکال یاد می‌کردند و وحشت سراپای وجودشان را گرفته بود که اگر جغد شوم جنگ دوباره سایه‌ی سیاه خود را بگستراند باید به دنبال چه نوع خاکی برای بر سر کردن باشیم و جای شما خالی نباشد گاهی از باب تغییر ذائقه و برای هوا به هوا شدن و سرگرمی، فحشی نسبتا آبدار هم به یکدیگر حواله می‌دادند که با توجه به قرابت و خویشاوندی نزدیکی که داشتند جای دوری نمی‌رفت و به اصطلاح حکم تف سربالا را داشت! (ادامه…)