سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
نشانههای جامعهی آسیبدیده
از جمله آثار فساد نهادینه شده این است که اغلب مردم را درگیر خود میکند چه کسانی که چپاول میکنند و چه کسانی که غارت میشوند. چرا که با دو قطبی شدن جامعه شاهد شکلگیری طیف دارا و ندار خواهیم بود. در ابتدا باید اذعان داشت که برخورداری ناشی از کار و تخصص و تلاش و بهرهمندی از میراث حلال را نباید نکوهیده پنداشت چرا که چنین نگاهی منجر به سرخوردگی، از دست رفتن انگیزه، مهاجرت و فرار سرمایهها میشود. بنابراین آنچه یک جامعه را به تباهی میکشاند ثروتی است که سر در آبشخور انواع تخلف، رانت و سوءاستفاده از موقعیت داشته باشد که بیماری جامعهی کنونی ماست. طبیعتاً کسانی که از طریق رانت، اختلاس، دزدی، قاچاق و سایر تخلفات درآمدزا طیف برخوردار جامعه را تشکیل میدهند، دستاورد عدم توزیع مناسب موقعیتها و کار و فرصتهای اقتصادی و شغلی هستند. به هر تقدیر ما هم اکنون به غیر از طیفهای اجتماعی متعادل با دو طیف دارا شده در اثر خلافکاری و به فقر کشیده شده به دلیل بیعدالتی مواجه هستیم که هم از نظر جمعیت و هم از نظر برخورداری نقطهی مقابل یکدیگر محسوب میشوند. جمعیتی محدود و برخوردار و جمعیتی میلیونی و به فقر کشیده شده که ناگزیر از تعامل با یکدیگر هستند. تعاملی که به وخامت وضعیت بیچارگان از یک سو و متورم شدن طیف برخوردار ناشایسته از سویی دیگر منجر میشود. هدف طیف نادار جامعه زنده ماندن و هدف طیف دارا انباشت ثروت است. اینجاست که یکی قرض میکند و سود پرداخت مینماید و دیگری قرض میدهد و سود میگیرد. یکی با وارد کردن اجناس و احتکار آن قیمتش را بالا میبرد و دیگری کالا را با قیمتی گران میخرد. یکی با دریافت پول و رشوه برای دیگری کار و فرصت ایجاد میکند و دیگری رشوه میدهد. وقتی از بالا به چنین جامعهای نگاه میکنی میبینی اغلب آلوده شدهاند. آلوده به لقمهی حرام، کم کاری، دزدی، ریاکاری، دروغ و بیشتر آنها نقاب بر چهره دارند. (ادامه…)
- دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله
