سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مرگ خاموش
وقتی سازواره‌ای که گمان برخورداری از چارچوب در باره‌ی آن داریم مشکلی حل‌ناشدنی دارد که به هیچ طریقی قابل رفع نیست ذهن ما متوجه وجود طرح توطئه می‌شود که تحت لوای گونه‌ای برنامه‌ریزی دقیق و حساب شده دنبال می‌گردد. چگونه می‌توان خروج میلیاردها دلار ارز از کشور، واگذاری بی‌حساب و کتاب بسیاری از کارخانه‌ها و کارگاه‌های کوچک و بزرگ و تبدیل شدن آنها توسط خریداران به زمین سوخته و بیکاری هزاران کارگر و متخصص، اختلاس‌های ویرانگر بانکی و چند میلیون مسکن خالی از سکنه، قاچاق فراورده‌های نفتی، واردات بی‌رویه انواع کالاهایی که امکان ساخت آنها در داخل فراهم است و هرز روی سرمایه‌های انسانی و موج مهاجرت‌ها که هر کدام به تنهایی تهدیدی بزرگ برای کشور محسوب می‌شود را امری عادی قلمداد کرد. آیا همه‌ی این موارد نمایانگر گونه‌ای کودتای اقتصادی نیست که قدرتمندترین ارتش‌ها نیز توان رودررویی با آن را ندارد؟ برخی تلاش می‌کنند چنین وضعیت فلاکت‌باری را نتیجه‌ی درگیری‌های جناحی و جنگ قدرت و به زیر کشیدن دولت و بسترسازی برای ورود جناح‌های فاصله گرفته از دایره‌ی مسئولیت به مجلس بدانند! اگر چنین چیزی واقعیت داشته باشد باید اعتراف کنیم که در پشت بازی‌های جناحی عده‌ای خائن نفوذ کرده‌اند و اگر غیر از این باشد باید به دنبال دخالت‌های خارجی در سمت‌دهی به فعالیت‌های اقتصادی در داخل باشیم. حتماً تاکنون در باره‌ی سوت‌زنی چیزهایی شنیده‌اید. (ادامه…)