سرمقاله
محمد عسلی
تدارکچی‌های جنگ جدید، چه کسانی هستند؟
سخنان ترزا می نخست‌وزیر جدید انگلیس در منامه دو روی چهره استعماری انگلیس را بار دیگر و بی‌پروا به جهانیان نشان داد.
روی اول طمع به دلارهای ذخیره شده نفتی کشورهای عربی خاورمیانه که سالیانی است همانند گاو شیرده دائمی آنها را می‌دوشند.
روی دوم نوید جنگی منطقه‌ای برای خالی شدن انبارهای حجیم و متورم سلاح‌های مخوف و اینکه ای زنان، کودکان بدانید که عنقریب در تیررس این حیوانات وحشی دست‌آموز هستید و روی امنیت و آسایش نخواهید دید. گویی آمریکا از جنگ در عراق و افغانستان خسته شده و به قول دونالد ترامپ بدهی‌های تریلیاردی آمریکا بابت جنگ اخیر بر دوششان سنگینی می‌کند و حالا نوبت انگلیس است که سناریوی ناتمام آمریکا را برای تکمیل خاورمیانه جدید کامل کند.
ترزا می به خوبی آموخته است که برای خالی کردن جیب امیران عربستان، قطر، امارات و بحرین راهی جز ایران‌هراسی ندارد. پس بجاست اگر بگوید: «من از قدرت گرفتن ایران در آسیا بیمناکم».
حاصل این سفر و رایزنی‌های قبلی و بعدی فروش میلیاردها دلار سلاح جنگی است زیرا بخشی از انبارهای اسلحه عربستان، قطر و امارات برای کشتار مردم بی‌دفاع یمن و سوریه هزینه شده و جاهای خالی آنها می‌باید پر شود.
و اما بعد:
علیرغم اینکه آمریکا در طول سال‌ها دخالت نظامی در عراق و افغانستان و ایران میلیاردها دلار فروش اسلحه داشته اما با سرشکستگی و هزاران کشته و زخمی و صرف هزینه‌های مالی و حیثیتی در باتلاق عراق و افغانستان زمین‌گیر شده و اگر برای آنها اُفت نبود تاکنون با دست خالی این سرزمین‌های زخم خورده مظلوم را ترک کرده بودند. تا جایی که رئیس جمهور جدید آمریکا «دونالد ترامپ» در سخنرانی‌های اخیرش اعلام نموده «قصد دارد وقت خود را صرف بازسازی اقتصادی و وضعیت اجتماعی درون آمریکا نماید و تمایلی به جنگ‌های فرامرزی ندارد…»
گویی این سمت را به انگلیس یار دیرین قرن‌ها تجاوز و استعمارگری واگذار نموده غافل از اینکه:
«جایی که عقاب پر بریزد (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
کلاف سر در گم
اگر مروری گذرا بر سخنرانی ها در محافل گوناگون داشته باشیم با کمی دقت درمی یابیم که اغلب سخنرانان با آمار و ارقام و مستندگویی بیگانه اند و انتظار دارند همین که حرفی را بر زبان راندند به اعتبار این که چنین سخنی از دهان آنها خارج شده مورد پذیرش مردم قرار گیرد. اما با افزایش نسبی تعداد فارغ التحصیلان دانشگاهی شاهد ارتقای کیفی سطح مطالبات مخاطبان هستیم و همین امر ضرورت ایراد سخنان مستدل بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. یکی از محاسن و امتیازات بیان مستدل در جریان سخنرانی ها، الزام سخنوران به نگاه تخصصی است به این معنا که هر کسی باید به موضوعاتی بپردازد که در آن تخصص دارد. برخی افراد معلوم الحال که نسبت به حریم تخصصی خود خیلی غیرت به خرج می دهند و بر این باور هستند که دیگران حق ندارند وارد حیطه ی تخصصی آنها شوند وگرنه دنیا کن فیکون می شود، با اعتماد به نفس شگفت انگیزی که سر در آبشخور احساس حق به جانب بودن دارد و معضلی است که گریبان خودشان را هم گرفته به موضوعات گوناگون ورود پیدا می کنند و از آن شگفت انگیزتر این که سر سوزنی هم تردید ندارند که سخنگوی همه ی مردم هستند. بی گمان اگر احزاب و تشکل های گوناگون در کشور سر و سامانی داشتند و برنامه ی عضو گیری احزاب و مشارکت آنها در تصمیم گیری ها تابع عرف پذیرفته شده در نظام های مردم سالار بود هرگز این اتفاق نمی افتاد که فردی با موافقان و هواداران اندک به نمایندگی از میلیون ها نفر موضع گیری کند.
ناگفته پیداست که تشکل های سیاسی در ایران نقاط کور زیادی دارند. به طوری که شما اگر از لیدر یک حزب بخواهید آماری تقریبی از هواداران خود ارائه دهد دچار لکنت زبان می شود هر چند ممکن است خودش به صورت فله ای کم و بیش اطلاع داشته باشد اما هرگز به زبان نمی آورد همانگونه که کمتر نشریه ای در ایران حاضر است از تیراژ واقعی خود سخن بگوید! علت استنکاف آنها از اشاره به آمار واقعی طرفدارانشان این است که ترجیح می دهند به نمایندگی از همه ی مردم ایران سخن بگویند. فراکسیون های مجلس هم به همین بیماری مزمن مبتلا هستند و شاید هم فرصت پیدا نمی کنند که با بهره گیری از ساز و کارهای متداول در دنیای ارتباطات جایگاه خود در افکار عمومی را محک بزنند. بگذریم از این که برخی اساساً با بهره گیری از شیوه های علمی برای ارزیابی عملکرد نهادها و احزاب و افراد مخالفند چرا که اینجور آدم ها خود را تکلیف مدار می دانند و به نتیجه ی رفتار و موضع گیری کسی که به تکلیف عمل کرده کاری ندارند! در واقع چنین کسانی خود را مسئول انجام تکلیف می دانند نه نتیجه ی آن! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
ایران امروز از دید دولتمردان آمریکا
هر آنچه از بیان و عملکرد دولتمردان آمریکا تاکنون شنیده و یا دیده‌ایم دشمنی با ایران است. ایرانی که به تصور آنها دارای موشک‌های دوربرد آنچنانی است، توانسته از جنگ تحمیلی ۸ ساله جان سالم به در برد؛ تحریم‌های کمرشکنی را پشت سر گذاشته از انزوای سیاسی بیرون آمده، در میان ملت‌های اسلامی برای دفاع از نهضت آزادیبخش فلسطین از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است؛ بین اقوام و قشرهای مختلف وحدت و همدلی ایجاد کرده، در کشورهای عراق، سوریه، یمن، لبنان و افغانستان و بحرین و امارات ذی‌نفوذ است و به یاری شیعیان در عراق، سوریه و لبنان برخاسته در مقابله با تروریسم موفق عمل کرده، پیشرفت‌های تکنولوژیک و علمی قابل توجهی داشته، آمادگی برای ساخت بمب اتم دارد، قدرت بلامنازع نظامی منطقه است؛ پشتوانه اقتصادی زیرزمینی عظیمی از جمله نفت، گاز، مس و دیگر مواد کانی دارد؛ در استراتژیک‌ترین منطقه جغرافیایی قرار گرفته، از ثبات و امنیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و نهایتاً توانسته مخالفان نظام و گروهک‌های دشمن نظام را از میدان به در کند.
حال چنین کشوری با این خصوصیات با آمریکا دشمنی می‌کند و منافع آمریکا را در ایران و بعضی کشورهای دیگر تهدید می‌کند.
پس باید بهانه‌ای پیدا کنیم تا پیشرفت ایران را متوقف کنیم؛ ثبات سیاسی و اقتصادی آن را متزلزل کنیم؛ در صفوف و وحدت مردم شکاف ایجاد کنیم؛ شخصیت‌های سیاسی و اقتصادی آن را ترور کنیم؛ دوستان و هم‌پیمان‌های آن را تهدید و مرعوب کنیم و آن را از نفس بیاندازیم.
پس چه بهانه‌ای بهتر از آن که چماق حقوق بشر را بر سرش فرود آوریم چون مثل عربستان و بعضی کشورهای دیگر نفت‌خیز خاورمیانه تسلیم ما نیست و در مقابل زور و اقتدار ما سر خم نمی‌کند هر چند برای آنها حقوق بشر اهمیتی نداشته باشد. پاکستان و هند و اسراییل و چین اگر بمب اتمی داشته باشند ایرادی ندارد؛ اما ایران اگر موشک‌های پیشرفته و سلاح‌های بازدارنده نظامی داشته باشد با سیاست اختلاف‌افکنانه ما در خاورمیانه همخوانی ندارد زیرا در مقابل هر حمله‌ای از جانب همسایگانش و یا حملات نظامی ما می‌تواند از خود دفاع کند. (ادامه…)