سرمقاله
محمد عسلی
بهانه‏ای برای روز خبرنگار
مواظب باش آتش جهنمت نشود
همه چیز از آن قوطی روغن نباتی گل شروع شد که مادربزرگ خدا بیامرز آن را داخل یک روزنامه باطله پیچید و از شیراز برای ما فرستاد که آن زمان من ده ساله بودم در استهبان و ما را در بخش ماهفرخان خیر باغی بود با شراکت که پدر درختان آن را سر پا نگه می‏داشت با آب روانی که از داخل آن می‏گذشت و حالا نه آن باغ پابرجاست و نه آب روانی که بتواند درختی را سر پا نگه دارد و نه آن پدر زحمتکش رنج دیده که ما را از آب و گل به در برد….
و اما بعد
آن لفاف روغن نبانی که روزنامه‏اش خواندیم و آن زمان فقط من در لابه‏لای کتاب‏هایم با آن پز می‏دادم و دیگر همکلاسی‏ها نداشتند آنچنان بلای جانم شد که در زمستانی سرد به هنگام بازگشت از دبستانی که با خانه ۱۲ کیلومتر فاصله داشت و هر روز آن فاصله را پیاده طی می‏کردیم به هر چهار فصل پشت سیلاب گیر افتادم تا در غروب پدر از راه نماز عصر بیاید با آن عبای معطر و بگوید به آب زنید تا ما را بگیرد که چنین شد و آن روزنامه از لای کتاب به داخل سیلاب افتاد و من به دنبال آن که کم مانده بود غرق شود رفتم شدم در قفای روزنامه.
از آن زمان تا به امروز که ۵۷ سال را پشت سر گذاشته‏ام من هستم و عشقی که هر روز سیلاب اخبار و کلمات در عمق کم و زیاد به کامم می‏کشد با نیم نفسی که به هر بامداد تازه می‏شود تا نیم نفسی دیگر.
و امروز از خود می‏پرسم با این حجم سنگین تلنبار شده در اتاقم که به واقع جایی برای نفس کشیدن باقی نگذاشته چه گلی به سر ملت زده‏ام و چه مطالبی خواسته و ناخواسته به خورد خلق‏الله داده‏ام که بتوانم پاسخ پدر بدهم که در نخستین شماره مرجوع شده در کنار دیوار اتاق به روز ۱۴ آذرماه ۱۳۷۴ به من گفت: مواظب باش این روزنامه‏ها آتش جهنمت نشود!
در آن لحظه خنده تلخی بر لبانم نقش بست، اما این جمله مدام در ذهنم تکرار می‏شود هر وقت به حجم جاگیر روزنامه‏های بایگانی شده نگاه می‏کنم و افسوس می‏خورم که از پس ۳۱ سال معلمی و مدیریت تربیت معلم در آموزش و پرورش ۲۱ سال است مرا فراغتی و آرامشی دست نداده تا به قول همسر و فرزندانم به موضوع دیگری جز خبر فکر کنم، حتی خبرهایی که حدس می‏زنم و هنوز اتفاق نیفتاده‏اند.
و شک ندارم که اگر کسی یا کسانی از بد حادثه به این جایگاه کوچ نکرده باشند و عشق و شوقی به نوشتن و چاپ کردن داشته باشند کم و بیش به چنین حال و احوالی دل مشغولند و روزانه کارنامه‏ای شفاف در اختیار خوانندگانشان قرار می‏دهند و مدام قضاوت می‏شوند نه به آنچه باور دارند، بلکه به آنچه انعکاس می‏دهند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
اسلام و حقوق بشر
امروز که از هر سو اسلام مورد تهاجم قرار گرفته و اسلام‏هراسی بیش از هر زمان دیگری دیده و شنیده می‏شود هر فرد مسلمان باید با دین و باورهای دینی خود آشنا شود و بداند این چماقی که به نام حقوق بشر از غرب بلند شده و سر مسلمانان را نشانه رفته است توسط چه دولت‏هایی و با کدام انگیزه‏های سیاسی و اقتصادی و در جهت چه هدف‏هایی شبانه‏روز ضربه‏های کاری بر مال و جان و ناموس مسلمانان وارد می‏کند؟
حقوق بشر و اصول آن ریشه در کدام باور دارد و اسلام با کدامیک از اصول و قواعد آن سر مخالفت دارد؟
مگر نه اینکه از میان تمامی ادیان آسمانی، اسلام تنها دینی است که به طور واضح و مستدل از حقوق انسان‏ها اعم از زن و مرد دفاع کرده و برای اعمال آن راهکار و مستندات آورده است؟
مگر نه اینکه بسیاری از آیات و نشانه‏های قرآن از کرامت انسان‏ها و حقوق آنان سخن می‏گویند؟
اسلام واقعی را در قرآن و سیره ائمه معصومین (س) جستجو کنیم. زیرا امروز اسلام واقعی قائم به عملکرد هیچ شخصی نیست. چون اشخاص معصوم نیستند و اشتباه می‏کنند.
داعش، طالبان، القاعده و رهبران سلفی‏ها و تکفیری‏ها برای به دست آوردن خلافت و تشکیل به اصطلاح حکومت اسلامی از اسلام چهره زشت، خشن و بیرحمی به جهانیان نشان داده و می‏دهند که هیچ انسان عاقلی و یا حتی کم‏عقلی هم باور نمی‏کند پیامبر اسلام (ص) که مهر و عطوفت و عملکرد فردی و اجتماعی‏اش موجب جذب انسان‏های زیادی بویژه جوانان در دوران بعثت شد در جنگ‏ها با کفار یا مخالفان اسلام اینگونه رفتار کرده باشد که از طرف طرفداران داعش و امثالهم شاهدیم.
وقتی خداوند در قرآن انسان را تا به این حد عزیز و محترم و بزرگ می‏شمارد که فرموده: «من روح خودم را در انسان دمیدم»
وقتی می‏فرماید: «فرزندان آدم را کرامت دادیم»
وقتی انسان را اشرف مخلوقات می‏نامد. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
مشت نمونه خروار است
پیوند دادن گیر و پیچ های موجود در پروسه ی ثبت نام دانش آموزان در مدارس دولتی به نحوه ی عملکرد نواحی آموزش و پرورش و مدیران مدارس نشان دهنده ی عدم درک واقع بینانه از شرایط حاکم بر نظام آموزش و پرورش کشور است. در حال حاضر شما اگر قصد ثبت نام فرزند خود در هر مدرسه ی دولتی داشته باشید ناگزیر از طی مراحل تعیین شده ای هستید که اداره مدرسه در گرو رعایت آن است و مدیران مدارس تلاش می کنند که در گزینش بهترین ها با سایر مدیران مدارس رقابتی تنگاتنگ داشته باشند. این رقابت ریشه در جایگاه فعلی مدارس عادی دولتی دارد.
مدارس دولتی به چند دسته تقسیم می شوند که در رأس آنها مدارس تیزهوشان قرار دارد که ساز و کار جذب و ثبت نام دانش آموز در چنین مدارسی مشخص است و جای چانه زنی در آن وجود ندارد و کمتر دیده شده است که اولیای دانش آموزان برای ثبت نام فرزندان خود در چنین مدارسی با توجه به امتیازاتی که دارد و آینده ای که پیش روی دانش آموزان است چانه زنی مالی داشته باشند. دسته ی دوم مدارس نمونه ی دولتی هستند که اینگونه مدارس نیز اعم از این که خیرساز یا هیأت امنایی و معمولی باشند از موقعیت ویژه خود برای تأمین مخارج استفاده می کنند و از آنجایی که ورود به چنین مدارسی همانند مدارس تیزهوشان از طریق برگزاری آزمون بین دانش آموزان شاخص دبستان ها و مدارس راهنمایی صورت می گیرد، مدیران دغدغه ی گزینش دانش آموز ندارند و تقریباً همه چیز به خیر و خوشی می گذرد و سهم مدارس تیزهوشان و نمونه دولتی نیز در دانشگاه های تراز اول کشور بالاست. (ادامه…)