سرمقاله
محمد عسلی
اثرات روانی توافقنامه هستهای
قبل از اعلام توافقنامه لوزان اکثر رسانههای فارسیزبان برونمرزی در مذاکرات و گفتوگوها با کارشناسان اقتصادی به مخاطبین خود چنین القاء میکردند که تمامی مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم ایران مربوط میشود به تحریمها و نهایتاً دشمنی دولت ایران با آمریکا.
بعد از اعلام توافقنامه لوزان همه منتظر بودند در ایران رونق اقتصادی ایجاد شود، کالاها ارزان شود، تورم کاهش پیدا کند و سرمایههای خارجی جذب شوند و ایجاد اشتغال بیشتر شود.
اما چنین نشد هر چند تا حدودی تورم کاهش پیدا کرد؛ بلکه بالعکس معاملات مسکن، اتومبیل، طلا و ارز که معمولاً در رونق اقتصادی و داد و ستدها تأثیرگذار بودهاند راکد شد و جرأت خرید و فروش به شدت کاهش پیدا کرد به این امید که تحولات و تغییرات عمدهای در بازار کسب و کار و اقتصاد ایجاد میشود.
طولانی شدن مذاکرات ژنو و اما و اگرهای امیدوارکننده و ناامیدانه که در دل مردم خوف و رجای پلکانی را تقویت میکرد در واقع همه را در انتظاری طولانی فرو برد و حتی بر روند کاری برخی کارگاهها و کارخانجات تأثیر منفی گذاشت و به اخراج تعدادی از کارگران و کارکنان بخش خصوصی هم انجامید، زیرا نتوانستند کالاهای تولیدی خود را در بازار عرضه کنند و یا به فروش رسانند. بیشک یکی از دلایل عمده این روند ناسالم، عدم توانایی دولت در پرداخت بموقع بدهیهای خود به مقاطعهکاران و بخشهای خصوصی دلمشغول در طرحهای توسعه عمرانی بود که به علت کاهش بهای نفت و پایین بودن فروش آن دولت را در مضیقه مالی فرو برده بود.
نمونههایی از اخراج کارکنان در ادارات و یا مراکز فرهنگی دولتی را میتوان اخراج ۲۵۰ نفر از کارکنان روزنامه ایران و یا کارکنان قراردادی شرکت فرهنگی مطبوعاتی نشرآوران مثال آورد که اخیراً اتفاق افتاد.
پس اثرات روانی توافقنامه لوزان به جای آنکه ابعاد مثبت پیدا کند، عملاً ابعاد منفی داشت هر چند دولت توانست با به دست آوردن مبالغ قابل توجهی از داراییهای ارزی خود بخشی از مشکلات مالی را رفع و رجوع کند.
و اینک نیز همه منتظرند تا توافقنامه هستهای ژنو به مرحله نهایی برسد و از فیلتر پارلمان آمریکا و مجلس شورای اسلامی ایران عبور کند، اما ناگفته پیداست که امیدافزایی و اثرات روانی مثبتی را به اقتصاد ایران تزریق خواهد کرد و انتظاری طولانی برای افزایش نرخ پول ملی به دنبال نخواهد داشت.
و اما بعد.
نکته مهمی که نباید از آن غافل ماند و برای آن برنامهریزی واقعبینانه و عالمانه اقتصادی و سیاسی داشت، تمایل کشورهای غربی برای سرمایهگذاریهای صنعتی، کشاورزی و خدماتی است که از هماکنون اشتیاق آنها قابل لمس و درک است.
این سرمایهگذاریها میباید به گونهای باشد که کارخانجات داخلی و تولیدات فعلی آسیب نبینند و بتوانند در رقابت با کالاهای مشابه خارجی مشتریان خود را حفظ کنند.
بدون شک سرمایهگذاری برای ارتقای ناوگان هوایی مسافربری و نیز در صنعت توریسم که کشور سالها از آن محروم بوده و هماکنون نیازهای زیادی به آن هست میباید یکی از اولویتها باشد مشروط بر آنکه در رفتار و عملکرد خود با سرمایهگذاران تجدید نظر کنیم.
در صنایع پارچهبافی، روغنکشی، ساخت کابینهای قطار شهری و مسافربری که نیاز فعلی کشور است نیز میتوان از سرمایهگذاران خارجی دعوت به عمل آورد.
در صنایع هواپیماسازی، اتومبیلسازی، کشتیسازی، توسعه راهها و قطار شهری، در صنعت فضایی و نیز صنایع تسلیحاتی فضای رقابت با صنعتکاران داخل کشور فراهم است.
چه خوب است که با استفاده از اثرات روانی مثبت توافقنامه هستهای دولت اعتدال و امید بتواند ضمن تعامل سازنده با کشورهای غربی و به ویژه کشورهای اروپایی، آب رفته را به جوی باز آرد و بار دیگر امنیت و آرامش را به اقتصاد و سیاست خارجی هدیه کند.
مسلماً در این آشفته بازاری که به خاطر دامن زدن آمریکا و کشورهای غربی به جنگهای داخلی و منطقهای تر و خشک با هم میسوزند ما باید از سیاستی حمایت کنیم که کمترین چالش را بین ما و همسایگانمان رقم زند زیرا امروز بیش از هر زمان دیگری ما نیاز به آرامش، امنیت و حفظ سرمایههای بالفعل و بالقوه خود داریم تا بتوانیم امید مردم به زندگی بهتر را قوت بخشیم و در جهت رفع معضلات اجتماعی مانند اعتیاد، بیکاری، فساد اداری، رانتخواری و واسطهتراشی اقدامات عملی مناسب با صرف هزینههای لازم داشته باشیم و اثرات مثبت روانی این توافقنامه مهم هستهای را حفظ کنیم و بهانه به دست طرفهای تعامل ندهیم.
والسلام
- پنج شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴
- سرمقاله
یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
پاسخ به تاریخ
بروز واکنشهای مبتنی بر احساس به موازات آزاد شدن پتانسیلهای مسکوت نگه داشته شده دوران استبداد به دنبال غلبه مردم بر نظام دیکتاتوری از ویژگیهای هر انقلابی است. زیرا اکثریت کسانی که برای سرنگونی یک نظام ضد مردمی تلاش میکنند از طبقات ضعیف نگه داشته شده جامعه هستند و با مناسبات اداری و دیوانسالارانه مبتنی بر برنامه که از اقتضائات اداره کشور است بیگانهاند لذا حرکت آنها پس از پیروزی انقلاب به غلیان دیگی شباهت دارد که با آتشی غیرقابل مهار به جوش آمده و سرریز میکند. طبیعتاً تا زمانی که آتش مهار شود و دیگ از جوش و التهاب بیفتد و نظمی نوین جایگزین نظم گذشته شود یک فاصلهی برزخی وجود دارد که در آن فاصله ممکن است شاهد افراط و تفریطهایی در برخوردهای اولیه باشیم به طوری که حتی نظریهپردازان انقلابی و مبارزان با سابقه و هدایتکنندگان جریانهای فعال نیز قادر به اداره کامل آن نباشند. طبیعی است که اینگونه افراطها صرفاً به شعار خلاصه نمیشود بلکه در عمل نیز اتفاقاتی میافتد که چه بسا برای کشوری که در آن انقلاب صورت گرفته تبعات ناخوشایندی داشته باشد. یکی از دلایل تخلیه سفارتخانهها، کنسولگریها و انتقال گردشگران خارجی به موطن اصلی خودشان در آستانه انقلابها و تحولات سیاسی نیز همین است زیرا برخی از شعارها به منزلهی خرج گلوله خشم هستند که از تفنگ انقلاب شلیک میشوند و تضمینکننده پیروزی زودرس و کمهزینه بشمار میآیند ممکن است پس از پیروزی نیز همچنان به عنوان چاشنی عمل کنند.
حتی انقلابهایی که از لحاظ جوهره ایدئولوژیک سنخیت زیادی با یکدیگر ندارند، آسیبپذیریهای مشترکی از این جهت دارند. بازگشت یک کشور به نقطهی تعادل پس از هر انقلابی به سرعت شکلگیری نهادهای مشورتی قانونگذار و متعاقب آن ظهور اراده ملی با واگذاری سکان اداره کشور به دولت قانونی از طریق انتخابات بستگی دارد. ضمن این که دستهبندی اولویتها در راستای پاسخگویی به مطالبات مردمی نیز از جمله تمهیدات اجتنابناپذیری است که فراخور توان مالی و تشکیلاتی دولت انتقالی باید اندیشیده شود. همهی این موارد نیز در گرو آرامش پس از توفان است.
انقلاب اسلامی ایران پس از پیروزی با اولویتهای متعدد و گاه ناهمخوان مواجه بود که برخی از آنها از اتاق فکر دستهجات سیاسی بیرون میآمد و تشخیص میزان نتیجهبخشی بسیاری از آنها در توان مردمی که سر تا پا احساس و مطالبه بودند نبود، ضمن این که تعدد احزاب فعال شده برای ایفای نقش در عرصه سیاسی در فضای رها شدهی ابتدای انقلاب، هزینهی دسترسی به همگرایی را بالا میبرد.
طبیعی است وقتی که چالشهای داخلی به موازات برخی حرکتهای غیرقابل پیشبینی و مدیریت نشده، عمده توجه انقلابیون را به مسایل داخلی معطوف کرد، توان ارزیابی تأثیر برخی موضعگیریها بر سیاست خارجی کاهش مییابد و آزمندان عرصهی بینالمللی از خلأ ایجاد شده در جهت برنامهریزی برای تحمیل یک جنگ فرسایشی بهره میبرند تا ذهن و اراده انقلابیون و مردم را از تغییر و تعیین اولویتها و اصلاح زیرساختهای اقتصادی کشور به جنگ معطوف کنند.
جوهره ایدئولوژیکی انقلاب، درآمیختگی نگاهی کاریزماتیک با برخی موضعگیریها و شعارها را به دنبال داشت و هزینهی نقد و تحلیل آنها را بالا برد و به موازات آن شاهد عدول برخی جریانها از چارچوبهای متعارف بودیم. از سویی دیگر اقتضائات درخور ملاحظه شرایط جنگی که سمت و سوی تلاشها را به سمت کاهش چالشهای داخلی سوق میداد، اجازه پویایی لازم را به محافل سیاسی و مجالس مشورتی نمیداد. پس از پایان جنگ نیز این روند به دلیل نهادینه شدن چنین فضایی با وجود تغییر اولویتها تداوم یافت و فرصتی برای بازنگری آنچه بنا بر ملاحظاتی مسکوت مانده بود، ایجاد نکرد تا این که آثار عینی برخی نگرشها بر اقتصاد و اوضاع و احوال کشور خود را نشان داد به طوری که امکان تحلیل و توجیه شرایط با فرمولهای متداول فراهم نبود. ضمن این که جامعه دیگر از ظرفیتی که بتواند افراط و تفریطها را تحمل کند برخوردار نبود و آمار و ارقام و گزارشها و تحلیل و نظریهپردازیها ضرورت انعطافی راهبردی را در برخی از عرصهها گوشزد میکرد.
انعطافی که در سایهی آن ضمن حراست از ارزشها و آرمانهای مردمی، بهانههای گوناگون را از دست دشمنان جهانی و منطقهای انقلاب بگیرد و کشور را در مسیر اعتدال و میانهروی قرار دهد. نرمش قهرمانانه عنوان شایستهای برای چنین رویکردی است.
نتیجه درک چنین ضرورتی از سوی مردم و دلسوزان کشور به ظهور دولتی اعتدالی انجامید تا در یک پروسه چهار ساله عملکرد خود را در معرض قضاوت عمومی قرار دهد.
اعتدالگرایان در اولین گام با شکستن تابوی عدم مذاکره پا در میدان یک ماراتن سیاسی گذاشتند و همزمان در دو جبهه داخلی و خارجی طرفداران تداوم چالشهای منطقهای و جهانی را که نقطهی مقابل منافع ملی بود به پذیرش راه معقولانهتری که با شعارهای تند همراهی نمیشد متقاعد ساختند.
جریان دستیابی ایران به تکنولوژی هستهای که هم در محافل خارجی و هم در فضای تبلیغاتی داخلی در تیررس بزرگنمایی قرار داشت و میرفت که به برخی سوء تعبیرها و بهرهبرداریهای خصمانه دامن بزند و کشور را در تنگنایی تاریخی قرار دهد به عنوان اولین اولویت دولت اعتدالی در دستور کار یک تیم دیپلمات حرفهای قرار گرفت و پس از چانهزنیهای فراوان که با محوریت حفظ منافع ملی دنبال میشد و دلسوزان نظام نیز روند آن را در همین چارچوب دنبال میکردند به توافقی ضمنی انجامید که پس از طی پروسهای که برای آن تعریف شده میتواند ابزارهای سیاسی و اقتصادی لازم را برای عادیسازی روند توسعه کشور در اختیار دولتمردان قرار دهد.
آنچه مسلم است همین که ما حاضر نیستیم برخی اقدامات آمیخته به افراط را در عرصه سیاست خارجی تکرار و یا دنبال کنیم نشان دهنده این است که نگاهی واقعبینانه به آثار تخریبی اینگونه رفتارها پیدا کردهایم که البته پس از سه دهه جای شکر دارد!
آنچه حاصل گردیده و موقعیت جدیدی که ایران در آن قرار گرفته حاصل تلاش تمامی کسانی است که یا با درایت و آیندهنگری بر لزوم تجدید نظر بر برخی دیدگاهها پای فشردند و یا با شکیبایی و سکوت، نتایج آتی اندیشههای اعتدالی اعمال شده را انتظار میکشند و بالاتر از همه ملتی که ظرف بیش از سه دهه هزینههای ناشی از دیدگاههای گوناگون را پرداختند و از تیم مذاکره کننده نیز با زبان و نگاه و حرکتشان پشتیبانی کردند. به نتیجه رسیدن تلاشهای صورت گرفته نیز در گرو شکیبایی و ایستادگی و همگرایی مضاعف است که تحت لوای همدلی و همزبانی افق پیش روی یک ملت را ترسیم خواهد کرد.
وظیفهی همگان در شرایط کنونی حراست از دستاوردهای بالفعل و بالقوه تلاش تیم مذاکرهکننده هستهای است که البته نهالی ریشه نداوانیده است و تحمل توفان افراطیگری را ندارد و همهی ما باید در اندیشهی پاسخگویی به تاریخ باشیم و اجازه ندهیم که در جانبداریهای حزبی و گروهی ما را از پذیرش حق و پیگیری راه اعتدال باز دارد.
- چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۴
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
چه کسانی از توافق ضرر میکنند؟
ماراتن نفسگیر گفتوگوهای ایران با ۱+۵ به مراحل پایانی نزدیک میشود و از قرائن و شواهد پیداست که توافق در دسترس است و چانهزنیهای طرفین بیشتر در حاشیه و نه در متن برای مراحل اجرایی توافق دنبال میشود.
و اما بعد.
از مدتها قبل که اصل مقدماتی توافق در لوزان سوییس شکل گرفت، نخستوزیر اسراییل دم از مخالفت زد و به بهانههای بنیاسراییلی سعی کرد دولتمردان و نمایندگان مردم آمریکا و نیز بعضی از کشورهای ۱+۵ از جمله فرانسه را متقاعد کند که توافق با ایران پایان خوشی ندارد، به دنبال اسراییل بعضی از کشورهای عربی از جمله عربستان این توافق را خطری برای امنیت منطقه اعلام کردند و به نوعی طرح ساخت رآکتورهای هستهای را در عربستان خواستار شدند که تصور آن میرفت تا بدین بهانه مبالغ هنگفتی از ذخایر ارزی عربستان به جیب سازندگان آمریکایی یا اروپایی برود، البته اگر در طول مدت قول داده شده این کار جامه عمل بپوشد و حاکمیت عربستان در شرایطی باشد که بتواند چنین اقداماتی را در آنجا به منصه ظهور رساند!
آنچه مسلم است کشورهای همسایهای مانند ترکیه و امارات هم که در طول مدت تحریمها توانستند به واسطه خلأ ایجاد شده در رونق اقتصادی و واردات و صادرات ایران به نان و نوایی برسند از این توافق چندان شادمان نخواهند شد به ویژه آنکه شرایط کنونی منطقه به گونهای است که بدون حضور ایران قدرتمند، امنیت همسایگان در خطر بیشتری قرار خواهد گرفت.
کشورهای چین و روسیه هم با برداشتن تحریمها سرمایهگذاران غربی را رقیب جانسختی برای خود میبینند و به لحاظ اقتصادی به دنبال قراردادهای بلندمدت و پر و پیمانی با ایران هستند.
و اما آنچه بیشتر در مسایل اقتصادی در توافق جامع باید به آن توجه کرد، مسایل سیاست خارجی و به تبع آن سیاست داخلی است که هر یک تحت تأثیر این توافقات الزاماً حاصل پیامها و اقداماتی خواهند بود. از جمله روابط دیپلماسی بین ایران و کشورهای اروپایی بر پایه روابط حسنه متقابل و حفظ احترام و استقلال.
بدون شک رایزنیهای سیاسی، فرهنگی از یک سو و از دیگر سوی باز شدن درهای اروپا به روی ایران که در رونق اقتصادی و صادرات کالاهای غیرنفتی و همچنین نفت و گاز مؤثر خواهد بود زمینه رشد و توسعه بیشتر را فراهم خواهد کرد که بعضی از کشورهای صادرکننده نفت را نسبت به این رویداد منفعل و یا ناراضی خواهد کرد. زیرا ایرانی که توانست با پشت سر گذاشتن ۳۶ سال جنگ گرم و نرم و تحریمهای ناروا با اقتدار و دست پر پشت میز مذاکره بنشیند و یک تنه با ۶ کشور مدعی و زورمند آمریکا و اروپا دست و پنجه نرم کند، بعد از این توافق در مدت کوتاهی چنان قدرتمند خواهد شد که به یک کشور ممتاز در اقتصاد تبدیل شده و اقتصاد اول خاورمیانه خواهد شد.
در خصوص مخالفتهایی که در داخل کشور احیاناً با این توافق خواهد شد نیز پیشبینیهایی متصور است.
یکم فرصتطلبان، رانتخواران، واسطهها و کسانی که توانستند از آب گلآلود ماهیهای درشت بگیرند و در شرایط تحریم انحصار ورود و خروج بسیاری از کالاهای ضروری مردم را از آن خود کنند، بعد از برداشتن تحریمها دیگر به آن سودهای کلان و بادآورده نخواهند رسید و بعید نیست با جوسازی و سمپاشیهایی چند بخواهند افکار عمومی را مشوش کنند و زحمات دولت را که برای پیشگیری از خسارت و ضررهای بیشتر دست به این اقدام زده است لوث نمایند.
خوشبختانه مردم شریف ایران آنچنان فهیم و آبدیدهاند که هر یک تحلیلگر منصفی هستند و به خوبی از پس شایعات و بدآموزیها برخواهند آمد.
نکته مهمتر اینکه، اگر این توافق صورت نگیرد و کشور به سمت یک ریاضت اقتصادی بیشتر سوق داده شود و تحریمها خزانه دولت را از درآمد تهی کند، فقر و نابسامانی، بیکاری و فساد اداری و اخلاقی بیشتری را شاهد خواهیم بود؛ هر چند اقتصاد مقاومتی کلید و راه حل مشکل است اما بدون زحمت و خسارت هم نخواهد بود و اگر گزینه نظامی هم به هر دلیل و با هر شکلی به مرحله اجرا درآید و جنگی رخ دهد که در پایان ما برنده جنگ باشیم و یا جنگ برندهای نداشته باشد، باز هم ما نفع و سودی از این حوادث ناگوار نخواهیم داشت.
و در پایان ما بر این باوریم که مذاکره کنندگان مورد تأیید رهبر معظم انقلاب، تمام سعی و تلاش خود را به کار بردهاند تا در این مذاکرات بسیار سخت منافع ملی و اقتدار مردم ایران را حفظ کنند، هر چند از ابتدا سخنها و تصمیمات دال بر این بود که توافق بر مبنای برد – برد و رضایت طرفین باشد. پس باید امتیازاتی بدهیم تا امتیازی بگیریم، آنچه همه باید به آن توجه کنند این موضوع مهم است که ما در مذاکرات دستمان پر بوده که تا به این حد مذاکره کنندگان وقت گذاشتند و طرف مقابل را وادار کردند از مواضع قبلی خود که مهمترین آن مخالفت با انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بود عدول نمایند و ایران و حاکمیت آن را به عنوان کشوری مقتدر و تأثیرگذار در منطقه پذیرفتند و خواهی نخواهی اما با اکراه پذیرفتند که تحریمها نمیتواند ایران را از فناوری صلحآمیز هستهای محروم کند و تسلیم نماید.
نقطه قوت دیگر ما، منطق و استدلال فنی و عالمانه مذاکره کنندگان بوده است که تحمل و صبوری بیش از حد ظرفیت طرفهای مقابل را رقم زدند، این سرمایهها بیشک مهمتر از سرمایههای مادی و فیزیکی هستند که بعضی کشورهای عربی و نفتخیز بیش از ما ذخیره کردهاند.
عقلانیت، آگاهی، استقلالطلبی و پختگی دولتمردان قطعاً کلید گشایش و موفقیت این مذاکرات بوده که با رهبری خردمندانه و هوشیارانه مقام معظم رهبری به ثمر نشسته است و دوست و دشمن این موضوع را بارها بر زبان آوردهاند.
امید که این توافق بتواند پاسخگوی مقاومت چندین ساله مردم عزیزمان باشد.
- سه شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۴
- سرمقاله