سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۸ بهمن ۱۴۰۰
سرگردانی بین پاستور و بهارستان

مالیات پولی است که به منظور تامین هزینه ی اداره کشور از اشخاص حقیقی و حقوقی دریافت می شود . با توجه به این که دریافت مالیات در گرو رواج کسب و کار و تولید و آبادانی و امنیت و پای بندی دولت به مفاد قانون اساسی و رعایت حقوق مردم است ، قاعدتا مردم نباید مخالفتی با پرداخت مالیات داشته باشند اما از آنجایی که در طول صدها سال مردم نقشی اساسی و تعریف شده در چارچوب قانونی مدون برای واگذاری قدرت به فرمانروایان نداشته و یا این که در مقاطعی دولت قانونی را با دولت شرعی یکی نمی دانسته اند ، به جای مالیات ، خمس و زکات می پرداخته اند یا اینکه از زیر بار پرداخت مالیات و خمس و زکات شانه خالی می کرده اند و استدلالشان نیز این بوده که در زمان پیامبر و حضرت علی (ع) نیز تنها خمس و زکات گرفته می شده و از مالیات خبری نبوده است ؛ لذا همواره در این خصوص چالش هایی وجود داشته به طوری که رسوبات چنین فرهنگی هنوز هم پابرجاست . به نظر می رسد با توجه به این که مالیات جای خمس و زکات را گرفته ، تبیین این مسئله برای مردم اهمیت فراوانی دارد ! در تاریخ نقل شده که حضرت علی (ع) در کنار خمس و زکات برای افراد ثروتمند و دارای اسب نیز مالیاتی در نظر می گرفتند ! (ادامه…)

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۷ بهمن ۱۴۰۰
مخاطرات هبوط معنوی

اگر از یک کارشناس دینی بپرسند شاخص ترین وظیفه ی دین چیست بی تردید خواهد گفت گماشتن نگهبانی در درون باورمندان برای خود مراقبتی در راستای کاهش هزینه های همزیستی و حرکت به سوی کمال .ناگفته پیداست که زیست اجتماعی منجر به تلاقی ایده ها و تعارض منافع و ایجاد سوء تفاهم ها و بروز خصلت هایی چون انحصار طلبی و زیاده خواهی می شود . اگر چه با تدوین قراردادهای اجتماعی و زور می توان به برقراری نظم یاری رسانید ولی برای کاهش هزینه ی اداره جامعه ، باور مشترک به یک آرمان و اعتقاد به وجود نیرویی غیبی که پیدا و نهان همه را می داند بهترین راه برای اداره ی جامعه با کمترین هزینه است و این مهم از عهده ی دین برمی آید . چنین کارکردی تنها بر نفوذ معنوی استوار است بر این اساس هر تکلیف و باوری در چارچوب دین در خدمت همین هدف خواهد بود . از نماز و روزه و حج و زکات گرفته تا سایر فرایض و مستحبات ؛ چرا که تمامی این تکالیف قرار است در خدمت سازگار سازی باشد. شهری را تصور کنید که سر هر کوچه اش یک نگهبان برای جلوگیری از سرقت حضور دایم داشته باشد ؛ با این وجود باز هم ممکن است سرقتی اتفاق بیافتد اما وقتی در درون هر انسانی یک نگهبان باشد که بدون دریافت حقوق و بیمه و پاداش با انگیزه ی دریافت پاداش ده برابر اخروی حتی اندیشه سرقت را نیز رصد می کند و از آن جلوگیری به عمل می آورد آنگاه متوجه می شویم که اعتقاد به امر غیبی چه کارکردی دارد ! با این وجود عظمت چنین کارکردی در صورت هر گونه سوء استفاده به ضد خودش تبدیل می شود.
هر چند تعلقات و تعصبات ملی یا صنفی و قومی و نژادی و زبانی نیز می تواند در ایجاد همگرایی و به خط کردن مردم برای رسیدن به هدفی خاص کارساز باشد ولی قابل مقایسه با قدرتی که با انگیزه ای درونی پشتیبانی می شود نیست ! (ادامه…)

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۶ بهمن ۱۴۰۰
رسوبات فرهنگ شاهی

شاه صرفا یک شخص در لباس حاکمیت و میراث دار سیاست رضاخانی نبود که با رفتنش تمامی ساختار فکری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مردم ایران دچار تحول و تغییرات بنیادین شود. بلکه شاه مجری و فرمانده یک الگوی دیکتاتوری نهادینه شده در سلسله شاهان بود. او احساس می کرد در رأس هرمی قرار دارد که قاعده آن ملتی هستند که می باید اریکه سلطنت او را بر دوش کشند و همانند داریوش هخامنشی که نقش سنگی آن بر سردر دروازه ورودی تخت جمشید بوده و اینک در بریتیش میوزیم انگلیس بر فراز دیوار ورودی است می باید سنگینی آن را تحمل کنند و حتی اعتراض هم نداشته باشند. چون شاه هست و صاحب فرمان. و حرف اوست که تعیین کننده تمامی امورات مردم است. براساس شواهد تاریخی تمامی شاهان، حتی کریم خان زند که خود را وکیل الرعایا نامید هر زمان که قدرت خود را در خطر دید دست به شمشیر برد و مخالفان را سرکوب کرد. این فرهنگ توسل به زور و اعمال قدرت در فرهنگ و رفتار بعضی مردم رسوب کرده به گونه ای که هنوز بعضی از مدیران اداری که صاحب امضاء هستند احساس شاهانه دارند و با تکبر و خودبزرگ بینی بدون توجه به خواسته ارباب رجوع و نقدهایی که رسانه ها بر عملکردشان دارند اعمال قدرت می کنند و همین که با تغییرات دولت بعدی از اسب قدرت پیاده شان می کنند خود را منتقد مدیر بعدی نشان می دهند و از در مخالفت با وی برمی آیند. (ادامه…)