سرمقاله محمد عسلی ۳۰ بهمن ۱۳۹۹
روزنامه های بی روزی

روزی بود، روزگاری بود. روزنامه ها قربی داشتند و قدری خاطری داشتند و خاطرخواهانی. آزادی را در حد روایت اخبار دولتی و انعکاس زندگی هنرپیشگان سینما و به قول مرحوم جلال آل احمد رنگین نامه ای از نوع درباری آن بودند.
روزنامه ۱۰ ریالی سه ریال سود داشت، نه فضاهای مجازی رقیب بودند و نه شبکه های ماهواره ای و نه گوشی های همه چیزدار همراه. دولت فخیمه شاهنشاهی هم از حاصل دلارهای نفتی کمکشان می کرد و از آنها تعریف و تمجید تقاضا می نمود.
آن دوران به سر آمد، دولت های انقلابی از نوع اسلامی آن یکی پس از دیگری با پرچم اصولگرایی و اصلاح طلبی ندای حمایت از فرهنگ سر دادند و روزنامه ها را ابزار و وسایل فرهنگی نامیدند که اگر نباشند و نتوانند چه بر سر فرهنگ خواهد آمد. روزنامه های دولتی همانند زنان عقدی از مهریه و کسوه و نفقه و حمایت های مهربانانه برخوردار شدند و روزنامه های بخش خصوصی همانند زنان صیغه ای بدون مهر معین و موعد معین اما درخواست های مکرر اینگونه باش و آنگونه باش همانند قارچ روئیدند. (ادامه…)

یادداشت طنز سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۹ بهمن ۱۳۹۹
هدیه والنتاین ننه ی غضنفر

ننه ی غضنفر با عروسش رفته بود بازار ، به حساب خودش اگه چند کیلو پیاز و نصف شونه تخم مرغ و نیم کیلو گوشت می خرید چوب خطش پر می شد و دیگه چیزی تو حسابش نبود ولی هر چی خرید می کرد مثل این که داره با کاسه از دریا آب برمی داره ، به عروسش گفت : ننه قربونت برم به گمونم جن رفته تو کارت بانکی من که هر چی میخرم پولم تموم نمیشه ، عروسش گفت : کارتت رو بده ببرم موجودی بگیرم ، شاید یارانه ریخته باشن به حساب . ننه غضنفر گفت : پول یارانه که رفت تو شکم قبض آب و برق ، نه ننه کار از یک قرون و دوزار گذشته ، من تا حالو فقط سیصد هزار تومن چی خریدم ! عروس ننه ی غضنفر با عجله رفت موجودی گرفت و برگشت و هرچی به رسید نگاه می کرد باورش نمی شد . (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی ۲۸ بهمن ۱۳۹۹
اقتصاد مقاومتی کارآفرینی

نه دین، نه کار، نه اقتصاد و نه تربیت، امری دستوری نیستند و به صورت بخشنامه ای اجرایی نمی شوند. گردش ایام و روح بالنده آفرینش براساس یک سنت و نظم هوشمندانه با هر یک از اجزاء و در کل تابع نظمی هوشمندانه هستند که هر علتی را معلولی و هر معلولی را علتی است.
کسی که باد می کارد، طوفان درو می کند و کلوخ انداز را پاداش سنگ است. اقتصاد یک واژه هست که در افکار عمومی از آن یک معنی مستفاد می شود کار و درآمد حاصله از آن برای امرار معاش، اما در مفهوم خاص و تعریفی علمی از آن نتیجه، روند تحقق برنامه هایی برای درآمدزایی از طریق تولید و نحوه صحیح مصرف و ذخیره سازی برای تأمین به موقع ابزار تولید و نظارت بر شیوه اجرای کار است.
امروز اقتصاد تمامی کشورهای جهان چنان درهم تنیده است که جداسازی تار و پود آن به مثابه باز کردن تار و پود فرشی است که به زیبایی و استحکام می توان از آن استفاده کرد و این به معنای وابستگی اقتصادی نیست که جنبه های سیاسی آن بتواند موجودیت و هویت فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشوری را به خطر اندازد. (ادامه…)