سرمقاله
محمد عسلی
مقابله فرهنگی یا سرهنگی
برخورد فیزیکی با مسئله بدحجابی را سالها تجربه کرده ایم، اما نتیجه مطلوب و دلخواه نگرفته ایم. می توان نمونه های زیادی را مثال آورد که تبعات منفی آن از نتایج مثبتش افزون باشد.
از طرفی نمی توان دست روی دست گذاشت و تن به هر چه بادا باد داد.
پس چه باید کرد؟
خیابان عفیف آباد که باید با نامش همخوانی داشته باشد متأسفانه ساختار فرهنگی ناسازی دارد. خیابان تشکیل شده از مغازه ها و فروشگاههای بزرگ مد روز و لباسهای آنچنانی که آن قدر تنگ و جلفند که برجستگی های ناپیدا هم با پوشیدن آنها پیدا می شود که خود علتی است برای تبلیغ و تشویق بدحجابی که ما در برابر چنین هجمه تبلیغاتی تسلیم شده ایم، زیرا هر گونه مقابله ای مخالفت با کسب و کار و اشتغالزایی تلقی می شود.
جوانان بیکار پسر و دختر که بیشتر برای خودنمایی و صید احساس یکدیگر به خیابانها می آیند و می خواهند انرژی متراکم خود را آزاد کنند یا معمولاً متأهلین مجردند و یا بیوه ها و مطلقه های سرگردان، خواه تنها باشند یا با مادرانشان و اگر افراد بی مسئله و نجیبی هم به جمع خریداران صرفاً تماشاگر بپیوندند یا بی تفاوت و به حسب عادت بی خیال می گذرند یا افسوس می خورند که چرا در یک کشور اسلامی شاهد چنین رفتارهای تلخ و زشتند و یا به ندرت درگیر می شوند و ماجرا می شود که به تو چه؟ (ادامه…)