یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
معادله چندمجهولی
برخی که نگاهی زیرپوستی به انتخابات هفتم اسفند دارند، نمیتوانند خود را با تحلیلهای صرفاً جناحی برای توجیه رویکرد مردم به نامزدها متقاعد سازند، لاجرم به دنبال محملی دیگر هستند تا تفسیری واقعبینانهتر از هجوم مردم به پای صندوقهای رأی ارائه دهند. ناگفته پیداست بخشی از تحلیلهای ارائه شده از سوی صاحبان دیدگاههای گوناگون سنخیتی با پیام نهفته در این روز تاریخی ندارد و به خدمتگزاران در عرصههای مدیریتی برای نزدیک شدن به سمت و سوی افکار عمومی کمک نمیکند و بیشتر از جنس تعارفات روزمره سیاسی است که معمولاً در محافل رسمی رد و بدل میشود!
اگر چه نمیتوان نزدیکی دیدگاه اکثریت نمایندگان راه یافته به مجلس خصوصاً در کلانشهرها را به ذائقهی عمومی انکار کرد اما پیام مردم در انتخابات هفتم اسفند فراجناحی بود. در انتخاباتی از این دست داوری مردم که در نتایج نهایی تبلور مییابد معمولاً معطوف به ترجیح یک دیدگاه بر دیدگاه دیگر است، آن هم بر سر موضوعاتی که به محل تلاقی اندیشههای سیاسی تبدیل گردیده، نظیر برجام. در واقع افکار عمومی به دنبال تنشزدایی از ساختار سیاست خارجی است. شاهد این مدعا این که برخی از نمایندگانی که قبلاً با تابلو اصولگرایی در انتخابات شرکت کرده بودند و از لحاظ تشکیلاتی و ساختار فکری و اندیشگانی هم در طیف اصولگرا قرار میگرفتند پس از درک این موضوع که موافقت یا مخالفت با برجام و بیتفاوتی نسبت به برخی مطالبات پیرامون حقوق شهروندی به شاخصی مهم برای مرزبندی بین نامزدهای مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان تبدیل گردیده، سعی کردند یا به عنوان نامزد مستقل در انتخابات شرکت کنند و یا به فهرست اصلاحطلبان که تابلو موافقت با برجام را در دست داشتند بپیوندند. بدین ترتیب همانگونه که اصولگرایان در انتخابات قبلی با بهرهگیری از شعارهای اقتصادی و معیشتی و اهرمهای دیگری که در اختیار داشتند توانستند از اصلاحطلبان پیشی گیرند، این بار اصلاحطلبان با بهرهگیری از پالسهایی که افکار عمومی میفرستادند و با تبدیل کردن برخی از مطالبات مردمی به شعار انتخاباتی موفق شدند در شهرهای بزرگ که ساکنانش کمتر تحت تأثیر گرایشهای قومی و طایفهای و بومی و منطقهای قرار دارند، آرای مردمی را از آن خود کنند. (ادامه…)
- سه شنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۴
- سرمقاله
