طنز انتخاباتی
اسماعیل عسلی
کابوس سیاسی
چو سی هفت بگذشت از انقلاب
برآمد ز مشرق زمین آفتاب
بپا خاست یک مرد میدان ز خواب
چو در خواب دید او جهان روی آب
جهانی پر از خشم و بیداد و کین
که تازد همی این بر آن، آن بر این
بپا خاست در خواب و ناشسته رو
به مجلس چپیدن شدش آرزو
نگاهی به سیمای خود کرد و گفت
تلف کرده‌ام عمر با حرف مفت
زبان وام بگرفت از بلبلان (ادامه…)