یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
ورودی و خروجی مجلس
پیشی گرفتن نامزدهای منتسب به جریان های مستقل، معتدل و اصلاح طلب در دور دوم انتخابات مجلس با وجود کمرنگ تر بودن میزان مشارکت که برای دور دوم انتخابات امری طبیعی است، چراغ راهنمایی بود که راه یافتگان به مجلس دهم حداقل تا بازه زمانی چهار سال آینده آن را مطمح نظر قرار داده و سمت و سوی حرکت خود را با آن تنظیم نمایند.
قبل از هر چیز باید اذعان داشت که احزاب و جریان های رسانه ای (جریان هایی که موجودیت خود را مرهون القائات رسانه ای هستند) در ایران نتوانسته اند نشو نمای درخوری داشته باشند و ریشه های خود را به اعماق توده های مردم برسانند و به مدد آنها تغذیه شوند و مردم نیز این فرصت را پیدا نکرده اند که تدریجاً به خاستگاه و آبشخور احزاب سیاسی تبدیل شوند، به همین دلیل داوری افکار عمومی پیرامون عملکرد احزاب نیز تابع قواعد شناخته شده و متعارف و جا افتاده در نظام های پارلمانی نیست! به همین دلیل گاه عملکرد غلط دولت های مورد حمایت یک جریان منجر به برچیده شدن پایگاه هایی می شود که آن جریان در محل تقاطع و عبور و مرور افکار عمومی بر پا کرده است.
دولت احمدی نژاد که از نقاط ضعف چند دهه¬ای مسئولین، نردبانی برای صعود بر بام بالاترین سمت اجرایی کشور ساخته بود ظرف ۸ سال فعالیت شگفت انگیز به گونه ای عمل کرد که هیچ دولتی تمایل ندارد با او مقایسه شود و برخی از حامیان قسم خورده اش نیز به دنبال پاک کردن رد پای حمایت های غیر قابل توجیه خود از وی هستند. درآمیختگی رویکردهای پوپولیستی که تابع نظم و قاعده ی خاصی نیست و منجر به روایی شعارهای بلندپروازانه و عوام پسند می شود با دیوانسالاری تمرکز گرایانه و معطوف به رئیس جمهور و چند مشاور و معاون انگشت نما شده، رشته های فراهم آمده توسط دولت های قبلی را پنبه کرد و از آنجایی که خطای راهبردی در تداوم حمایت از این دولت با کنش های شتابزده ناشی از گونه ای خودشیفتگی موهوم تناسبی نداشت، لجام گسیختگی منحصر بفردی را موجب گردید که حتی پس از کشف آن و درک موقعیت خطرناک ایجاد شده نیز مهارناپذیر می نمود. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
- سرمقاله
