یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
نقش تبلیغات در هدایت افکار عمومی
حکومت‏ها و نظام‏های سیاسی به دلیل این که در دو مؤلفه اصلی ثروت و قدرت وابسته به مردم هستند، هدایت افکار عمومی برای آنها حائز اهمیت شایانی است تا آنجا که حتی مستبدترین حکومت‏ها نیز با هزینه‏های فراوان سعی بر تثبیت جایگاه خود در ذهن و زبان مردم داشته و دارند. با این تفاوت که در گذشته با توجه به حاکمیت فرهنگ شفاهی، بار بزرگنمایی جایگاه پادشاهان و فرمانروایان محلی بر دوش شاعران، دبیران، نقالان، قوالان و خنیاگران، تعزیه‏گردانان، خطیبان، نوبتیان و جارچیان بود و نویسندگان و دانشمندان سهم کمتری داشتند، هر چند ناگزیر بودند برای به دست آوردن هزینه سفرهای تحقیقاتی و فرصت مطالعه و امرار معاش آثار خود را به پادشاهان هدیه کنند یا این گونه وانمود نمایند که کتاب آنها با حمایت و دستور فلان حاکم نوشته شده است. اما اکنون با توجه به چربش سهم فرهنگ مکتوب و رسانه‏های دیداری و شنیداری و روزنامه‏ها و مجلات و فضای مجازی، تبلیغات حکومت‏ها نه تنها متنوع گردیده بلکه هزینه آن نیز افزایش یافته است ضمن این که با توجه به برخورداری منتقدین و رقبای آنها از امکانات تبلیغاتی، ناگزیر به پاسخگویی نیز هستند لذا زمینه‏ای برای ارائه‏ی تصویری افسانه‏ای و غیر واقعی و اغراق‏آمیز از صاحبان قدرت وجود ندارد.
از جمله ابزارهای مؤثر تبلیغاتی که در گذشته کاربرد فراوانی داشت، در وهله‏ی اول امنیت و سپس عدالت بود هر چند تعریفی که آنها از عدالت داشتند با حقوق انسانی مطابقت نداشت مثلاً در عصر ساسانی حق تحصیل از طبقات فرودست جامعه گرفته شده بود و عوام‏الناس هم پذیرفته بودند، امنیت هم تعریف جامع و فراگیری نداشت و مردم به زنده بودن خرسند بودند. هر چند خواص جامعه نیم نگاهی هم به شایسته سالاری داشتند که البته تحقق آن در پیچ و خم پذیرش اصل موروثی بودن سلطنت به اما و اگرهای زیادی بستگی داشت. در حالی که اکنون نحوه‏ی پاسخگویی حکومت‏ها به مطالبات عمومی با توجه به آگاهی نسبی مردم به حقوق خویش و روشنگری رسانه‏ها، بهبود یافته و کم و کیف آن روی رضایتمندی مردم و همراهی آنها با حکومت تأثیر تعیین‏کننده‏ای دارد. در عصر کنونی حکومت‏ها برای آگاهی از مطالبات عمومی مشکل چندانی ندارند و می‏توانند در صورت وجود آزادی بیان و عقیده از طریق رسانه‏ها، نظرسنجی‏ها، انتخابات و همچنین ارتباط مستمر با نمایندگان واقعی مردم در نهادهای مشورتی ملی و بومی در جریان چشمداشت و انتظارات مردم قرار گیرند. زمانی بود که سلطان محمود با پر کردن دهان شاعرانی نظیر عنصری، فرخی و عسجدی از طلا و جواهر آنان را به مداحی خود می‏گماشت و نقالان و خطیبان و دبیران دیوانی و خنیاگران و جارچیان را نیز مجبور به تکرار همان گنده‏گویی‏ها می‏کرد تا نامش بر سر زبان‏ها بیفتد و تصویری فوق واقعی از او در ضمیر مردم نقش بندد. این که فردوسی حکیم می گوید: (ادامه…)