سرمقاله
محمد عسلی
چرا شاه رفت؟
ایران در فراز و نشیبهای تاریخی شجاعت و تدبیر و هول و هراس شاهان بسیاری را به خود دیده و یادآور رشادتها و شجاعتهایی از مردان عرصه پیکارهای سخت است. آریوبرزن، یعقوب لیث، سلطان جلالالدین خوارزمشاه و عباس میرزای نایبالسلطنه را میتوان نمونههایی از آن دست شجاعان تاریخ دانست که برای حفظ مرزهای میهن جان را فدا کردند. هر چند مجاهدان و ایثارگران بسیاری را در جنگ ۸ ساله تحمیلی در اوراق زرین حماسه و افتخار میشناسیم و فراموش نمیکنیم که ذکر نام آنان از حوصله این نوشتار کوتاه خارج است و تاریخ نظیر آنان را به یاد ندارد.
و اما بعد:
شاه بارها در سخنرانیها و کتاب مأموریت برای وطنم که بیشتر به ذکر خاطرات اختصاص دارد گفته بود که در صورت هر خطری جان را فدا میکند تا دشمن از روی جنازه او عبور کند اما وقتی عرصه را تنگ دید و دانست که ماندنش به قیمت جانش تمام میشود، فرار را بر قرار ترجیح داد و طایفه هزار فامیل را نیز پیش از خود به خارج فرستاد و اگر سرانی چند از ارتشیان باقی ماندند به قصد کودتای نظامی بود که رهبر کبیر انقلاب و مردم قهرمان ایران به آنان فرصت ندادند و گرفتار شدند.
نویسندگان و تحلیلگران وقایع قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در خصوص ضعف و ناتوانی شاه سابق ایران و وابستگی شدید او به غرب و به ویژه حمایت آمریکا مطالب مستندی قلمی کردهاند اما آنچه از آن همه تحلیل و نوشته به دست میآید و همگان در آن متفقالقولند این است که شاه خطاها و سوء مدیریتهای خود و خانواده و دولتهایش را پذیرفته بود و دفاعی نداشت تا فرصت مقابله در برا بر مخالفانش که همه مردم بودند پیدا کند. چشم امید شاه نخست به حمایت آمریکا بود و دوم به ارتش و نیروهای امنیتی «ساواک». کارتر به عنوان رئیس جمهور آمریکا وقتی گزارشهایی دال بر ناتوانی شاه و اعتراض مستمر و همگانی مردم دریافت کرد راهی جز آن نیافت که در کنفرانس گوآدلپ شاه را تمام شده فرض کند و برای بقای سلطنت دست به دامان سران ارتش شود و ژنرال کهنهکاری چون هایزر را روانه تهران کند.
فرار شاه که به بهانه درمان بیماری و استراحت عنوان شد برای همیشه نظام سلطنت را از بیخ و بن فرو ریخت و هیچ قدرتی اعم از نظامی و انتظامی و امنیتی و حمایتهای خارج نتوانست در برابر اراده ملت مسلمان و قهرمان ایران قدعلم کند و یا رهبری انقلاب را از نیت و قصد خود که همانا سرنگونی نظام ستمشاهی بود باز دارد. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۵
- سرمقاله
