سرمقاله
محمد عسلی
جنبه¬های مادی و معنوی روز پدر
یادآوری دست¬های پینه¬بسته، صورت¬های سوخته از آفتاب تموز به فصل درو، پاهای در گل مانده در سوز سرمای زمستان، شکم¬های دردناک از سوء تغذیه، وحشت از ناامنی¬های کوهستان که سارقین حتی به کفش مردان کار هم دستبرد می¬زدند، ترس از سموم و سرمای بهاری که شکوفه¬های امید را در لحظاتی کوتاه نابود می¬کرد و فقری که گاه فخر بود و گاه زجر و کودکانی که نگاهشان برای رفع نیازهای حداقلی تمامی نداشت و فشارهای درونی که چون عقرب نیش گزنده¬اش را در دل فرو می¬برد و هزاران ناگفته¬هایی که رنج پدر بودن با گنج قناعت تحمل¬پذیر می¬شد، همه و همه حکایت پدرانی است که هنوزا هنوز هم سلامت روان را به صداقت جان دستمایه توکل کرده¬اند تا مرد باشند.
فشار تلاش مستمری که به عادت مردان بازنشسته¬ای را با سن ۷۰ سالگی در دو نوبت کاری روانه خیابان می¬کند تا چون مجسمه¬ای بی¬صدا که فریادهایشان را فقط خود می¬شنوند اتومبیل فرسوده¬ای را برای جابه¬جایی مسافران حرکت دهند تا شهریه دختران دم بخت را به دانشگاه آزاد تأمین کنند و پاکبانانی که در نیمه¬های شب به تمیزی خیابان¬ها برای روزی حلال دل¬مشغولند و همان¬ها که کیسه¬های متعفن زباله¬ها را جابه¬جا می¬کنند و یا در کنار کوره¬های ذوب آهن عرق¬ریزان آهن گداخته را به دست تفته می¬کنند تا حرمت مرد بودن را برای فرزندان به ارث گذارند. (ادامه…)